اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Thursday, 5 February 2026

ماشا الله کرمی پدر دادخواه #محمدمهدی_کرمی روز سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۴ بعد از ظهر پس از سپری کردن ۲ سال ۵ ماه و ۱۴ روز حبس به طور کامل از زندان آزاد شد.

ماشا الله کرمی پدر دادخواه #محمدمهدی_کرمی

امروز سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۴ بعد از ظهر پس از سپری کردن ۲ سال ۵ ماه و ۱۴ روز حبس به طور کامل از زندان آزاد شد.

آقای کرمی در این مدت بدون ارتکاب جرم قابل استناد و صرفاً به دلیل پیگیری دادخواهانه و مطالبه عدالت در بازداشت و زندان به سر برد بازداشت و حبس طولانی مدت او نمونه ای روشن از فشار سیستماتیک بر خانواده های دادخواه در ایران است.

Mashallah Karami, the justice-seeking father of Mohammad Mehdi Karami, was fully released from prison today, Tuesday, February 3, 2026, at 4:00 PM, after serving 2 years, 5 months, and 14 days in detention.

Mr. Karami spent this time in custody and prison without committing any substantiated crime, solely for pursuing justice and demanding accountability. His arrest and prolonged imprisonment are a clear example of the systematic pressure placed on justice-seeking families in Iran.

@sedayeiran67

از هولوکاست تا کشتارهای ایران در ۲۰۲۶ ؛ وقتی جهان می‌دانست و سکوت کرد


       

برگ نخست دیدگاه

از هولوکاست تا کشتارهای ایران در ۲۰۲۶ ؛ وقتی جهان می‌دانست و سکوت کرد
- برآوردها از سی‌وشش تا پنجاه هزار کشته تنها در دو بعدازظهر پیاپی، در بیش از چهارصد شهر حکایت دارد. نزدیک به دویست هزار نفر زخمی شدند.به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.
- به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.
- گزارش‌ها از تک‌تیراندازانی که مستقیماً به سوی جمعیت شلیک می‌کردند، خودروهای مجهز به تیربار، بیمارستان‌هایی مملو از اجساد، آمبولانس‌هایی که اجازه‌ی حرکت نداشتند و گلوله‌هایی که به سر و سینه شلیک می‌شد، حکایت دارد.
- وجود ویدیوهای قاچاق‌شده از جلسات داخلی نظامی نشان می‌دهد که این خشونت، خودجوش نبوده است. در این ویدیوها، فرماندهان به نیروهای زیرمجموعه دستور می‌دهند: با حداکثر خشونت عمل کنند، هیچ مجروحی را زنده نگذارند، آن‌قدر بکشند که «هیچ‌کس فردا جرأت بیرون آمدن نداشته باشد».
- ابعاد فاجعه به خیابان‌ها محدود نماند. مجروحانی که برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، به‌طور سیستماتیک اعدام شدند. اجسادی ثبت شده‌اند که همچنان الکترودهای قلبی، لوله‌های تنفسی و تجهیزات درمانی بر بدن داشتند، اما با شلیک گلوله به سر کشته شده بودند.
- آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد صرفاً سرکوب نیست؛ این نابودیِ سیستماتیکِ هر انسانی است که جرأت اعتراض دارد و جهان نظاره‌گر است؛ دقیقاً همان‌گونه که در سال ۱۹۴۲ بود.


چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۰۴ فوریه ۲۰۲۶

دکتر فرامرز نوروزی* -در روزهای هشتم و نهم ژانویه‌ی سال ۲۰۲۶، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای بسیج؛ با اتکا به نیروهای شبه‌نظامی و مزدورانی که از عراق، لبنان، سوریه، سودان، چچن، پاکستان و افغانستان به ایران منتقل شده بودند یکی از خون‌بارترین کشتارهای دوران معاصر را رقم زدند.

برآوردها از سی‌وشش تا پنجاه هزار کشته تنها در دو بعدازظهر پیاپی، در بیش از چهارصد شهر حکایت دارد. نزدیک به دویست هزار نفر زخمی شدند.

به‌گزارش روزنامه‌ی «جروزالم پست»، تنها رویداد قابل مقایسه در تاریخ معاصر، کشتار بابین‌یار در سال ۱۹۴۱ است؛ زمانی که طی دو روز، سی‌وسه هزار یهودی در حومه‌ی کی‌یف قتل‌عام شدند.

اما هولناک‌ترین شباهت، خودِ تعداد قربانیان نیست، بلکه واکنش جهان – یا دقیق‌تر، نبودِ واکنش – است.

هولوکاست: سه سال آگاهی، بدون اقدام: جهان از همان ابتدا می‌دانست

در سال ۱۹۴۱، سرویس اطلاعاتی بریتانیا گزارش‌های آلمان نازی را شنود می‌کرد.

در سال ۱۹۴۲، یان کارسکی شهادت‌های شاهدان عینی را از لهستان به خارج منتقل کرد. در همان سال، متفقین سیاست نابودی یهودیان را محکوم کردند.

با این حال، هنگامی که پیشنهاد شد خطوط راه‌آهن منتهی به اردوگاه آشویتس بمباران شود، این پیشنهاد رد شد.سه سال میان دانستن و اقدام فاصله افتاد.و در این فاصله، میلیون‌ها انسان جان باختند.

ایران ۲۰۲۶: همان الگو، همان سکوت

وقتی خبر سی تا پنجاه هزار کشته در دو روز منتشر شد، بسیاری آن را غیرقابل باور دانستند. اما خشونت در بیش از چهارصد شهر رخ داد. اگر در هر شهر به‌طور میانگین صد تا پانصد نفر کشته شده باشند، و در کلان‌شهرها چند هزار نفر، این ارقام نه‌تنها ممکن، بلکه از نظر ریاضی کاملاً منطقی‌اند.

با این وجود، گزارش‌ها با تردید مواجه شدند. اینترنت در سراسر کشور قطع شد و جهان این تاریکی اطلاعاتی را به‌عنوان «وضعیتی نامشخص» پذیرفت.

سازمان‌های معتبر حقوق بشری، از جمله دیدبان حقوق بشر و سازمان عفو بین‌الملل، همراه با رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال و مجله‌ی تایم، این کشتارها را مستند کرده‌اند.
گزارش‌ها از تک‌تیراندازانی که مستقیماً به سوی جمعیت شلیک می‌کردند، خودروهای مجهز به تیربار، بیمارستان‌هایی مملو از اجساد، آمبولانس‌هایی که اجازه‌ی حرکت نداشتند و گلوله‌هایی که به سر و سینه شلیک می‌شد، حکایت دارد.

اعدام در بیمارستان‌ها ؛ وقتی درمان به جرم تبدیل شد

ابعاد فاجعه به خیابان‌ها محدود نماند. مجروحانی که برای درمان به بیمارستان منتقل شدند، به‌طور سیستماتیک اعدام شدند. اجسادی ثبت شده‌اند که همچنان الکترودهای قلبی، لوله‌های تنفسی و تجهیزات درمانی بر بدن داشتند، اما با شلیک گلوله به سر کشته شده بودند.

حدود بیست نفر از کادر درمانی تنها به جرم مداوای زخمی‌ها بازداشت شده‌اند.

پزشکان و پرستارانی نیز در حین انجام وظیفه در بیمارستان‌ها اعدام شدند. در منطق سپاه، نجات جان انسان‌ها «همدستی با مجرم» تلقی شد.

این اقدامات، نقض آشکار کنوانسیون‌های ژنو و مصداق جنایت علیه بشریت است.

خشونتی برنامه‌ریزی‌شده

وجود ویدیوهای قاچاق‌شده از جلسات داخلی نظامی نشان می‌دهد که این خشونت، خودجوش نبوده است. در این ویدیوها، فرماندهان به نیروهای زیرمجموعه دستور می‌دهند: با حداکثر خشونت عمل کنند، هیچ مجروحی را زنده نگذارند، آن‌قدر بکشند که «هیچ‌کس فردا جرأت بیرون آمدن نداشته باشد».

همچنین شهادت‌های متعددی از تجاوز گروهی به دختران بازداشت‌شده به‌عنوان «غنیمت جنگی» وجود دارد و در مواردی قطع سر قربانیان برای ایجاد رعب گزارش شده است.

این‌ها موارد پراکنده نیستند. این‌ها خشونت دولتیِ آمرانه و برنامه‌ریزی‌شده هستند.

من در ایران به دنیا آمدم و خشونت این رژیم را در جوانی، شخصاً تجربه کرده‌ام. آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد صرفاً سرکوب نیست؛ این نابودیِ سیستماتیکِ هر انسانی است که جرأت اعتراض دارد و جهان نظاره‌گر است؛ دقیقاً همان‌گونه که در سال ۱۹۴۲ بود.

گامی رو به جلو ؛ اما بسیار دیر ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۱۹ سپاه را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد. کانادا در سال ۲۰۲۴ و استرالیا در سال ۲۰۲۵ اقدام کردند. وقتی جامعه‌ی جهانی سرانجام در پایان ژانویه‌ی ۲۰۲۶ واکنش نشان داد، سال‌ها از قتل، شکنجه و کشتار گذشته بود.

اعلام تروریستی بودن، گلوله را متوقف نمی‌کند. تک‌تیرانداز را پایین نمی‌آورد و کامیون‌های پر از جسد را متوقف نمی‌سازد.

سخن پایانی

در سال ۱۹۴۳، یان کارسکی به واشنگتن رفت تا رئیس‌جمهور ایالات متحده، فرانکلین روزولت، را از گتوها، تبعیدها و مرگ آگاه کند.

روزولت گوش داد و سپس، به‌جای واکنش یا اقدام، پرسید وضعیت پرورش اسب در لهستان چگونه است..

تاریخ کسانی را که دانستند و سکوت کردند به یاد نمی‌سپارد. تاریخ کسانی را به یاد می‌سپارد که عمل کردند.

 

دکتر فرامرز نوروزی، متخخصص بهداشت حرفه‌ای و پزشکی عمومی

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

    
تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

XFacebookWhatsAppTelegramBalatarinCopy LinkGmailShare
لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=396253

مطالب مرتبطمطالب بیشتر از این نویسنده

قانون و حقوق بشر
فراخوان فوری فعالان حقوق بشر برای اقدام جهانی علیه سرکوب شیمیایی معترضان در ایران

Featured2
از استانبول تا عمان؛ مذاکره زیر سایه قایق‌های تندرو و پهپاد

دیدگاه
درس‌های بی‌رحمانه تاریخ و موسیقی بیداری
کیهان‌لایف، کیهان لندن به زبان انگلیسی

کیهان لندن را در اینستاگرام دنبال کنید

kayhanlondon
خطر صدور حکم اعدام علیه ملیکا عزیزی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی۴۰۴ به اتهام «محاربه»

ملیکا عزیزی ۱۸ ساله از جمله بازداشت‌شدگان اعتراضات دی۴۰۴ به علت درج «آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی» در پرونده با اتهام «محاربه» و خطر صدور حکم اعدام روبروست. 

بر اساس گزارش‌ها ملیکا عزیزی در اعتراضات جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در ماسال استان گیلان بازداشت و اکنون به زندان لاکان رشت منتقل شده است. بازداشت او به شکل خشونت‌بار و همراه با ضرب‌وجرح بوده است. 

برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند ملیکا از حق تماس با خانواده محروم و خانواده او نیز زیر فشار سنگین امنیتی برای عدم پیگیری پرونده فرزندشان قرار دارند. 

نهادهای حقوق بشری نسبت به اعدام پرشمار شهروندان بازداشت‌شده در اعتراضات دی۴۰۴ هشدار داده و معتقدند روند اعدام‌های فراقضایی به شکل مخفیانه در جریان است.
رئیس حزب لیبرال دموکرات‌های بلژیک: ائتلاف بین‌المللی باید از مردم ایران در مقابل رژیم حاکم حمایت کند

-جورج لویی بوشه رئیس حزب لیبرال دموکرات‌های بلژیک پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ طی سخنانی در پارلمان بلژیک قتل‌عام زنان و مردان ایرانی را «یک رسوایی تمام‌عیار» خواند و گفت: «ما باید به‌طور جدی وارد عمل شویم تا به آن‌ها برای بازپس‌گیری آزادی‌شان کمک کنیم؛ آنها را نباید در این مبارزه تنها گذاشت.»

-لویی پیشنهاد داد: «پشتیبانی نظامی از مردم ایران، ایجاد و تقویت یک ائتلاف بین‌المللی را پیگیری کنیم.»

-او همچنین خواستار اعلام سفیر جمهوری اسلامی ایران به عنوان «عنصر نامطلوب» و اخراج فوری او شد.

https://kayhan.london/1404/11/16/396426/
نیویورک تایمز: موافقت جمهوری اسلامی با مذاکره درباره نیابتی‌ها و موشک‌ها 

روزنامه «نیویورک تایمز» با استناد به اظهارات سه مقام ایرانی و یک مقام عربی گزارش داد که مذاکرات بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بر روی برنامه‌های اتمی استوار است اما درباره بُردموشک‌ها و پشتیبانی از گروه‌های شبه نظامی منطقه نیز مذاکره خواهد شد. 
در این گزارش که ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شد آمده جمهوری اسلامی «اندکی کوتاه آمده» و پس از لغو موقت مذاکرات عمان، تسلیم شد.
مقامات جمهوری اسلامی گفته بودند بر سر مسائل موشکی و منطقه‌ای گفتگو نخواهند کرد. 
هنوز مشخص نیست مذاکرات در مسقط میان استیو ویتکاف و عباس عراقچی مستقیم است یا نه اما منابع آمریکایی می‌گویند ممکن است آخرین شانس جمهوری اسلامی باشد.
علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی بارها در سخنرانی‌های خود ادعا کرده بود تسلیم نخواهد شد و مذاکره درباره برچیدن کامل فعالیت‌های اتمی و موشک‌ها را نخواهد پذیرفت.
نیروی دریایی سپاه دو نفتکش را توقیف کرد 

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پنجشنبه ۱۶ بهمن۱۴۰۴ از توقیف دو کشتی در حوالی جزیره فارسی خبر داد.
گفته شد کشتی‌ها در حال «قاچاق سوخت» بودند و ۱۵ خدمه خارجی آنها بازداشت شده‌اند.
دعوت از شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در کنفرانس امنیتی مونیخ؛
پلیس آلمان: احتمالاً تا ۱۰۰ هزار نفر به مونیخ می‌آیند

-براساس گزارش منابع آلمانی برگزارکنندگان کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در این کنفرانس دعوت به عمل آوردند. پلیس تخمین زده است که احتمالاً ۱۰۰ هزار ایرانی از نقاط مختلف دنیا برای حضور در گردهمایی مونیخ حاضر شوند.

-روزنامه «بیلد» سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داد، پلیس تمهیدات تأمینی برای حضور احتمالی رضا پهلوی در مونیخ را آغاز کرده است و احتمال می‌رود همزمان با حضور او در کنفرانس مونیخ ایرانیان گردهمایی برگزار کنند.

-یک مقام پلیس آلمان گفت که مقامات انتظار دارند جمعیت قابل توجهی از ایرانیان در مونیخ تجمع کنند، به ویژه آنکه پس از حضور گسترده ایرانی‌ها در راهپیمایی لس‌آنجلس و تورنتو، اکنون سایر آنها نیز برای برگزاری گردهمایی‌های بزرگ انگیزه پیدا کرده‌اند.

https://kayhan.london/1404/11/16/396411/
به دستور خامنه‌ای طرح‌های استیضاح وزرای دولت در مجلس شورای اسلامی متوقف شد

- مصطفی پوردهقان، عضو فراکسیون مستقلین مجلس شورای اسلامی، روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد «استیضاح‌ برخی وزرا به توصیه علی خامنه‌ای عقب افتاده است.

-پیشتر نیز علیرضا سلیمی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اعلام کرده بود که به خواست خامنه‌ای و با هدف کار دو برابر وزرا، فعلا استیضاح وزرا متوقف شده است.

-علی خامنه‌ای ۲۷ دی‌ماه و در سخنرانی خود پس از اعتراضات گسترده ضدحکومتی که با سرکوب خونین و کشتار معترضان روبرو شد، گفت: «نباید اینگونه باشد که برخی با بی‌اطلاعی از فعالیت‌ها صرفاً ایراد بگیرند؛ من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیس‌جمهور و دیگران در چنین شرایط مهم بین‌المللی و داخلی اهانت شود، به شدت پرهیز می‌دهم و افرادی را که ممکن است در مجلس یا بیرون از آن باشند از این کار نهی و منع می‌کنم.»

-پیش از اعتراضات و حتی در نخستین روزهای آغاز اعتراضات نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح استیضاح شش وزیر کابینه پزشکیان را در دست بررسی داشتند.

-شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی معتقد بودند علت بروز اعتراضات مشکلات اقتصادیِ ناشی از عملکرد نامطلوب تیم اقتصادی دولت پزشکیان است و وزرا باید پاسخگوی بی‌عملی خود باشند.

https://kayhan.london/1404/11/16/396410/
بارگذاری بیشتر ما را در اینستاگرام دنبال کنید
سلب مسئولیت حقوقی و شرط انتشار مطالب دریافتی
کیهان لندن مسئول محتوای مطالب منتشرشده در «دیدگاه» و «تریبون آزاد» نیست. شرط انتشار مطالب در بخش «دیدگاه» و «تریبون آزاد» اطلاع محفوظ کیهان لندن از مشخصات واقعی و محل اقامت و نشانی نویسندگان است.
پشتیبانی مالی از کیهانِ لندن
Donate with PayPal button 
تنها منبع مادی و معنوی کیهان لندن
شما خوانندگان هستید
به بازار اطمینان نکنید؛ رقبا زیاد هستند!


فروش کتاب «سوریه: چاله عنکبوت»


پربیننده‌ترین‌ در ۷ روز گذشته
خامنه‌ای رکورد قتل عام را زد
وقتی توازن قدرت به زیان جامعه است!
ائتلاف فراحزبی در مجلس اعیان بریتانیا: زمان تعامل با اپوزیسیون ایران فرا رسیده است
نمای نزدیک؛ چگونه استارلینک‌ها را پیدا می‌کنند؟
وال‌استریت ژورنال: زمان معامله با حکومت ایران گذشته، اکنون وقت «تغییر رژیم» است
پربیننده‌ترین‌ در ۳۰ روز گذشته
تقدیر آمران از عاملان کشتار مردم ایران
پارلمان اروپا با اکثریت آراء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را سازمان تروریستی اعلام کرد
رمز ماندگاری «برج شهیاد» در گفتگو با مهندس حسین امانت
خامنه‌ای رکورد قتل عام را زد
دلار در مرز ۱۶۰ هزار تومان و سکه ۲۰۲ میلیون؛ همتی می‌گوید روال بازار ارز «عادی» است!
       
kayhan.london 2000-2025© خط مشی استفاده مجاز از وب‌سایت
این سایت برای ارائه بهتر خدمات به کاربران خود ، از کوکی‌ها استفاده می کند
This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish.

پذیرش Accept Reject

Persian

Wednesday, 4 February 2026

از تک‌تیرانداز تا تیربار؛ کشتار معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ با چه سلاح‌هایی انجام شد؟

فرزاد صیفی‌کاران
شغل,راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی
۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶
هشدار: این مطلب حاوی جزئیاتی است که ممکن است آزاردهنده باشد.
«از نزدیک‌های غروب صدای ممتد رگبار شروع شد و تا نیمه‌های شب ادامه داشت. انگار میدان جنگ بود، تمام نمی‌شد. صبح که بیرون رفتم همه‌جا رد خون بود، پیاده‌رو، خیابان، کوچه‌ها، دیوارها… همه‌جا رنگ خون گرفته بود…»

این روایت یک شاهد عینی در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی از محله دره دریژ کرمانشاه از وقایع پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ است. محله‌ای که تنها کمی قبل از قطعی اینترنت، چندین ویدیو از معترضانی که با گلوله نیروهای امنیتی غرق در خون نقش زمین شده بودند، منتشر شد.

اعتراضات‌ دی‌ماه ۱۴۰۴، از لحاظ میزان و نوع سرکوب و خشونت نیروهای امنیتی بی سابقه است. اگرچه هنوز آمار دقیق کشته‌‌ها مشخص نیست، سطح بالای خشونت و استفاده از انواع سلاح‌ مهلک، خبر از هزاران کشته در سراسر ایران دارد.

تنها در تهران، صدها جسد در کیسه‌های سیاه که در محوطه بیرونی و سوله‌های پزشکی قانونی کهریزک روی هم افتاده و رها شده بودند. زیپ خیلی از کیسه‌ها باز بود و‌اجساد خونین و و پیکرهای متلاشی شده بیرون زده بود و رد خون بر زمین همه‌جا دیده می‌شد. بعضی از جنازه ها لخت بودند و بعضی هنوز لباس بر تن داشتند. تصویر خانواده‌هایی که بهت‌زده، در میان انبوه اجساد، دنبال عزیزشان می‌گشتند، تصویری بود که بعد از چند روز بی‌خبری، جهان را مبهوت کرد و از فاجعه کشتار گسترده معترضان در سایه قطع اینترنت خبر می‌داد.

پیام اخوان، دادستان پیشین دیوان کیفری بین‌المللی سازمان ملل در لاهه به بخش راستی‌آزمایی گفت: «این بزرگ‌ترین کشتار دسته‌جمعی در تاریخ معاصر ایران و یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای جهان است.»
کشتار بزرگ معترضان در خیابان‌های ایران با چه سلاح‌های رقم خورد؟
بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی فارسی با بررسی صدها ویدیو و عکس از اعتراضات دی‌ماه، توانسته طیفی گسترده از سلاح‌های کشنده، خودروهای زرهی و سلاح‌های غیرکشنده را شناسایی کند که نیروهای امنیتی برای کشتن معترضان به کار گرفته‌اند.

این سلاح‌ها عبارتند از:

تیربار / دوشکا
تفنگ تک‌تیرانداز
کلاشنیکف
شاتگان
سلاح کمری
تفنگ پینت‌بال ساچمه‌ای
گاز اشک‌آور
قمه، چاقو
باتون
چوب‌دستی بزرگ
لیزر سبز

یک کادر درمان بیمارستان الغدیر تهران: فاجعه بود، نمی‌توان برای این قتل عام نامی پیدا کرد

آنچه در ادامه می‌آید روایت یکی از کادرهای بیمارستان الغدیر در تهران از وضعیت این بیمارستان و مشاهدات او از جان‌باختگان و مجروحان سرکوب خونین مردم ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه است؛ دو روزی که او قیامت می‌خواند، قیامتی غیر قابل توصیف.

آن‌چه ما در بیمارستان خودمان در ۱۸ و ۱۹ دی‌ دیدیم برای من قابل بیان نیست. نمی‌دانم بگویم قیامت بود یا به قول این‌ها عاشورا. اصلا نمی‌دانم می‌توانم اسمی برای آن پیدا کنم یا نه.

وقتی به آن فکر می‌کنم، کلمه‌ای پیدا نمی‌کنم که بتواند ابعاد گسترده این فاجعه، این قتل‌عام را نشان بدهد، چون شبی بود که امیدوارم هیچ یک از کادر درمان، در زمان کاری‌شان چنین شبی را نه تجربه کنند، نه شاهدش باشند.

آوردن زخمی‌ها به بیمارستان ما کمی پس از ساعت ۸ شروع شد. مردم زخمی‌های بسیار زیادی را می‌آوردند. طوری که اصلا جا در اورژانس نبود و یکی از بخش‌ها را هم اورژانسی خالی کردند تا بشود همه زخمی‌ها را آن‌جا هم پذیرش کرد تا این‌که بتوانند تک‌تک بروند اتاق عمل.

همه تیر جنگی خورده بودند، همه غرق خون بودند. اکنون هم که دارم حرف می‌زنم، آن لحظات برایم تداعی می‌شود و منقلب می‌شوم. تمام آن فضا از راهرو و اتاق‌ها تا دم اتاق عمل، همه جا خون بود.
از خدمات بیمارستان، تا همه کادر درمانی در همه رده‌ها، همه یک دل و یک صدا، تمام آن ساعت‌ها را دویدند و کار کردند.

اتاق عمل بدون وقفه کار می‌کرد، یک وضعیت عجیب و غریبی بود، شیون بود، ناله بود، زاری بود. مرتب هم مردم می‌آمدند و یک عکس یا گوشی دستشان بود به ما نشان می‌دادند، می‌گفتند این بچه من است، این را نیاورده‌اند؟

اصلا جرات نداشتیم بگوییم که سردخانه ما پر است، بروید شاید آنجا بچه‌هایتان را پیدا کنید.

خیلی‌ها از کسانی که تیر خورده بودند، به سرشان شلیک شده بود. باور کنید مغز جوانان ما همین‌طور بیرون می‌آمد، خدا شاهد است اغراق‌ نمی‌کنم، وحشتناک بود.

به ناحیه تناسلی پسران هم خیلی تیر زده بودند. البته بیشترین آسیبی که به جوان‌ها زده بودند از ناحیه سر بود. تیر خورده در پا هم داشتیم، ولی تعدادش کمتر بود.
خیلی، خیلی بد بود. نمی‌دانم اصلا باید چه جوری توضیحش بدهم. جسد پشت جسد و تمام این‌ها در حد این‌که ما اصلا زمانی نداشتیم بخواهیم پرونده‌ای تشکیل بدهیم. تازه، تمام پرسنل بیمارستان در اورژانس حضور داشتند. در بخش‌های دیگر بیمارستان شاید باور نکنید، هر بخش فقط یک نفر مانده بود.

ما بدترین دوران کاری‌مان را تجربه کردیم. من نمی‌توانم بگویم کشتار، اصلا نمی‌شود اسمی برایش پیدا کرد. یک قتل‌عام به معنای واقعی، یعنی مردم را به رگبار بسته بودند. مجروحی که تیر خورده بود و هوشیار بود، می‌گفت ما شانس آوردیم زنده ماندیم، تمام ردیف‌های اول را به رگبار بستند و کشتند.

من به عنوان یک هم‌وطن، به عنوان یک انسان، واقعا از درون تهی شدم. تمام همکاران من حالشان بد است. یک ملت غمگین بودیم، اکنون با چیزهایی که تجربه کردیم، بیشتر غمگین شدیم. بیمارستان ما شاید بیمارستان خیلی بزرگی نباشد، ولی تعداد جنازه عزیزانمان بسیار زیاد بود، این‌ها همه بچه‌های ما بودند.
شاید باور نکنید، دو شبانه‌روز اتاق عمل ما فعال بود. فعالی که دارم به شما می‌گویم یعنی زخمی پشت زخمی. یک یک این عزیزانمان اتاق عمل رفتند. خیلی از این عزیزان ما در اتاق عمل فوت شدند و ابعاد آسیب‌دیدگی و مجروحیت خیلی از آنان هم آن‌قدر زیاد بود که به اتاق عمل نرسیدند.

ما جوانان خیلی زیادی را از دست دادیم متاسفانه. نه به خاطر اهمال و کم کاری، فقط به دلیل ابعاد گسترده‌ی آسیب، تعداد زیاد و خونریزی شدید. ما تمام تلاشمان را می‌کردیم که بتوانیم سرم بدهیم، خون بدهیم، که بتوانیم آنان را نگه داریم که به اتاق عمل برسند.

تمام بیمارستان‌های تهران همین شرایط را داشتند. ما هر جایی که مدیران بیمارستان پیگیری می‌کردند که بتوانیم یک تعدادی از این‌ها را به بیمارستان‌های دیگر انتقال بدهیم، همه همین وضعیت را داشتند.

یک زمانی هم که اصلا تلفن‌ها قطع شده بودند. ببینید در هیچ کجای دنیا من فکر نمی‌کنم کادر درمان چنین فاجعه‌ای را که ما تجربه کردیم، تجربه کرده باشند.

Monday, 2 February 2026

اعلام جرم دادستان تهران علیه مدیر برکنار شده شبکه افق و عوامل برنامه خط‌خطی

محمدحسین محبی، مجری این برنامه، به تازگی در یک پیام ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده است که ویدئوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی «تقطیع‌شده» پخش شده است و آن را «حربه» مخالفان جمهوری اسلامی خوانده است
یک ساعت پیش
پخش یک قسمت از برنامه‌ «خط‌خطی» از شبکه افق صداوسیما جمهوری اسلامی واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی در پی داشته است و همزمان دادستان تهران، علیه مدیر برکنار شده این شبکه، عوامل و مجری این برنامه اعلام جرم کرده است.

یک روز پس از اعتراض‌ها به این برنامه، دادستانی تهران گفت که «در این خصوص، پرونده قضایی تشکیل شده و متهمان احضار و مورد تعقیب قضایی قرار گرفتند.»

خبرگزاری تسنیم گزارش داده است که «تحقیق و کنکاش در باب اغراض احتمالی که ممکن است پشت‌پرده تولید و پخش این برنامه توهین‌آمیز باشد، در دستور کار مقام قضایی ذیربط قرار دارد.»

همزمان محمدحسین محبی، مجری این برنامه، به تازگی در یک پیام ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی مدعی شده است که ویدئوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی «تقطیع‌شده» پخش شده است و آن را «حربه» مخالفان جمهوری اسلامی خوانده است. در عین حال او از خانواده‌های داغدار عذرخواهی کرده است.

دیروز روابط عمومی صداوسیما گفت که صادق یزدانی، مدیر شبکه افق، در پی پخش برنامه‌‌ای با محتوای «موهن نسبت به شهدا و جان‌باختگان حوادث دی‌ماه» و «بی‌توجهی در مدیریت محتوای برنامه خط‌خطی» عزل و پخش این برنامه هم متوقف شد.
پس از این برکناری، سعید مقیسه، رئیس مرکز بسیج صدا و سیما، با حفظ سمت سرپرست شبکه افق شد.
شماری از کاربران اظهارات مجری را «استهزای کشته شدگان اعتراضات» خوانده بودند. برخی از معترضان هم پخش این برنامه را نشان دهنده «دیدگاه صداوسیما» به معترضان دانسته‌اند.

مهرداد حجتی، نویسنده، در صفحه اینستاگرامش با «با پوزش از همه داغدیدگان، همه‌ی آنها که دلی پرخون و جامه ای سیاه برتن دارند» نوشت: «در این روزگار برخی نجابت دارند و برخی وقاحت. فرق در همین دو واژه است؛ دو معنا ...»

پرویز پرستویی، بازیگر مشهور سینمای ایران، هم در اینستاگرامش نوشت: «بنظرم مقصر اصلی رئیس صدا و سیماست که اجازه می‌دهد هر از راه رسیده‌ای برنامه‌ساز تلویزیون باشد، که فاقد ادب شعور، فرهنگ و انسانیت است...»

محمدحسین محبی، مجری برنامه «خط‌خطی» شبکه افق، پیشتر در یک قسمت از این برنامه در اشاره به کشته‌شدگان اعتراضات دی ماه در سئوالی از مخاطبان پرسیده بود که «به نظر شما جمهوری اسلامی ایران جنازه‌ها رو در کدام یخچال نگهداری می‌کند؟» و چهار گزینه‌ برای پاسخ ارائه کرد؛ «یک: یخچال ساید‌بای‌ساید، دو: دستگاه بستنی‌ساز، سه: فریزر سوپرمارکتی و چهارم: یخ‌فروش هستم، کاسبی ما را به هم نزنید.»

انتشار اظهارات مجری برنامه «خط‌خطی» با واکنش وسیع در شبکه‌های اجتماعی منجر شد.
روابط عمومی صداوسیما در بیانیه دیروز خود گفته بود که «شان و جایگاه رسانه ملی چنین بی‌دقتی‌های فاحش در مدیریت محتوا حتی بدون نیت سوء را برنمی‌تابد و با آن برخورد قاطع» می‌کند.

روزنامه‌های امروز ایران هم به پخش این برنامه از صداوسیما واکنش نشان دادند.

روزنامه قدس،‌ چاپ مشهد و وابسته به آستان قدس رضوی، در شماره امروز خود درباره مجری این برنامه نوشته است: «آن‌هایی که او درباره‌شان طنز می‌گوید و لودگی می‌کند، هر کدامشان، چه "شهدای امنیت" باشند، چه "جان‌باختگان ناآرامی‌ها"، چه "شهید" نام داشته باشند و چه "جاوید نام" خوانده شوند، فرزندان همین آب و خاک‌اند و دست‌پروردگان همین نظامات آموزشی و پرورشی» هستند.

به نوشته روزنامه قدس «آنهایی که امروز در میان ما نیستند، چه عددشان به روایت ما ۳ هزار و اندی باشد، چه به روایت دشمن، ۳۰ هزار و اندی، همه‌شان، همه‌شان، همه‌شان هموطنان ما بوده و هستند و شرم باد بر کسی که ایرانی باشد و هموطنان درگذشته‌اش را به سخره بگیرد و به لودگی یاد کند.»

صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران زیر نظر منصوب علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، اداره می‌شود.

منتقدان و مخالفان می‌گویند که این رسانه تنوع سلایق و دیدگاه ها در جامعه ایران را نمایندگی نمی کند و در اختیار دیدگاه سیاسی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران است.

سرنوشت نامعلوم پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی

روزنامه شرق با انتشار نام ۲۵ تن از پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی نوشت وضعیت اکثر آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و شمار دقیق بازداشت‌شدگان کادر درمان نیز مشخص نیست.

بر اساس این گزارش که دوشنبه ۱۳ بهمن منتشر شد، حسین ضرابیان (اصفهان)، فرهاد نادعلی (گرگان)، علیرضا گلچینی، مسعود عبادی‌فرد، پریسا پرکار (قزوین)، امیر خسروانی، امیر پورصالح، فاطمه افشاری، گلنار نراقی، علیرضا رضایی (تهران)، معین مرادیان، اصغر شاکری، غزل امیدی (آبدانان)، سبحان اسماعیل‌دوست (رشت) و موهبت غفوری (لار) از جمله اعضای کادر درمان دستگیرشده هستند.

همچنین نام آمنه سیلمانی، محمدعلی جعفری‌زارع (اردبیل)، صابر دهقان (سیرجان)، شمسی عباسعلی‌زاده (تبریز)، احمد زینی، حسین کرمی، حسین کریمی، احسان احمدی، احمد خسروی (دهلران) و فریبا حسینی (شیراز) در گزارش شرق دیده می‌شود.

شرق افزود از این تعداد، گلچینی ۱۱ بهمن و نادعلی ۱۲ بهمن آزاد شده‌اند، اما وضعیت سایرین هنوز روشن نشده است.

‌بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۳۲ نفر از اعضای کادر درمان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند و از وضعیت پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.

سازمان عفو بین‌الملل ۱۰ بهمن اعلام کرد سرکوب خونین اعتراضات در ایران با حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، ممانعت از درمان، دستگیری مجروحان و موارد نقض گسترده حقوق بشر علیه کادر درمان همراه بوده است.
Brand Mini

سرنوشت نامعلوم پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی
۱ ساعت پیش

پخش نسخه شنیداری

اشتراک‌گذاری

روزنامه شرق با انتشار نام ۲۵ تن از پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی نوشت وضعیت اکثر آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و شمار دقیق بازداشت‌شدگان کادر درمان نیز مشخص نیست.

بر اساس این گزارش که دوشنبه ۱۳ بهمن منتشر شد، حسین ضرابیان (اصفهان)، فرهاد نادعلی (گرگان)، علیرضا گلچینی، مسعود عبادی‌فرد، پریسا پرکار (قزوین)، امیر خسروانی، امیر پورصالح، فاطمه افشاری، گلنار نراقی، علیرضا رضایی (تهران)، معین مرادیان، اصغر شاکری، غزل امیدی (آبدانان)، سبحان اسماعیل‌دوست (رشت) و موهبت غفوری (لار) از جمله اعضای کادر درمان دستگیرشده هستند.

همچنین نام آمنه سیلمانی، محمدعلی جعفری‌زارع (اردبیل)، صابر دهقان (سیرجان)، شمسی عباسعلی‌زاده (تبریز)، احمد زینی، حسین کرمی، حسین کریمی، احسان احمدی، احمد خسروی (دهلران) و فریبا حسینی (شیراز) در گزارش شرق دیده می‌شود.

شرق افزود از این تعداد، گلچینی ۱۱ بهمن و نادعلی ۱۲ بهمن آزاد شده‌اند، اما وضعیت سایرین هنوز روشن نشده است.

‌بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۳۲ نفر از اعضای کادر درمان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند و از وضعیت پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.

سازمان عفو بین‌الملل ۱۰ بهمن اعلام کرد سرکوب خونین اعتراضات در ایران با حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، ممانعت از درمان، دستگیری مجروحان و موارد نقض گسترده حقوق بشر علیه کادر درمان همراه بوده است.

آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان 
آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان
اظهارات متناقض رییس سازمان نظام پرستاری

احمد نجاتیان، رییس سازمان نظام پرستاری، در مصاحبه با شرق گفت آمار پرستاران بازداشت‌شده «عدد بزرگی نیست» و «به‌زودی» اعلام می‌شود.

به گفته او، هیچ پرستاری «در محیط کار» بازداشت نشده و دستگیری این افراد «مربوط به فعالیت حرفه‌ای و درمانی» آن‌ها نیست.

نجاتیان از مکاتبه با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی خبر داد و افزود در این نامه‌نگاری‌ها «عنوان شده است که هیچ‌کس نمی‌تواند به فعالیت پرستاران چه در داخل فضای بیمارستان و چه خارج از فضای درمانی، به‌منظور خدمت‌رسانی به مجروحان، بیماران یا آسیب‌دیدگان معترض شود».

او افزود کادر درمان موظف به رعایت «اصل بی‌طرفی»، «قوانین رازداری» و «حفظ محرمانگی» بیماران هستند و ممانعت از ارائه خدمات درمانی «جرم» تلقی می‌شود.

با این حال، او روشن نکرد اگر بازداشت این افراد ارتباطی با فعالیت حرفه‌ای آن‌ها ندارد، چه ضرورتی برای گوشزد کردن این موضوعات به نهادهای امنیتی وجود داشته است.

انجمن جراحی لاپاروسکوپی ایران ۱۲ بهمن در بیانیه‌ای، ادامه بازداشت اعضای کادر درمان را محکوم کرد.

در این بیانیه آمده است ایجاد مداخله، محدودیت یا فشار در فرآیند درمان با بدیهی‌ترین اصول اخلاق پزشکی در تعارض است و سلامت و جان بیماران را در معرض خطر مستقیم قرار می‌دهد.
Brand Mini

سرنوشت نامعلوم پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی
۱ ساعت پیش

پخش نسخه شنیداری

اشتراک‌گذاری

روزنامه شرق با انتشار نام ۲۵ تن از پزشکان و پرستاران بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی نوشت وضعیت اکثر آنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و شمار دقیق بازداشت‌شدگان کادر درمان نیز مشخص نیست.

بر اساس این گزارش که دوشنبه ۱۳ بهمن منتشر شد، حسین ضرابیان (اصفهان)، فرهاد نادعلی (گرگان)، علیرضا گلچینی، مسعود عبادی‌فرد، پریسا پرکار (قزوین)، امیر خسروانی، امیر پورصالح، فاطمه افشاری، گلنار نراقی، علیرضا رضایی (تهران)، معین مرادیان، اصغر شاکری، غزل امیدی (آبدانان)، سبحان اسماعیل‌دوست (رشت) و موهبت غفوری (لار) از جمله اعضای کادر درمان دستگیرشده هستند.

همچنین نام آمنه سیلمانی، محمدعلی جعفری‌زارع (اردبیل)، صابر دهقان (سیرجان)، شمسی عباسعلی‌زاده (تبریز)، احمد زینی، حسین کرمی، حسین کریمی، احسان احمدی، احمد خسروی (دهلران) و فریبا حسینی (شیراز) در گزارش شرق دیده می‌شود.

شرق افزود از این تعداد، گلچینی ۱۱ بهمن و نادعلی ۱۲ بهمن آزاد شده‌اند، اما وضعیت سایرین هنوز روشن نشده است.

‌بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، دست‌کم ۳۲ نفر از اعضای کادر درمان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند و از وضعیت پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.

سازمان عفو بین‌الملل ۱۰ بهمن اعلام کرد سرکوب خونین اعتراضات در ایران با حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها، ممانعت از درمان، دستگیری مجروحان و موارد نقض گسترده حقوق بشر علیه کادر درمان همراه بوده است.

آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان 
آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان
اظهارات متناقض رییس سازمان نظام پرستاری

احمد نجاتیان، رییس سازمان نظام پرستاری، در مصاحبه با شرق گفت آمار پرستاران بازداشت‌شده «عدد بزرگی نیست» و «به‌زودی» اعلام می‌شود.

به گفته او، هیچ پرستاری «در محیط کار» بازداشت نشده و دستگیری این افراد «مربوط به فعالیت حرفه‌ای و درمانی» آن‌ها نیست.

نجاتیان از مکاتبه با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی خبر داد و افزود در این نامه‌نگاری‌ها «عنوان شده است که هیچ‌کس نمی‌تواند به فعالیت پرستاران چه در داخل فضای بیمارستان و چه خارج از فضای درمانی، به‌منظور خدمت‌رسانی به مجروحان، بیماران یا آسیب‌دیدگان معترض شود».

او افزود کادر درمان موظف به رعایت «اصل بی‌طرفی»، «قوانین رازداری» و «حفظ محرمانگی» بیماران هستند و ممانعت از ارائه خدمات درمانی «جرم» تلقی می‌شود.

با این حال، او روشن نکرد اگر بازداشت این افراد ارتباطی با فعالیت حرفه‌ای آن‌ها ندارد، چه ضرورتی برای گوشزد کردن این موضوعات به نهادهای امنیتی وجود داشته است.

انجمن جراحی لاپاروسکوپی ایران ۱۲ بهمن در بیانیه‌ای، ادامه بازداشت اعضای کادر درمان را محکوم کرد.

در این بیانیه آمده است ایجاد مداخله، محدودیت یا فشار در فرآیند درمان با بدیهی‌ترین اصول اخلاق پزشکی در تعارض است و سلامت و جان بیماران را در معرض خطر مستقیم قرار می‌دهد.

الهام زینعلی، عضو کادر درمان، در کرمانشاه کشته شد
الهام زینعلی، عضو کادر درمان، در کرمانشاه کشته شد
رییس سازمان نظام پزشکی: بازداشت‌ها به‌دلیل «اقدامات درمانی صرف» نبوده است

محمد رییس‌زاده، رییس سازمان نظام پزشکی، بازداشت ۱۷ عضو این سازمان و طرح اتهامات «قضایی و امنیتی» علیه آنان را تایید کرد و گفت دستگیری این افراد به‌دلیل «انجام اقدامات درمانی صرف» نبوده است.

او با استناد به اطلاعات «دستگاه‌های امنیتی و قضایی» حکومت افزود: «موردی نداریم که کسی جایی درمان انجام داده و بازداشت شده باشد... تا الان هیچ‌گونه حکم قطعی در مورد کسی صادر نشده است و پرونده‌ها در مرحله بازرسی هستند.»

حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، نیز از دستگیری پزشکان در جریان انقلاب ملی ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت: «اگر هم کسی بازداشت شده، به این دلیل نبوده که به مجروحان کمک کرده و قطعا مسائل دیگری داشته است.»

با این حال، هیچ یک از این دو مقام جمهوری اسلامی به ماهیت «مسائل دیگر» و دلایل بازداشت اعضای کادر درمان اشاره‌ای نکردند.

بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا ۱۲ بهمن با انتشار نامه‌ای سرگشاده، پیگرد و مجازات کادر پزشکی در ایران به‌دلیل مداوای معترضان مجروح را محکوم کردند.
تبعیض علیه معترضان

پرستار یکی از بیمارستانی دولتی در مصاحبه با شرق از تبعیض علیه معترضان مجروح در زمان درمان خبر داد: «در بیمارستان یکی از پزشکان اعلام کرد که اگر بیمار اغتشاشگر باشد، درمانش نمی‌کنم. اگرچه مراجعه این افراد به بیمارستان ما کم بود و بلافاصله پزشکان دیگری برای ارائه خدمات درمانی به آن فرد داوطلب شدند.»

این پرستار خواست هویتش مخفی بماند.

«اغتشاشگر» کلمه‌ای است که مقام‌های جمهوری اسلامی برای اشاره به معترضان مخالف حکومت به کار می‌برند.

یک پزشک نیز با اشاره به بازداشت یکی از همکارانش، آزادی عمل در حوزه درمان را ضروری دانست.

او اضافه کرد: «در بیمارستان، درمانگاه، خانه یا خیابان، فرقی نمی‌کند؛ اولویت نخست هر پرستار و پزشکی که می‌خواهد متعهد به سوگندش باشد، نجات جان افراد است.»

گزارش تکان‌دهنده وال‌استریت ژورنال از شلیک تیر خلاص به نوجوانان در ایران

وال‌استریت ژورنال در گزارشی به نسل زد پرداخته که دیگر حاضر نیست آینده خود را به یک حکومت دینی واگذار کند. این روزنامه با اشاره به اینکه این نسل در جریان انقلاب ملی ایرانیان به خیابان‌ها آمد، سرکوب خونین آنها و حتی شلیک تیر خلاص به نوجوانان را گزارش کرده است.

وال‌استریت ژورنال یک‌شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی نوشت اعتراضات سراسری ایران در زمستان امسال، پس از پیوستن گسترده نوجوانان و جوانان، به چالشی بی‌سابقه علیه موجودیت حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شد.

این گزارش که با استناد به گفت‌وگو با خانواده‌های قربانیان و فعالان حقوق بشر تهیه شده، از گستره سرکوبی خونین پرده برمی‌دارد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نشده است.
نوجوانی که هرگز به خانه بازنگشت

پرویز افشاری، پدر سام افشاری، به وال استریت ژورنال گفت آخرین پیام‌های پسرش را ۱۷ دی با این مضمون دریافت کرده است: «فردا می‌خواهم به اعتراضات بروم، ولی به مامان نگو.»

چهار روز بعد، خانواده جسد او را در سردخانه‌ای در شهر کرج یافتند. سام که تازه ۱۷ ساله شده بود، یکی از نوجوانانی بود که در جریان انقلاب ملی ایراانیان به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی جان باختند.

به گفته پدرش، خانواده ابتدا تصور می‌کردند سام بازداشت شده است. اما مسئولان محلی اعلام کردند نام او در فهرست بازداشتی‌ها نیست. خانواده شروع به جستجو در بیمارستان‌ها کردند. در نهایت یک پزشک به آن‌ها گفت سام با اصابت گلوله به پشت سرش در وضعیت بحرانی بستری شده بود، اما نیروهای امنیتی او و چند بیمار دیگر را با خود بردند.

خانواده سپس به سردخانه‌ها مراجعه کردند و پیکر سام را پس از چهار روز در کاور جسد یافتند؛ با آثار اصابت گلوله‌ دوم، که نیمی از صورتش را متلاشی کرده بود. سام مجروح با شلیک تیر خلاص به قتل رسیده بود.
پیش‌تر نیز مستنداتی به ایران‌اینترنشنال رسیده بود که از شلیک «تیر خلاص» به مجروحان در جریان انقلاب ملی ایران حکایت داشت.

بر اساس گزارش‌هایی از کرج، اهواز و زنجان، نیروهای امنیتی پس از تیراندازی به معترضان، با محاصره بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مانع انتقال مجروحان می‌شدند و برخی زخمی‌ها را از داخل بیمارستان ربوده و هدف شلیک دوباره قرار می‌دادند.

شاهدان عینی از کرج گفتند ماموران در جریان اعتراضات ۱۹ دی به‌طور مستقیم به سوی زخمی‌ها شلیک کردند و اجازه امدادرسانی ندادند. پیام‌های رسیده از اهواز نیز حاکی است ماموران به معترضان می‌گفتند «حکم تیر خلاص» دارند.

مرکز اسناد حقوق بشر ایران هم گزارش داد یک معترض مجروح، سه روز از ترس شلیک تیر خلاص نیروهای امنیتی در کیسه مخصوص حمل اجساد پنهان شد تا سرانجام خانواده‌اش او را در کهریزک پیدا کردند.

همچنین به گفته رییس یکی از بیمارستان‌های زنجان، دست‌کم ۱۴ پیکر با آثار اصابت گلوله به سر و نشانه‌های تیر خلاص به این مرکز منتقل شدند.
آینده‌ای که با گلوله متوقف شد

افشاری به وال‌استریت ژورنال گفت: «پسرم می‌توانست آینده این کشور را بسازد. این حکومت بچه‌هایی را می‌کشد که فقط آزادی می‌خواهند.»

سام عاشق شنا کردن بود و در کرج زبان انگلیسی و آلمانی می‌خواند و قصد داشت برای ادامه تحصیل در رشته فناوری اطلاعات به آلمان نزد پدرش برود. به گفته پدرش تماس‌های ویدیویی واتس‌اپ میان آن‌ها گاهی هفته‌ای سه بار انجام می‌شد و سام تنها فرزند او بود.

او افزود: «پسرم فقط آزادی می‌خواست. این حکومت به جای گوش دادن، با گلوله پاسخ او را داد.»

نسلی که به خیابان آمد

بر اساس داده‌های سازمان ملل، حدود ۴۲ درصد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند. این نسل نخستین گروهی است که با دسترسی گسترده به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی رشد کرده و بیش از هر زمان دیگری با جهان خارج ارتباط داشته است.

این ویژگی، به نوشته وال‌استریت ژورنال نسل زد ایران را به گروهی بدل کرده است که دیگر محدودیت‌های اجتماعی و بن‌بست اقتصادی را نمی‌پذیرد.

وال‌استریت ژورنال گزارش داد اعتراضات ابتدا با مشارکت بازاریان و در واکنش به سقوط شدید ارزش پول ملی آغاز شد و مقام‌های جمهوری اسلامی با وعده اصلاحات اقتصادی کوشیدند آن را مهار کنند.

اما اعتراضات، پس از ورود گسترده نسل زد، از مطالبات اقتصادی فراتر رفت، شعارها تغییر کرد و به انقلابی ضدحکومتی تبدیل شد، حاکمیت در پاسخ با سرکوبی سریع و گسترده واکنش نشان داد.
قطع اینترنت و پنهان‌سازی ابعاد جنایت

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، در شب ناپدید شدن سام اینترنت در بیشتر مناطق ایران قطع شد. برای هفته‌ها ارتباطات به‌شدت محدود بود و انتقال اطلاعات با دشواری انجام می‌شد. بسیاری از گزارش‌ها تنها از طریق استارلینک یا سیم‌کارت‌های خارجی به بیرون از کشور منتقل شد.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر اعلام کرد: «بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران» که در جریان آن، دست‌کم دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج به قتل رسیدند، «با دستور شخص علی خامنه‌ای» صورت گرفت.

این در حالی است که مقام‌های جمهوری اسلامی اعلام کردند بیش از ۳۱۰۰ نفر کشته شده‌اند و بدون ارائه مدرک، این مرگ‌ها را به «اقدامات تروریستی» نسبت دادند.

به گفته سازمان «فعالان حقوق بشر در ایران» دست‌کم ۱۲۴ نفر از جان‌باختگان زیر ۱۸ سال بوده‌اند. این در حالی است که بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال برآورد گروه‌های دیگر نشان می‌دهد حدود نیمی از قربانیان متعلق به نسل زد بوده‌اند.
روایت سه نوجوان دیگر

خانواده سه نوجوان دیگر نیز داستان‌هایی مشابه روایت کرده‌اند. یکی از آن‌ها، پسر ۱۶ ساله‌ای از کرمانشاه است که به خانواده‌اش گفت «به کتابخانه می‌رود»، اما هرگز بازنگشت.

دیگری، ربین مرادی، بازیکن ۱۷ ساله فوتبال است که هنگام ترک زمین بازی با خانواده‌اش تماس گرفت و گفت قصد دارد در راه بازگشت به اعتراضات بپیوندد. جسد او چهار روز بعد در سردخانه کهریزک تهران پیدا شد.

نوجوان دیگری به نام امیرعلی حیدری، چند روز مانده به تولد ۱۸ سالگی‌اش، در کرمانشاه در اعتراض‌ها شرکت کرد. به گفته یک خویشاوند پس از گریز از کشور که شاهد قتل امیرعلی بوده است، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ابتدا به سینه او شلیک کردند و سپس با قنداق تفنگ امیرعلی را تا سر حد مرگ زدند.

هالی داگرس، پژوهشگر موسسه واشینگتن، در این ارتباط به وال استریت ژورنال گفت: «جوانان ایرانی می‌دانند ممکن است با گلوله روبه‌رو شوند، اما باور دارند آینده‌شان ارزش جنگیدن دارد. آن‌ها می‌خواهند بخشی از جهان باشند، آزادانه خودشان را بیان کنند و با کرامت زندگی کنند.»

گزارش وال‌استریت ژورنال تاکید می‌کند که ابعاد کامل این سرکوب خونین هنوز روشن نشده است و با وجود محدودیت‌های ارتباطی، روایت‌ها به‌تدریج از داخل ایران بیرون می‌آید. آنچه تاکنون آشکار شده، تصویری است از نسلی که برای آینده‌ای متفاوت به خیابان آمد و با سرکوبی بی‌سابقه روبه‌رو شد.