اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Saturday, 4 November 2023

تهدید یک خانواده پس از رسانه ای کردن بازداشت فرزند

تهدید یک خانواده پس از رسانه ای کردن بازداشت فرزند

به گزارش هانا خانواده محمد مرادخانی پس از رسانه ای کردن بازداشت فرزندشان، توسط اطلاعات سنندج تهدید شدند که فرزندشان را دیگر نخواهند دید.
محمد (سوران) محمدخانی، ۴۲ ساله، اهل سقز و ساکن سنندج، روز ۲۰ مهر ماه ۱۴۰۲، به دلیل نامعلوم توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شد.

#محمد_مرادخانی
#سنندج
#بازداشت

توبیخ و تعلیق "دست‌ کم ۵۰ دانشجو در یک هفتە"

همزمان با انتشار اخباری مبنی بر مستقر شدن "حجاب‌بان‌ها" در اطراف دانشگاه‌های تهران، گزارش‌ها حاکی از موج بی‌سابقه احضار دانشجویان بە کمیتەهای انضباطی و در پی آن توبیخ و تعلیق به بهانه "پوشش نامناسب" است.

شوراهای صنفی دانشجویان ایران در گزارش خود عنوان کردە است: «در دو هفته گذشته دانشجویان زیادی به کمیته انضباطی احضار شده و احکام سنگینی دریافت کرده‌اند؛ احکامی که در اکثر موارد، به بهانه عدم رعایت حجاب صادر شده‌اند.»
در ادامه آمده است: «علاوه بر دانشجویانی که برای اولین بار احضاریه دریافت کرده و مجبور به امضای تعهدنامه شده‌اند، تعداد زیادی نیز که احکام معلق داشتند، بدون تشکیل جلسه شورای بدوی و تنها با یک تماس از سمت کمیته انضباطی اطلاع یافته‌اند که احکام معلق‌شان اجرایی شده است».بر اساس این گزارش، تعداد احضارهای چند هفته اخیر حتی در مقایسه با دوران اوج اعتراضات سراسری زن، زندگی، آزادی سال گذشته نیز "بی‌سابقه" بودە است.
شوراهای صنفی دانشجویان ایران در گزارش خود تاکید می‌کند کە با اینکه هنوز آمار دقیقی وجود ندارد، اما تخمین زده می‌شود در یک هفته گذشته "بیش از ۵۰ دانشجو" به بهانه حجاب به کمیته انضباطی احضار شده و احکام مختلفی، از "توبیخ تا تعلیق" دریافت کرده‌اند. به گفتە این کانال تلگرامی، در اکثر این پرونده‌ها "هیچ‌گونه مدرکی مبنی بر تخلف دانشجویان" وجود نداشتە و بسیاری از این دانشجویان به صرف "گزارش‌های محرمانه" بی‌نام‌ و نشان به‌ شکل غیرقانونی "تعلیق" شده‌اند. همچنین گفتە شدە کە از بسیاری از دانشجویان، "چند بار" تعهد گرفته شده است.در ادامە این گزارش آمده کە این "تعهدنامه‌های غیرقانونی"، تنها وسیله‌ای هستند برای آزار بیشتر دانشجویان و کشاندنشان به کمیته انضباطی.استقرار حجاب‌بان‌ها در اطراف دانشگاه‌ها شوراهای صنفی دانشجویان تاکید کرد که علاوه بر استقرار "حجاب‌بان‌ها در سطح پردیس‌های دانشگاه تهران"، از ورود دانشجویانی که "پوششان باب میل نیروهای حراست نیست" به محوطه دانشگاه جلوگیری می‌شود.در این گزارش هدف افزایش فشار حراست و نیروهای حجاب‌بان بر دانشجویان "تحمیل حجاب اجباری" ذکر شده است.

در همین حال، "خبرنامه امیرکبیر" کە اخبار این دانشگاه را پوشش می‌دهد، در گزارش‌های متعددی از برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای "حراست" و "حجاب‌بان" در خیابان‌های اطراف و ایستگاه متروی نزدیک به این دانشگاه خبر دادە است.در یکی از این گزارش‌ها خبرنامه امیرکبیر روایت کرده کە نیروهای حراست به دانشجوی دختری که "برای دقایقی مقنعه‌اش افتاده بود" حمله‌ور شدە و با ایجاد رعب و وحشت خواستەاند کە کارت دانشجویی وی را ضبط کنند.در گزارش دیگر خبرنامه آمده که "نیروهای لباس شخصی دخیل در طرح موسوم به حجاب‌بان" کە بیشتر از "صد نفر" بودەاند، روز ۱۰ آبان ماه در اطراف دانشگاه صنعتی امیرکبیر، و محدوده تئاتر شهر مستقر شده‌ و به شدت با زنان به بهانه "عدم رعایت حجاب" برخورد کردەاند.برای اولین‌بار در مرداد ماه سال جاری روزنامه اینترنتی فراز در یک خبر اختصاصی نوشت که شهرداری تهران به زودی ۴۰۰ نیروی یگان حفاظت شهرداری را با عنوان "حجاب‌بان" به کار می‌گیرد.این روزنامه از قول یک منبع آگاه در یک شرکت پیمانکاری که با شهرداری تهران کار می‌کند، گزارش داد که حقوق ماهیانه این افراد ۱۲ میلیون تومان تعیین شده و این نیروها توسط شرکت "حامیان شهرداری تهران" استخدام شده‌اند. وظیفه آنها نیز "تذکر لسانی، ممانعت از ورود به واگن‌های مترو و تحویل بد‌حجاب‌ها یا بی‌حجاب‌ها به پلیس" است.












آتش‌سوزی مرکز ترک اعتیاد لنگرود؛ بازداشت سه نفر، «اجساد قربانیان قابل شناسایی نیست»

۳/آبان/۱۴۰۲

در پی جان‌باختن دست‌کم ۳۲ نفر طی آتش‌سوزی در یک مرکز ترک اعتیاد شهر لنگرود، معاون استانداری گیلان از بازداشت سه نفر از مسئولان این مرکز خبر داد و همزمان گفت که «اجساد آتش‌سوزی کمپ ترک اعتیاد قابل شناسایی نیستند.»

همزمان وزیر کشور در سفر به گیلان اعلام کرد، دلایل وقوع این آتش‌سوزی مرگبار را به انجام بررسی‌های بیشتر موکول کرد و همزمان گفت که از میان ۱۷ مصدوم اسن سانحه «دو نفر» به دلیل شدت سوختگی در بخش مراقبت‌های ویژه نگهداری می‌شود.

محمد جلایی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان، شامگاه جمعه با بیان اینکه «اجساد آتش‌سوزی کمپ ترک اعتیاد قابل شناسایی نیستند»، گفت که «هویت یابی اجساد حادثه کمپ ترک اعتیاد لنگرود زمان بر» است.

معاون استاندار گیلان شمار افراد بازداشت شده در ارتباط با این آتش‌سوزی را ۳ نفر اعلام کرد و افزود که «سه نفر از مسئولان مرکز کمپ ترک اعتیاد لنگرود تحت نظر و برای تحقیقات بیشتر در اختیار دستگاه قضا» قرار دارند.

آقای جلایی درباره دلیل وقوع این آتش‌سوزیمرکز ترک اعتیاد «گام اول رهایی» لنگرود، نیز گفت که در بررسي‌های اوليه، «آتش گرفتن بخاری، سرايت آتش به پرده و نهايتا آتش‌سوزی كل ساختمان» رخ داده است.

معاون استاندار گیلان دلیل جان باختن ۳۲ نفر در این آتش‌سوزی را «غافلگیری مددجويان و مسئولان‌ كمپ ترک اعتیاد» عنوان کرد و افزود: «غافلگیری شبانه، محبوس شدن و ازدحام جمعيت از دلايل افزايش جان‌باختگان در اين مركز ترک اعتياد بوده است.»

به گفته این مقام استانداری گیلان، علاوه بر بسیاری از مددجويان، نگهبان اين مركز ترک اعتیاد نيز جان خود را در اين آتش‌سوزی از دست داده است.

جعفر ميعادفر، رييس اورژانس كشور، با تایید جان‌باختن ۳۲ نفر در این آتش‌سوزی، درباره وضعيت مصدومان آتش‌سوزی مرکز ترک اعتیاد لنگرود گفت: «مصدومان دارای سوختگی ۴۰ تا ۶۰ درصد هستند و اقدامات درمانی روی اين افراد در حال انجام است.»

همزمان احمد وحیدی، وزیر کشور، شامگاه جمعه در جریان سفر به استان گیلان برای بررسی «آتش‌سوزی مرکز ترک اعتیاد لنگرود»، از محل این آتش‌سوزی، گفت: « در این آتش‌سوزی تاکنون ۳۲ نفر فوت شده‌اند» و از «۱۷ نفر از مصدومان به بیمارستان ولایت رشت» دو نفر ترخیص شده‌اند.
احمد وحیدی افزود که از «۱۵ مصدومی که در حال حاضر در بیمارستان بستری هستند، دو نفر در بخش آی‌سی‌یو تحت مراقبت ویژه قرار دارند.»

وزیر کشور همچنین از «تشکیل پرونده ویژه برای ریشه‌یابی دلایل وقوع آتش‌سوزی کمپ ترک اعتیاد لنگرود در دادستانی» خبر داد اما همزمان قصور و تقصیر مقام‌های استان گیلان را در این بروز آتش‌سوزی رد کرد و گفت که از زمان وقوع آتش‌سوزی «مسئولان ارشد استان گیلان پای کار بوده‌اند.»

وحیدی اعلام دلیل وقوع این آتش‌سوزی را به انجام بررسی‌های بیشتر موکول کرد اما گفت که «برخی گمانه زنی‌ها حاکی از آتش گرفتن بخاری» است و «عوامل دیگری هم مطرح شده که توسط پلیس آگاهی به دقت در حال بررسی است.»

وزیر کشور با بیان اینکه این کمپ ترک اعتیاد را تحت نظر سازمان بهزیستی قرار داشته است، افزود که «مراکز ترک اعتیاد بخش خصوصی باید به مسئولیت خودشان عمل کنند که یکی از آنها نظام ایمنی است و باید رعایت شود.»

در همین حال اسدالله عباسی، استاندار گیلان، گفت: برای جلوگیری از تکرار آتش‌سوزی‌های مشابه «افرادی که مسئولیت دارند باید در چارچوب مقررات عمل کنند» و «وظیفه ماست که نظارت‌ها را تقویت کنیم تا چنین حوادثی تکرار نشود.»

از سوی دیگر سایت جنایی، که عمدتا اخبار حوادث را در ایران پوشش می‌دهد، در گزارشی تاکید کرد که «آنچه باعث بالا رفتن آمار جانباختگان در آتش‌سوزی مرکز ترک اعتیاد لنگرود شد «حبس شدن مددجویان در محل آتش‌سوزی بوده است و مددجویان امکان خروج از ساختمان کمپ را نداشتند و همگی زنده زنده سوختند.»

در این گزارش تاکید شده که «آتش‌سوزی در کمپ ترک اعتیاد لنگرود ساعت ۵ و نیم صبح جمعه ۳ آبان شروع شد و ساعت ۹ و نیم به طور کامل مهار شد»، که به معنای این است «مددجویان چهار ساعت در آتش سوخته‌اند.»

این سایت همچنین از قول یک مددجو که پیشتر مدتی را در مرکز ترک اعتیاد لنگرود به سر برده، نوشت: «این کمپ عین زندان بود؛ در ورودی را تیرآهن زده و فنس کشیده‌اند و در بسته است. البته لوازم اطفای حریق وجود دارد، اما زمانی که شب همه به خوابگاه می‌روند در قفل می‌شود.»

در این گزارش عنوان شده که همه اتاق‌های این مرکز ترک اعتیاد دوربین‌ داشته و «دوربین‌ها همه چیز را ضبط کرده‌اند» ضمن اینکه «دوربین‌های کمپ به موبایل صاحب کمپ وصل» بوده و تصاویر دوربین‌ها «می‌تواند همه چیز را مشخص» کند.

در همین حال فریدون امین، عضو سابق شورای شهر لنگرود، که پزشک کمپ ترک اعتیاد مرکز «گام اول رهایی» بوده به روزنامه هم‌میهن گفت که افرادی که در زمان وقوع آتش‌سوزی در این کمپ نگهداری می‌شدند « از ۲۲ ساله تا ۵۰ ساله» بوده‌اند.

در حالی که مجموع جان‌باختگان و مصدومان این آتش‌سوزی بنابر آمار اعلام وزیر کشور «۴۹ نفر ، شامل ۳۲ جان‌باخته و ۱۷ مصدوم» بوده است، فریدون امین، پزشک کمپ ترک اعتیاد مرکز «گام اول رهایی»، در این مصاحبه گفته که «در این کمپ حدود ۴۲ نفر معتاد به مواد مخدر تحت درمان» قرار داشتند.

روزنامه هم‌میهن همچنین نوشت که «این مرکز ترک اعتیاد به‌عنوان ماده ۱۵ قانون مبارزه با مواد مخدر، یعنی ترک اعتیاد داوطلبانه» فعالیت می‌کرد اما «قوانین ترک اعتیاد مراکز ماده ۱۶، یعنی مراکز ترک اجباری برای این مکان در نظر گرفته شده بود» و به همین دلیل مددجویان هنگام وقوع ‌آتش‌سوزی «نتوانستند از ساختمان بیرون بروند.چون درها به‌گفته منابع آگاه، قفل بود.»




اعدام در زندان عادل آباد شیراز، اهر و اصفهان

زندان عادل آباد شیراز یکی از زندان های ایران است که هر ماه تعدادی از زندانیان در آن با اتهاماتی همچون مواد مخدر و قتل اعدام می شوند. این در حالیست که در قرن بیست و یکم در بسیاری از کشورهای جهان حکم اعدام لغو شده است.

به گزارش کانون حقوق بشر ایران، روز شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۲، پس از اعدام سه زندانی در زندان عادل آباد شیراز، یک زندانی در زندان اهر و افزایش اعدام در زندان دستگرد اصفهان، آمار اعدام در زندان های ایران در کمتر از یک ماه به ۳۷ تن رسید.

زندان عادل آباد شیراز

صبح روز دوشنبه ۸ آبان ماه ۱۴۰۲، سه زندانی با اسامی شهاب صادق زاده، منصور تقوایی، حیدر سالخورد در زندان عادل آباد شیراز اعدام شدند.
شهاب صادق زاده، ۳۱ ساله، اهل ارسنجان و منصور تقوایی، ۳۵ ساله، اهل ارسنجان هر دو از متهمان مواد مخدر بودند که دو سال پیش در یک پرونده مشترک به این اتهام بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.
حیدر سالخورد زندانی دیگر متهم به قتل بود و از سه سال پیش به این اتهام در زندان به سر می برد.

اعدام در زندان اهر

سحرگاه روز یکشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۲، یک زندانی مرد به نام شمس الله بنابی در زندان اهر اعدام شد. او متهم بود که سه سال پیش بر سر اختلافات مالی مردی را به قتل رسانده است.
شمس الله بنابی، ۴۲ ساله، اهل تاکستان قزوین پس از بازداشت به اتهام قتل، به این اتهام به اعدام محکوم شده بود.

زندان دستگرد اصفهان

پیش از این خبر مربوط به اجرای حکم ۴ زندانی را در زندان دستگرد اصفهان منتشر کرده بودیم. اخبار حاکی از اعدام یک مرد زندانی دیگر در این زندان به اتهام مواد مخدر است.
به این ترتیب در روز ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۲، ۵ زندانی با اسامی ابراهیم نارویی، نصیر کریمی، علی هادئی و دو زندانی دیگر با هویت نامشخص اعدام شدند.

اعدام به‌طور تاریخی، ابزار قدرتها و اعمال حاکمیت دیکتاتورها، برای ارعاب و تسلیم مردم بوده است. دیکتاتوری حاکم بر ایران چهل سال است که از ابزار اعدام برای ایجاد خفقان و تثبیت حاکمیت خود بطور دائمی استفاده کرده است؛ چرا که دست کشیدن از ابزار اعدام و سرکوب به معنی نابودی نظام ولایت فقیه است.

جمهوری اسلامی بالاترین نرخ اعدام در هفت سال گذشته را به ثبت رساند

به گزارش سازمان حقوق بشر ایران، تعداد اعدام‌های سال ۲۰۲۳ از ۶۰۰ مورد فراتر رفته است
ایندیپندنت فارسی 

 

شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۲ برابر با ۴ نُوامبر ۲۰۲۳ ۱۰:۱۵
سازمان حقوق بشر ایران از جامعه جهانی خواست تا اعدام‌های بی‌رویه در جمهوری اسلامی را «با قوی‌ترین لحن» محکوم کند- ARASH KHAMOOSHI/ISNA/AFP
سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی اعلام کرد که در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۳ میلادی، تعداد اعدام‌ها در ایران از مرز ۶۰۰ نفر گذر کرده است. بر اساس این گزارش، در میان آخرین احکام اعدام اجراشده در سال جاری، حکم اعدام هفت زندانی دیگر که عمدتا با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند، روز چهارشنبه دهم آبان‌ماه، در زندان قزل‌حصار کرج به اجرا درآمد.

پیش‌تر نیز اخباری از اعدام دو زندانی، ازجمله یک تبعه کشور افغانستان، در این روز در زندان قزل‌حصار اعلام شده بود. با اعدام‌های روز چهارشنبه، برای اولین بار در هفت سال گذشته، تعداد اعدام‌های سالانه در ایران از مرز ۶۰۰ تن عبور کرد. این در حالی‌ است که هنوز دو ماه به پایان سال میلادی جاری باقی مانده است.

سازمان حقوق بشر ایران با اشاره به این‌که گذر از مرز ۶۰۰ اعدام تنها در ۱۰ ماه نخست ۲۰۲۳، نسبت به آمار کل سالانه در هشت سال اخیر بی‌سابقه است، از جامعه جهانی خواست تا اعدام‌های بی‌رویه جمهوری اسلامی را «با قوی‌ترین لحن» محکوم کند. به گزارش سازمان حقوق بشر ایران، از سال ۲۰۱۶ میلادی تا‌کنون تعداد سالانه اعدام‌شدگان در ایران مرز ۶۰۰ قربانی را رد نکرده بود.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این رابطه اعلام کرد: «جامعه جهانی باید به بیش از ۶۰۰ اعدام در ۱۰ ماه، یعنی دو قتل حکومتی در روز، توسط یک دولت عضو سازمان ملل که ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق‌ بشر این سازمان را هم بر عهده دارد، واکنش نشان دهد. سکوت به معنای تایید ضمنی این جنایات است.»

هم‌زمان با این گزارش، مجموعه فعالان حقوق بشر روز جمعه در گزارش‌هایی جداگانه از اجرای حکم اعدام شش تن دیگر از شهروندان خبر داد. بر اساس این گزارش، حکم یک زندانی که پیش‌تر بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، روز یکشنبه هفتم آبان ماه، در زندان اهر به اجرا درآمد. شمس‌‌الله بنابی، ۴۲ ساله و اهل تاکستان قزوین، پیش‌تر بابت اتهام قتل بازداشت و سپس در مراجع قضایی به اعدام محکوم شده بود.

همچنین پنج زندانی در زندان دستگرد اصفهان نیز، روز پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲، اعدام شدند. هویت سه تن از این زندانیان، ابراهیم نارویی ۴۲ ساله، نصیر کریمی ۳۲ ساله و اهل فومن و علی هادئی، حدودا ۳۰ ساله و اهل صفادشت، گزارش شده است. این سه زندانی پیش‌تر در پرونده‌هایی جداگانه بابت اتهام‌هایی مرتبط با مواد مخدر، در مرجع قضایی به اعدام محکوم شده بودند.

از سوی دیگر، روز یکشنبه هفتم آبان ماه نیز اعلام شد که قاسم آبسته، زندانی سنی مذهب محکوم به اعدام، به دلایل نامعلومی به یکی از سلول انفرادی زندان قزلحصار منتقل شده است. هرانا اعلام کرد که انتقال این زندان محکوم به اعدام، باعث افزایش نگرانی خانواده و نزدیکانش در‌خصوص وضعیت او شده است. قاسم آبسته در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. او پس از ۱۴‌ماه بلاتکلیفی در زندان‌‌های اوین و ارومیه، در سال ۹۱ به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد. او مرداد سال جاری به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت.
اتهام این زندانی محاربه عنوان شده و عضویت در «گروه‌های سلفی» عنوان اتهامی اوست. این زندانی با نگاشتن نامه‌ای سرگشاده، اتهام مطرح‌شده را رد و بر بی‌اساس بودن آن تاکید کرده است. قاسم آبسته به همراه شش زندانی سنی مذهب دیگر، اسفندماه ۹۴، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به اعدام محکوم شدند. این حکم را قاضی علی رازینی در دیوان‌عالی کشور نقض کرد.

بنا به اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، حکم اعدام ۹ مرد در زندان قزل‌حصار کرج، صبح روز چهارشنبه ۱۰ آبان ماه، به اجرا درآمد. پیش‌تر خبر اعدام دو زندانی ازجمله صادق تاجیک تبعه کشور افغانستان و یدالله فرخی اهل کوهدشت، در این روز در زندان قزل‌حصار اعلام شده بود. اطلاعات جدید نشان می‌دهد که محمد قبادی، فردی با نام کوچک مانی و فردی با نام کوچک ابوالفضل، با اتهام «قتل عمد» و محکوم به قصاص نفس، جزو اعدام‌شدگان بودند.
سازمان حقوق بشری هه‌نگاو نیز اعلام کرد که طی روزهای گذشته حکم اعدام دست‌کم سه زندانی به نام‌های حیدر سالخورد، شهاب صادق‌زاده و منصور تقوایی که پیش‌تر بابت جرایم مرتبط با مواد مخدر و قتل عمد به اعدام محکوم شده بودند، در زندان مرکزی شیراز اجرا شده است.

حکم اعدام دو زندانی به نام‌های شهاب صادق‌زاده ۳۱ ساله و منصور تقوایی ۳۵ ساله و هر دو اهل ارسنجان که پیش‌تر بابت جرایم مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، در محوطه زندان مرکزی شیراز اجرا شده است. هم‌زمان حکم اعدام یک زندانی به نام حیدر سالخورد‌، اهل شیراز که سه سال پیش به اتهام قتل عمد بازداشت وبه اعدام محکوم شده بود، در زندان مرکزی شیراز اجرا شده است.
خبرگزاری هرانا که اعدام پنج تن از این زندانیان را اعلام کرده بود، هویت سه تن از ایشان را احسان حداد، عباس انارکی و فردی با نام کوچک بهروز، اهل ورامین اعلام کرده بود. بر اساس این گزارش، احسان حدادی و عباس انارکی با اتهام «قتل عمد» و بهروز با اتهام «تجاوز به عنف و قتل عمد»، به قصاص نفس یا اعدام محکوم شده بودند. هویت و اتهام نهمین زندانی اعدام شده، تا لحظه تنظیم این گزارش احراز نشده است.

سازمان حقوق بشر ایران به نقل از یک منبع مطلع نوشت: «این زندانیان در یک گروه ۱۵ نفره، غالبا از واحد ۳، جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده بودند. حکم شش نفر از این گروه اجرا نشد و به بندهای خود بازگشتند. زندانیان محکوم به اعدام این واحد با اتهام قتل عمد یا تجاوز به عنف محکوم شده‌اند و پس از تعطیلی زندان رجایی‌شهر به زندان قزل‌حصار منتقل شدند.»

اعدام‌های مرتبط با «مواد مخدر» در سه سال گذشته به‌طور مستمر افزایش شدیدی داشته‌ است. از ابتدای سال جاری میلادی تا‌کنون، دست‌کم ۳۴۲ تن با اتهام‌های مربوط به مواد مخدر اعدام شدند. پیش از این، سازمان عفو بین‌الملل نیز اعلام کرده بود که اعدام زندانیان با جرایم مربوط به مواد مخدر در ایران، از ابتدای سال جاری میلادی سه برابر شده است.

اعدام زندانیان با جرایم مربوط به مواد مخدر، دو‌ سوم آمار اعدام‌ها در پنج ماه اول سال ۲۰۲۳ را شامل می‌شد و بسیاری از اعدام‌شدگان از اقلیت‌های به حاشیه رانده شده و اقشار فقیر جامعه‌اند. بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، حدود ۲۰ درصد از اعدام‌های ثبت شده در ایران شامل بلوچ‌ها می‌شود که تنها ۵ درصد از کل جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند.













فراخوان جمعی از زندانیان سیاسی زندان قزلحصار کرج برای ممانعت از اعدام قاسم آبسته زندانی اهل سنت

جمعی از زندانیان سیاسی زندان قزلحصار، در پیامی خواهان ممانعت از اعدام زندانی عقیدتی - سیاسی قاسم آبسته شدند.
لازم به ذکر است که روز روز یکشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۲، قاسم آبسته را برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی زندان قزلحصار کرج منتقل کردند.
به گزارش منبع موثق، قرار است حکم اعدام او در روز یکشنبه ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۲، اجرا شود.
او طی چند ماه اخیر او را دوبار برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده و بعد از چند روز شکنجه روحی روانی، او را به بند عمومی بازگردانده اند.

«روز گذشته با خبر شدیم که قاسم آبسته زندانی سیاسی عقیدتی اهل سنت از دیار‌ کردستان را، که بیش از ۱۴ سال زیر حکم اعدام در بند بوده است، برای اجرای این حکم غیرانسانی و غیرقانونی به انفرادی‌های بند امن واحد‌ سه زندان قزل‌حصار منتقل کرده‌اند. بنا بر اطلاع موثق، صدور این حکم برای قاسم آبسته با نقض فاحش "حق دادرسی منصفانه" در جریان رسیدگی به پرونده او همراه بوده است. صدور این حکم ضد حقوق‌بشری تنها برای ارعاب بوده و هیچ مبنای حقوقی و قضایی ندارد؛ و جلوگیری از اجرای آن تنها در سایه همراهی همه نهادها، رسانه‌ها، فعالان‌ حقوق‌بشری و به ویژه همدلی‌ عموم هموطنان ممکن خواهد شد. نگذاریم شرایط کنونی و برخواستن آتش جنگ در منطقه فرصتی را برای گرفتن جان یک هموطن و قتل حکومتی او فراهم سازد. 

Friday, 3 November 2023

بیاد ستار بهشتی، وبلاگ نویس جسور و شجاع


 بیان به قیمت جان مقدمه

به جرأت میتوان ستار بهشتی را اولین جانباخته آزادی بیان در شبکه های اجتماعی در ایران قلمداد نمود. وبلاگ نویسی که نوشته ها و مطالب خود را در شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک منتشر میکرد و آدمکشان خامنه ای تصمیم به دستگیری و سربه نیست کردن او گرفتند. اما این جنایت با واکنش گسترده جهانی روبرو شد. در نتیجه، حاکمیت در پی انکار آن برآمد و محاکمه مضحک برای قاتل موهوم آن برگزار کرده و با ۳ سال حکم زندان!! برای شکنجه گر ِ قاتل، خواستند تا به قضیه خاتمه دهند.

اما در اثر جوشش خون به ناحق ریخته شده ستار و پشتیبانی و استمرار دادخواهی یاران و خانواده اش؛ نه تنها این ماجرا به فراموشی سپرده نشد بلکه روز بروز اوج تازه ای به خود گرفت. در سالگرد شهادت ستار بهشتی یاد و خاطره او را گرامی می داریم.

مختصری از زندگینامه ستار بهشتی 

ستار بهشتی ۳۵ ساله، مجرد و وبلاگ نویس ساکن رباط‌کریم بود. او تحصیلات راهنمایی داشت و کارگری ساده و روزمزد بود که با مادرش در یکی از محلات فقیرنشین شهر زندگی‌ می‌کرد. ستار سرپرست و نان‌آور مادر پیر و بیمارش بود. به گفته مادر ستار، او عاشق زندگی ساده بود و همواره می‌گفت: «طول زندگی خیلی مهم نیست و باید هر انسانی عمری مفید داشته باشد. او می‌گفت که چرا برخی این‌قدر دارند که نمی دانند چه گونه خرج کنند و برخی باید این‌قدر سخت زندگی کنند».

ستار بهشتی در یکی از سالگردهای تظاهرات کوی دانشگاه، تحت تأثیر برخورد مأمورین ضدشورش با معترضان قرار گرفت و وبلاگ‌نویسی را آغاز کرد. فعالیت‌های او با نام مستعار در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، گوگل‌پلاس و وبلاگش انتشار می یافت. او در وبلاگش مطالب و خبرهایی درباره زندانیان سیاسی و موارد نقض حقوق بشر در دیکتاتوری ولایت فقیه را انعکاس می‌داد؛ و به ظلم و ستم و فساد فراگیر حکومتی، اعتراض می‌کرد.
علت اصلی قتل ستار بهشتی

قبل از پرداختن به «چگونگی» قتل ستار بهشتی خوب است ابتدا «چرایی» آنرا مورد بررسی قرار دهیم.

قطعا دلیل اصلی قتل ستار بهشتی نوشته های او در وبلاگش با نام کاربری «شهاب آزادی» میباشد که با نگاه به آنها میتوان به نقطه نظرات و ایده و آرمانهایش پی برد و به شناخت او نائل آمد.

 درنوشته های او بر اصول و پایه های زیر بوضوح و صراحت کامل تاکید شده است :‌

او در مقاله شماره ۱۰ خود چنین می نویسد: «در آخر مطلبم اظهار می دارم برنامه هسته ای را به پایان برسانید با نقض حقوق بشر چه می کنید؟ با خونهای به ناحق ریخته شده بر زمین چه می کنید؟ این نظام دیگر نه اعتباری در درون مرز و نه آبرویی در برون مرز دارد راهی جز مقابله برای نابودی آن نیست، به زودی با فراگیر شدن قیامها حتی رهبر شما فرصت سر کشیدن جام زهر را هم نخواهد داشت».

ستار بهشتی در یکی از مقالات خود با رد و نفی اصلاح طلبان قلابی در درون این نظام نوشته بود: «… اصلاح‌طلبان امروز همان اقتدارگرایان دیروز هستند. همان بازجوها، مأموران اطلاعات، سپاهیان استعفاداده یا بازنشسته شده، قاضی‌هایی که حکم برای مخالفان صادر می‌کردند! و شما اصلاح‌طلبان دست در خون این ملت دارید. خود می‌دانید با تغییر نظام باید جوابگوی اعمال خود باشید. در قیام ۸۸ اگر این قیام به ثمر ننشست به‌خاطر این بود که آقای موسوی، کروبی، خاتمی و بقیه اصلاح‌طلبان خواهان تغییر در سیاست‌های نظام بودند نه کلیت نظام…»!
عشق به وطنش ایران و مردمش در نوشته هایش موج میزد آنجایی که نوشتت: «بنده و امثال من وطن‌فروش نیستیم عاشق ملت خود هستیم. بنده به‌عنوان یک ایرانی می‌گویم، من نمی‌توانم در برابر این همه مصیبت سکوت کنم. بنده می‌گویم آقایان شما زیاد وراجی انجام می‌دهید و با این اراجیف کشور را به نابودی کشاندید. من سکوت نمی‌کنم حتی اگر قرار به رسیدن لحظه مرگ من باشد در هر کجای دنیا که باشم و تهدید از طرف هر کسی باشد برای بنده اهمیت ندارد. آقایان دهانتان را ببندید ظلم نکنید تا افشاگری نکنیم».

ستار بهشتی بخوبی میدانست که در افتادن با هیولای ولایت فقیه و پاسدارانش قیمت سنگینی می طلبد اما او با تمام وجود، دادن این قیمت را اختیار کرده بود که قیمت را نیز به بهای جانش بی هیچ ترس و واهمه‌ای پرداخت کند.

وی درباره تهدیداتی که متوجه خودش بود از جمله نوشت: «ایمیل، مسج و ضرب ‌و شتم در خیابان کمترین کاری است که انجام می‌دهند! دیروز بنده را تهدید می‌کنند، به مادرت بگو به‌زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی‌بندی می‌گویم کاری انجام نمی‌دهم که لازم به بستن دهانم باشد می‌گویند وراجی زیاد می‌کنی، می‌گویم چیزی که می‌بینم و می‌شنوم می‌نویسم.
می‌گویند هرکاری بخواهیم می‌کنیم هر رفتاری را انجام می‌دهیم شما باید خفه شوید و اطلاع‌رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام و نشان! بدون این‌که کسی بداند چه بر سر شما آمده!…ما را از تهدیدات خود نترسانید چون ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق و شکنجه شدن، ما را از اطلاع‌رسانی کردن باز نمی‌دارد. اگر شعار شما این است که ما بازداشت می‌کنیم، شکنجه می‌دهیم. شما سکوت کنید! شما اطلاع‌رسانی نکنید! شعار ما هم این است. پا به میدان گذاشتیم در این مبارزه یا از قفس تن رهایی می‌یابیم یا قفس ظلم شما را درهم می‌شکنیم. یک بار به دنیا می‌آییم و یک بار می‌رویم».

ماجرای دستگیری و قتل ستار بهشتی 

در ۹ آبان ۱۳۹۱ ستار بهشتی به اتهام « اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس بوک» توسط پلیس فتا بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد . ستاردر مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و به دلیل خون‌ریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه، جانباخت. پیکر بی جان او در آرامستان رباط کریم (محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد.

شواهد انکار ناپذیر از قتل و شکنجه ستار

رضا حیدرپور پزشک بهداری زندان اوین که پیکر ستار بهشتی را معاینه کرده بود، اعلام کرد که آثار ضرب و شتم و شکنجه روی بدن او وجود دارد و مرگ ستار بهشتی بر اثر خونریزی مغزی و داخلی بوده‌است. رضا حیدرپور نیز بعداً توسط وزارت اطلاعات دستگیر و به ۶ ماه زندان محکوم شد.
یکی از هم بندان او بنام حسن جوانی می نویسد :

«روز ۹ آبان ستار بهشتی را آوردند توی اتاق ما. وقتی آوردند آثار شکنجه روی صورتش بود، نوک دستش باد کرده بود. روی بدنش که ما بردیم حمامش کردیم آثار شکنجه بود. چهارشنبه شب آوردند، پنجشنبه می‌خواستند دوباره او را از زندان تحویل بگیرند و جهت بازجویی ببرند… بیشتر در مورد شکنجه‌های شدید و وحشیانه‌ای که تحت آن‌ها قرار گرفته بود توضیح می‌داد. گفت، تهدید به قتل کردند، خیلی زدند، نوع زدن هم آویزان کردن و مشت و لگد زدن بود و دستاش باد کرده بود. صورتش هم شدیداً کبود بود. سرش هم ضربه خورده بود خیلی سردردهای شدید داشت. او در این مدت کوتاه که در بند بود اصرار به گفتن چیزهایی داشت که بر وی روا داشته بودند».

 اعتراف شکنجه‌گر ستار بهشتی

شکنجه‌گر ستار در حضور مادر او، وکیلش و قاضی پرونده اعتراف کرد که ستار را زیر شکنجه کشته‌ است. قاتل ستار گفت: «ستار می‌خندید و من او را می‌زدم. آنقدر زدم که ستار زیر دست من از بین رفت».

اعتراف محسن اژه ایی سخنگوی وقت قوه قضایی : آقای ستار بهشتی از روز دستگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. در گزارش پزشکی قانونی نیز وجود چند کبودی و تورم و ساییدگی در نقاط مختلف بدن او تایید شده بود (ایسنا، ۱۳ آذر ۱۳۹۱).

تلاش نظام برای انکار و لاپوشانی

اگر چه در آن هنگام بهانه‌یی به نام «خودکشی شدن!» جوانان و زندانیان بدست شکنجه گران در زندانها هنوز آن‌چنان فراگیر نشده بود، اما شکنجه‌گران در مواجهه با امواج برانگیخته از قتل ستار بهشتی، به طرزی مضحک ابتدا مدعی شدند که ستار در زندان به مرگ طبیعی مرده است در حالی که در همان زمان یکی از بستگانش جسد خونین، او را در آخرین لحظات دیده بود.
اگر چه قضاییه ولی‌فقیه، با وقت‌گذرانی و اظهارات ضد و نقیض و نیز سر دواندن به‌دنبال خسته کردن شاکیان و به فراموشی سپردن این پرونده در دالان پیچ در پیچ پیگیریهای قضایی بود، اما با ایستادگی شاکیان و کنشگران حقوق‌بشری و خانواده‌اش، این جنایت به فراموش سپرده نشد. خون ستار، در بستر فضای انفجاری جامعه ایران، جوشید.

انعکاسات جهانی

قتل در حین بازداشت ستار بهشتی واکنش‌های زیادی در داخل و خارج کشور برانگیخت. از جمله عفو بین‌الملل در تاریخ‌های ۱۸ آبان، ۹ و ۲۳ آذر ۱۳۹۱، دیده بان حقوق بشر در تاریخهای ۱۹ آبان و ۱۷ اسفند ۱۳۹۱، گزارشگران بدون مرز، کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران روز۲۰ آبان ۱۳۹۱، وزارت امور خارجه ایالات متحده و‌ اتحادیه اروپا با صدور اطلاعیه‌هایی از مسئولان جمهوری اسلامی خواستار انجام تحقیقات و پاسخگویی به مرگ او شدند.

اهدای جایزه

انجمن قلم نیوانگلند جایزه سال ۲۰۱۵ خود را به ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس و دیگر نویسندگان ایرانی اهدا کرد که با شجاعت به‌یادماندنی خود در راه مبارزه با سانسور، ظلم و ستم جان خود را از دست داده‌اند.