اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Sunday, 5 July 2026

خانواده‌های قربانیان حکومت علی خامنه‌ای درباره کشته شدن و مراسم تشییع او چه می‌گویند؟

لینک‌های قابلیت دسترسی
بازگشت
بازگشت به منوی اصلی
رفتن به صفحه جستجو
site logosite logo
ما را در گوگل دنبال کنید
زنده
جستجو
 جستجو ...

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ تهران ۲۲:۴۳
سیاسی
خانواده‌های قربانیان حکومت علی خامنه‌ای درباره کشته شدن و مراسم تشییع او چه می‌گویند؟
فرشته قاضی
۱۳/تیر/۱۴۰۵

ارسال

PDF

دسترسی بدون فیلترشکن

بیش از ۱۲۰ روز پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در حملهٔ هوایی آمریکا و اسرائیل، مراسم تشییع و تدفین او در ایران در حال برگزاری است.

رادیوفردا در گفت‌وگو با خانواده‌های جان‌باختگان سرکوب اعتراضات سال‌های گذشته، اعدام‌های دههٔ ۶۰ و هواپیمای اوکراینی که با موشک سپاه پاسداران سرنگون شد، از آن‌ها پرسیده است که با شنیدن خبر کشته شدن علی خامنه‌ای چه فکری به سراغ‌شان آمد، انتظارشان چه بود و دربارهٔ برگزاری چنین مراسمی برای او، چه فکر می‌کنند؟

نسخهٔ کامل این گفت‌وگوها را می‌توانید همین جا بشنوید. بخش‌هایی از گفت‌وگوها هم به صورت مکتوب در ادامه آمده است.

برادر برهان منصورنیا: بهترین پایان برای علی خامنه‌ای مرگ نبود
از رادیو فردا
The code has been copied to your clipboard.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/33794719.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
 
The URL has been copied to your clipboard
No media source currently available

0:005:35
0:00
 لینک مستقیم 
سوران منصورنیا، برادر برهان منصورنیا که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در کرمانشاه بر اثر اصابت گلوله کشته شد:

«آرزوی من این نبود که خامنه‌ای بمیرد. آرزو داشتم که او را بر صندلی دادگاه ببینم، اما نه در جایگاه رهبر و نه در جایگاه قدرت، بلکه در جایگاه متهم.

آرزو داشتم که خامنه‌ای در برابر خانواده‌های کشته‌شده‌ها، در برابر مردم ایران و در برابر تاریخ پاسخ‌گو باشد. چون یکی از زخم‌های بزرگ تاریخ ما همین است که جنایتکاران، اغلب محاکمه نشده‌اند و حقیقت همیشه زیر خاکستر سرکوب و فراموشی پنهان بوده است.

وقتی دادگاهی برگزار نشود و نام آمران و عاملان روشن نشود، جنایت‌ها در آینده دوباره تکرار می‌شوند. به همین دلیل، دادگاهی شدن خامنه‌ای برای من صرفاً یک مسئلهٔ انتقام شخصی یا درد خانوادگی نبود. بیشتر مسئلهٔ آیندهٔ یک کشور بود و آرزو داشتم که این چرخهٔ تاریخی شکسته شود.

احساس من در مورد مرگ خامنه‌ای یک احساس دوگانه است. از یک طرف، به‌عنوان کسی که از این حکومت زخم خورده، از مرگ او احساس آرامش و حتی خوشحالی می‌کنم و از طرف دیگر، به‌عنوان یک خانوادهٔ دادخواه می‌دانم که بهترین پایان، برای خامنه‌ای، مرگ نبود.

بهترین پایان، محاکمهٔ علنی، ثبت حقیقت و محکومیت تاریخی او در برابر مردم بود. چون فقط با عدالت می‌شود جلوی تکرار تاریخ را گرفت، نه با انتقام. مرگ خامنه‌ای، جای عدالت را نمی‌گیرد و مرگ یک جنایتکار، پروندهٔ جنایت را نمی‌بندد. دادخواهی ما هم با مرگ او تمام نمی‌شود.

از آبان ۹۸ تا به امروز تقریباً بیش از شش سال و نیم گذشته، اما جمهوری اسلامی نه‌تنها عزیز ما را کشت، هیچ‌وقت تا به امروز به ما اجازهٔ سوگواری نداده است. وقتی من این مراسم تشییع‌جنازهٔ خامنه‌ای را با تجربهٔ خودم مقایسه می‌کنم، چیزی غیر از تبعیض نمی‌بینم. حتی پدر و مادرم هنوز فرصت این را نداشتند که برای عزیز ازدست‌رفته‌شان به‌صورت علنی سوگواری کنند.»

میهن روستا: حضور بخش‌هایی از مردم در مراسم تشییع خامنه‌ای مرا به وحشت می‌اندازد
از رادیو فردا
The code has been copied to your clipboard.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/33794725.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
 
The URL has been copied to your clipboard
No media source currently available

0:005:51
0:00
 لینک مستقیم 
میهن روستا، از خانواده‌های دادخواه خاوران که همسرش رضا عصمتی، در تابستان ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت اعدام شد:

«این‌که دیگر نیست که قتلی انجام دهد و فرمان قتلی صادر کند و تفسیرهای خودش را علیه به‌اصطلاح ملت و علیه دگراندیشان بدهد، همراه بود با عدم اطمینان، به این‌که نبودن او خیلی چیز زیادی را تغییر نخواهد داد.

من بر اثر سال‌ها فعالیت می‌دانم که این ماشین دولتی جمهوری اسلامی است که به او اجازه می‌داد بر این فرمان‌روایی قدرتمند بنشیند. در نتیجه، خوشحالی به معنی این‌که حالا همه‌چیز تمام شد نیست. همیشه این‌طور فکر می‌کنم که او اگر زنده بود و تحویل مراکز قضایی داده می‌شد، حقیقت روشن می‌شد، اما می‌دانم که او پیر بود و می‌دانستم که جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت و این فرصت را نخواهد داد که از او دادخواهی بکنند.

از حضور بخش‌هایی از مردم در تشییع‌جنازهٔ خامنه‌ای به وحشت می‌کنم. حضور سیاست‌مدارها و حلقه‌های وابسته به رژیم مرا به وحشت نمی‌اندازد، چون فکر می‌کنم وظیفهٔ آن‌ها است که در این مراسم شرکت کنند. اما حضور بخشی از مردم، به معنی ملت ایران، به دلایل مختلف که در این مراسم شرکت می‌کنند، مرا به وحشت می‌اندازد، چون حضور مردم به این رژیم، این قدرت را می‌دهد که دست به اعمال جنایت‌باری بزند که تابه‌حال زده است.

به‌عنوان کسی که از خانوادهٔ دادخواهان است، به‌خصوص خاوران که هنوز جنایت در حقش روا می‌شود، احساس وحشت می‌کنم. یعنی حضور دسته‌جمعی و زیاد مردم در این مراسم، رؤیاهای مرا می‌شکند.»

پدر میلان حقیقی: دادخواهی ما و خون بی‌گناهان سند زندهٔ حقیقت است
از رادیو فردا
The code has been copied to your clipboard.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/33794728.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
 
The URL has been copied to your clipboard
No media source currently available

0:002:04
0:00
 لینک مستقیم 
مسلم حقیقی، پدر میلان حقیقی که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ «زن، زندگی، آزادی» در اشنویه بر اثر اصابت گلوله کشته شد:

«حس من به‌عنوان یک پدر در غربت، با شنیدن خبر مرگ کسی که او را عامل اصلی فرمان سرکوب و پرپر شدن فرزندم و هزاران جوان دیگر می‌دانم، بیش از آن‌که حس انتقام‌جویی شخصی باشد، حس فروپاشی نماد دیکتاتور و رسیدن به یک نقطهٔ عطف تاریخی بود.

برای من در آن لحظه، احساس غلبهٔ عدالت بر ظلم، تسلی‌بخش داغ جان‌هایی بود که سال‌ها بر سینه سنگینی می‌کرد. گویی نوری از امید برای آینده‌ای بدون وحشت و سرکوب در دل من روشن شد. هرچند که هیچ ابراز شادمانی یا تغییر سیاسی نمی‌تواند جای خالی فرزندم را پر کند یا او را به آغوشم بازگرداند. البته آرزو داشتم که در دادگاهی عادلانه من و فرزند دیگرم، ملینا، حضور داشتیم و شاهد دادگاهی شدن او بودیم که به سزای اعمال وحشیانهٔ خود می‌رسید.

دیدن تشییع‌جنازهٔ آزادانهٔ مستبد خودخواه با استفاده از امکانات عمومی و بوق‌های تبلیغاتی، مظهر یک بی‌عدالتی عمیق است. تماشای روایت رسمی و ساختگی که تلاش می‌کند از یک آمر سرکوب، چهرهٔ مقدس بسازد، در حالی که فرزندان ما در سکوت، زیر فشار امنیتی و در بی‌خبری مطلق به خاک سپرده شدند و بارها پدر و مادر مرا به خاطر مراسم بر سر مزار نوه‌شان میلان، احضار و تهدید کرده‌اند.

حکومت‌ها می‌توانند با قدرت و ثروت برای خود، تشریفات و مراسم‌هایی این‌چنین تدارک ببینند، اما هرگز نمی‌توانند مشروعیت اخلاقی و نامی نیک در حافظهٔ تاریخی بخرند. چرا که دادخواهی ما و خون بی‌گناهان، سند زندهٔ حقیقت است و در نهایت قضاوت بی‌رحم تاریخ در دادگاه وجدان جامعه، بسیار ماندگارتر از هر مراسم سفارشی خواهد بود.»

دایی عرفان فرجی: عدالت واقعی،‌ محاکمهٔ علنی علی خامنه‌ای بود
از رادیو فردا
The code has been copied to your clipboard.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/33794738.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
 
The URL has been copied to your clipboard
No media source currently available

0:003:33
0:00
 لینک مستقیم 
مجید مقدسی، دایی، محمدعرفان فرجی که در اعتراضات دی ۱۴۰۴ در نازی‌آباد تهران بر اثر اصابت گلوله کشته شد:

«عدالت همیشه ارزشمندتر از انتقام است. اما وقتی این خبر را شنیدم، اولین چیزی که به ذهنم آمد، عرفان بود. خواهرزاده‌ام، عرفان فرجی. این خبر قبل از هر چیز یادآور چهرهٔ جوانی بود که دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردد.

هیچ اتفاقی، حتی مرگ کسی که او را مسئول این فجایع می‌دانم، عرفان را به ما برنمی‌گرداند. هیچ مادری دوباره فرزندش را در آغوش نمی‌گیرد و هیچ خانواده‌ای از این داغ‌ها رها نمی‌شود. اگر عدالت واقعی اجرا می‌شد، شاید بهتر بود همهٔ دنیا شاهد محاکمهٔ عادلانه و علنی بودند تا حقیقت را برای همیشه در تاریخ ثبت می‌کردیم. اما امروز آن‌چه که برای من باقی مانده و همین‌طور خانواده‌های دادخواه، فکر می‌کنم فقط غم از دست دادن عزیزانشان است که آینده‌شان را از آن‌ها گرفتند.

ما امیدواریم که روزی همهٔ عاملان و آمران این جنایات در هر جایگاهی که هستند، در برابر عدالت پاسخ‌گو باشند.

دربارهٔ تشییع‌جنازه، می‌دانیم که همه پروپاگاندای رژیم است. وقتی می‌بینیم که خیلی از خانواده‌ها هنوز زیر فشار اقتصادی هستند و وقتی که بسیاری از خانواده‌های کشته‌شدگان حتی نتوانستند برای عزیزانشان یک مراسم آزادانه برگزار کنند، قطعاً دیدن چنین مراسم‌های پرهزینه خیلی تلخ است.

من آرزو می‌کنم، یعنی امیدوارم، که روزی در ایران این بودجه‌ها به‌جای خرج شدن در این مراسم‌های بی‌خود و بی‌جهت، صرف آبادانی کشورمان شود.»

خواهر غنیمت اژدری: با محاکمهٔ علی خامنه‌ای خیلی رازها روشن می‌شد
از رادیو فردا
The code has been copied to your clipboard.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/33794743.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
 
The URL has been copied to your clipboard
No media source currently available

0:003:37
0:00
 لینک مستقیم 
عظمت اژدری، خواهر غنیمت اژدری، از مسافران پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین که با موشک‌های سپاه پاسداران در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸ سرنگون شد:

«روزی که خبر مرگ خامنه‌ای را شنیدم، از قبل فکر می‌کردم که واقعاً خوشحال شوم، ولی آن روز دچار احساسات متناقضی شدم و دقیقاً همان حسی به من دست داد که خبر مردن حاجی‌زاده و سلامی و بقیه را شنیدم.

با محاکمهٔ این افراد، خیلی رازها باید روشن می‌شد که متأسفانه این اتفاق نیفتاد. ولی در عین حال، هر یک روزی که این‌ها نیستند، تعداد کسانی که کشته می‌شوند کمتر خواهد بود. یکی از حسرت‌های من این است که اگر این اتفاق سال‌ها پیش افتاده بود، خیلی از جوان‌ها الان کنار خانواده‌هایشان بودند. اگر خامنه‌ای سال‌ها پیش مرده بود، خواهر من الان کنار ما بود.

من می‌خواهم مقایسه کنم با کشته شدن جوان‌هایی که توسط او انجام شد. هر کدام از این جوان‌ها وقتی که کشته شدند، خیلی‌ها به‌صورت داوطلبانه و از روی همدردی رفتند با خانواده‌هایشان سوگواری کردند و اشک ریختند، اما خامنه‌ای و زیردستانش سوگواری را بر خانواده‌ها قدغن کردند. خاک‌سپاری را مصادره کردند و حتی به خانواده‌ها اجازه ندادند که به‌صورت عادی، بتوانند عزاداری کنند.»


ارسال

PDF

دسترسی بدون فیلترشکن

به ما بپیوندید

16x9 Image
فرشته قاضی
فرشته قاضی از پاییز ۹۹ به تحریریه رادیوفردا پیوست. او که بیش از دو دهه سابقه روزنامه‌نگاری دارد، در ایران به ویژه در حوزه سیاست داخلی، دولت و مجلس، فعالیت می‌کرد. در یک دهه گذشته نیز پس از خروج از ایران او با روزآنلاین، یورونیوز، و بی‌بی‌سی فارسی همکاری می‌کرد که محصول این دوره صدها گفت‌وگو و گزارش اختصاصی مرتبط با سیاست داخلی و حقوق بشر در ایران است.

ثروتِ جانشینی»؛ مجتبی خامنه‌ای و پرسش درباره «دزدسالاری موروثی» در جمهوری اسلامی

لینک‌های قابلیت دسترسی
بازگشت
بازگشت به منوی اصلی
رفتن به صفحه جستجو
site logosite logo
ما را در گوگل دنبال کنید
زنده
جستجو
 جستجو ...

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ تهران ۲۲:۳۹
فراتر از خبر
«ثروتِ جانشینی»؛ مجتبی خامنه‌ای و پرسش درباره «دزدسالاری موروثی» در جمهوری اسلامی
الکس رئوف‌اوغلو
۱۴/اردیبهشت/۱۴۰۵

ارسال

دسترسی بدون فیلترشکن
مکس مایزلیش، پژوهشگر فعال در حوزه سیاست تحریم‌ها در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها
مکس مایزلیش، پژوهشگر فعال در حوزه سیاست تحریم‌ها در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها
موضوع انتقال قدرت در جمهوری اسلامی سال‌ها بود که در راهروهای قدرت در تهران زمزمه می‌شد، اما رسیدن مجتبی خامنه‌ای به کرسیِ سومین رهبر کشور، پس از جان‌باختن پدرش، علی خامنه‌ای، در یک حملهٔ هوایی، ساختار حکومت ایران را به کلی دگرگون کرده است.

مجتبی سال‌ها چهره‌ای مرموز و بانفوذ بود؛ کسی که در سایه، پیوند میان سپاه پاسداران و تشکیلات مالی عظیم رهبری را «مدیریت» می‌کرد.

حالا دیگر ادعاهای همیشگی دربارهٔ ساده‌زیستی روحانیت، زیر سایهٔ مدارک مربوط به ثروت کلان او قرار گرفته است. یافته‌های اخیر بر پایهٔ داده‌های بلومبرگ و وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد که مجتبی خامنه‌ای در مرکز یک شبکهٔ پیچیده از املاک برون‌مرزی به ارزش صدها میلیون دلار قرار دارد.

از هفدهم اسفند ۱۴۰۴ که او به‌عنوان رهبر جدید معرفی شد، هنوز در انظار عمومی دیده نشده و پیامی با صدای خودش منتشر نکرده است؛ همین موضوع باعث شده گمانه‌زنی‌هایی دربارهٔ احتمال مرگ یا آسیب جدی او در حملات آمریکا و اسرائیل قوت بگیرد.

در حالی که ایران با ویرانی‌های جنگ و تورم افسارگسیخته دست‌وپنجه نرم می‌کند، افشای این «ثروتِ جانشینی» پرسشی کلیدی دربارهٔ مشروعیت نظام پیش می‌کشد: آیا جمهوری اسلامی رسماً از یک حکومت مذهبی انقلابی به یک دزدسالاری موروثی و امنیتی تبدیل شده است؟

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با مکس مایزلیش، از پژوهشگران بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و مقام پیشین در اداره کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (اوفک)، گفت‌وگو کرده تا سازوکار این دستگاه فاسد و دلیل ناکامی تحریم‌های غرب در برچیدن آن را بررسی کند.

ساختار راهزنی: بنیادها و بانک‌های سایه
رادیو اروپای آزاد: مجتبی خامنه‌ای واقعاً کیست، ثروتش از کجا می‌آید و آیا این‌ها نشان‌دهندهٔ یک دزدسالاری نظام‌مند است؟

مکس مایزلیش: مجتبی خامنه‌ای پسر رهبر پیشین ایران است. او وارث دستگاهی است که ثروتش را از طریق دزدسالاری و در واقع راهزنی از مردم ایران به دست آورده است. سپاه و سران رژیم سال‌ها وقت گذاشتند تا بنگاه‌های تجاری بسازند، اموال دولت و مردم را غارت کنند و قدرت را در دست گروه کوچکی از خودی‌ها متمرکز کنند. مجتبی از این وضعیت هم سود مالی برده و هم صاحب نفوذ شده است.

این موضوع ما را مستقیماً به سازوکار مالیِ پشت این ماجرا می‌رساند. نقش بنیادها در شبکهٔ او چیست؟

بنیادها به ظاهر سازمان‌های خیریه هستند، اما در اصل ابزاری برای انتقال پول به کنترل سپاه و خودی‌های نظام‌اند. این‌ها برای جمع‌آوری سرمایه و در نهایت حمایت مالی از شبکه‌های تروریستی رژیم، یعنی گروه‌هایی مثل حماس، حزب‌الله، حوثی‌ها و دیگران در جهان استفاده می‌شوند.

طی سال‌ها، آمریکا علیه این نهادها اقدام کرده است. نکتهٔ جالب اینجاست که حتی در زمان برجام، وقتی بسیاری از تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد، تحریم‌های این نهادها هم لغو شد و بعداً مجبور شدیم دوباره آن‌ها را برقرار کنیم. این نشان می‌دهد که چطور مسائل مربوط به دزدسالاری و فساد با توافق هسته‌ای گره خورده بود.

برای اینکه درک روشنی از نحوۀ عملکرد این موضوع فراتر از ساختار داخلی داشته باشیم، این سؤال مطرح است که این دارایی‌ها چگونه در بازارهای جهانی جابه‌جا می‌شوند؟

بله، موضوع جالبی است. می‌دانید، احتمالاً فکر می‌کنیم همۀ این‌ها صرفاً معاملات مبهم پشت‌پرده است. اما در واقع، یکی از مواردی که به نظرم برای مردم مهم است که ببینند، تحلیلی از «شبکۀ اجرای جرایم مالی» (فین‌سن) در وزارت خزانه‌داری است. این سند مربوط به اکتبر ۲۰۲۵ است و میزان فعالیت‌های بانکداری سایه در پایتخت‌های غربی را ارزیابی کرده است.

تصویری از مجتبی خامنه‌ای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، روی نمایشگری در یک مراسم حکومتی در تهران
بیشتر در این باره:
مجتبی خامنه‌ای؛ چهره‌ای امنیتی و رهبری بدون سخنرانی


مقدار زیادی پول به دلیل روابط بانکداری کارگزاری که ایران و شبکه‌های دور زدن تحریم با بانک‌های آمریکایی دارند، از طریق ایالات متحده جابه‌جا می‌شود. تنها در سال ۲۰۲۴، تخمین زده می‌شود که ۹ میلیارد دلار جریان مالی از طریق بانک‌های کارگزاری آمریکا منتقل شده است.

بخش زیادی از این مبالغ از بخش‌های نفت، پتروشیمی و صنایع سنگین ایران حمایت می‌کند، که همگی سرمایه‌های خود را از طریق شرکت‌های پوششیِ مبهم و این شبکه‌های دور زدن جابه‌جا می‌کنند، اما آن‌ها را از طریق نهادهای مالی غربی منتقل می‌کنند، چون راستش را بخواهید، سرمایۀ اصلی همان‌جاست.

اگر دقیق‌تر بخواهیم بگوییم، دبی، لندن، اروپا: این پول‌ها واقعاً به کجا می‌روند؟

مبالغ قابل توجهی پول به چین، به‌ویژه هنگ‌کنگ می‌رود. امارات متحدۀ عربی یکی از مقاصد اصلی جریان‌های مالی ایران است. سنگاپور هم که در رابطه با اقتصاد نفت بسیار قابل توجه است، مطرح شده است.

مالزی و عمان نیز بخش‌های در حال ظهوری هستند. بنابراین، در واقع هر جایی که پیوندی با دستگاه مالی جهانی وجود داشته باشد، جایی که مسیری طبیعی برای رژیم ایران جهت کاشتن شبکه‌های مالی‌اش فراهم باشد، به سراغش خواهد رفت. در حقیقت، امارات، سنگاپور و هنگ‌کنگ از جمله پرکارترین و مهم‌ترین جاها برای رژیم هستند.

وفاداریِ فروشی
رادیو اروپای آزاد: اگر ثروت او را یک زیربنا بدانیم، پس دست‌یابی به نفوذ، نتیجۀ آن است. پیوندهای او با نخبگان امنیتی ایران چقدر عمیق است؟

خب، در حال حاضر او به‌اصطلاح رهبر است، درست؟ ما واقعاً شواهد زیادی نداریم که نشان دهد او واقعاً زنده و سالم است و می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها اثر بگذارد، اما آنچه می‌دانیم این است که او بخشی از جناح خودی‌های نظام، یعنی جناح تندرو حکومت، است.

وقتی از نفوذ در کشور صحبت می‌کنیم، این سپاه پاسداران است که نفوذ زیادی بر نهادهای مالی، صنایع سنگین و بخش نفت دارد. مجتبی نیز با تمام این اهرم‌های نفوذ و قدرت مالی در ارتباط است.

این موضوع، یک ابزار کنترلیِ حیاتی را مطرح می‌کند: وفاداریِ فروشی. آیا توزیع ثروت در اینجا باعث وفاداری سپاه پاسداران می‌شود؟

فکر می‌کنم می‌توانید این را به عنوان عملکرد یک حکومت دزدان و الیگارشی معمولی با شبکه‌های حامی‌پروری در نظر بگیرید که در آن قراردادهای رانتی و ترجیحی برای خودی‌های رژیم وجود دارد.

نکتۀ مهم این است که ببینیم برای تمام این افراد و نهادهای مرتبط با آن‌ها، اگر ایالات متحده و قدرت‌های غربی بتوانند واقعاً برای قطع جریان‌های مالی به آن شرکت‌ها اقدام کنند، آنگاه ما در واقع در حال تخریب توانایی رژیم برای بقا هستیم. درست مانند هر دزدسالاری و الیگارشی دیگری، همه چیز به جریان‌های مالی که برای حمایت از آن شبکه‌ها به جلو حرکت می‌کنند، بستگی دارد.

با گسترش این دستگاه، یک تناقض پدید می‌آید. چرا این شبکه با وجود سال‌ها تحریم، هنوز از پا درنیامده است؟

این از آن پرسش‌های تأمل‌برانگیز است. از یک سو، بخشی از تحریم‌ها در سال‌های گذشته و در دورۀ ‏برجام‏ به حالت تعلیق درآمد که برخی از آن‌ها باید سال‌ها بعد دوباره وضع می‌شدند. در آن میان، وقفه‌ای ایجاد شد که به افراد اجازه داد این جریان‌های مالی غیرقانونی را گسترش دهند. اما در واقع، فکر می‌کنم موضوع به دو نکته برمی‌گردد: یکی ارادۀ سیاسی و دیگری تأمین منابع.

جالب اینجاست که با وجود اینکه اکنون در وضعیت جنگی علیه ایران هستیم، در دو ماه اخیر که در جنگ بوده‌ایم، تنها چند مورد تحریم جدید از سوی وزارت خزانه‌داری اعلام شده که بیشتر آن‌ها هم کارهای روتین و همیشگی بوده‌اند.

ساختمانی در تهران که در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل ویران شده است. ۲۴ فروردین
بیشتر در این باره:
محاصره دریایی و جنگ اقتصادی چگونه تهران را زیر فشار می‌گذارد؟
این اقدامات البته مهم هستند، مثلاً هدف قرار دادن پالایشگاه‌های مستقل و کوچک چینی که به اصطلاح «کتری» نامیده می‌شوند، اما اگر دقت کنید، ما پیش از این هم در دورۀ دوم دولت ترامپ شاهد تحریم چهار مورد از این نوع پالایشگاه‌ها بودیم. (توضیح: کتری اصطلاحاً به پالایشگاه‌های نفت کوچک، مستقل و خصوصی در چین گفته می‌شود). همچنین شاهد بستۀ تحریمی بودیم که شبکه‌های گسترش جنگ‌افزار و قاچاق را که به سود رژیم فعالیت می‌کردند، هدف قرار می‌داد. این اقدام بسیار شبیه به کارهایی است که پیش از آغاز جنگ هم شاهدش بودیم.

چشم‌گیرترین تشدید اقدامات در این زمینه مربوط به چند روز پیش، یعنی ۲۸ آوریل است؛ تحریمی وضع شد که چندین ده شرکت را شناسایی کرد که در اصل هزاران شرکتِ در سایه را در دستگاه بانکی اداره می‌کنند، جالب اینجاست که این شرکت‌ها در چین و برخی در بریتانیا هستند، و این موضوع با دارایی‌های مجتبی نیز گره خورده است.

اکنون شاهد شدت گرفتن اقداماتی هستیم که در آن، قابل شناسایی‌ترین عناصر مربوط به زیرساخت‌های بانکی برای نخستین بار به صورت علنی آشکار می‌شوند. این شرکت‌های «رهبر»، همان‌طور که نامیده می‌شوند، دارایی‌های هزاران نهاد در سایه و شرکت‌های صوری را مدیریت می‌کنند.

این پیامی به نهادهای مالی است: «ما داریم این موضوع را تا حد ممکن برای شما شفاف می‌کنیم؛ اگر دارایی‌هایی در دفاتر خود دارید که به سود این نهادها و هزاران شرکت زیرمجموعۀ آن‌هاست و آن‌ها را مسدود نکنید، آن وقت ما به سراغ شما به‌عنوان یک بانک خواهیم آمد.»

در پاسخ به پرسش شما که چرا این شبکه‌ها را از کار نینداخته‌ایم، باید بگویم چون هنوز نخواسته‌ایم چنین کنیم. این موضوع به ارادۀ سیاسی بستگی دارد. آیا واقعاً می‌خواهیم تا زمانی که در میانۀ نبرد و در وضعیت جنگی هستیم صبر کنیم و بعد دست به اقدامات تهاجمی بزنیم؟ کار هوشمندانه این بود که سال‌ها پیش این کار را انجام می‌دادیم. از منظر تأمین منابع، فردی از وزارت دفاع به تازگی گفته است که این جنگ حدود ۲۵ میلیارد دلار هزینه داشته و من برآوردهایی دیده‌ام که نشان می‌دهد این رقم می‌تواند حتی دست‌کمِ هزینه‌ها باشد.

این هزینه تنها برای دو ماه است. در مقابل، طی ۱۰ سال گذشته، به دستگاه اطلاعات مالی ما (‏اوفک‏ و ‏فین‌سن‏) در مجموع تنها حدود ۳.۳ میلیارد دلار بودجه اختصاص یافته است. ما در عرض دو ماه، ۲۵ میلیارد دلار هزینۀ یک جنگ نظامی می‌کنیم، در حالی که بودجهٔ لازم برای سیاست‌گذاری اقتصادی را که هدفش پیشگیری از چنین جنگی بوده، تأمین نمی‌کنیم.

دولت‌های غربی فراتر از آنچه گفتید، از چه ابزارهایی استفاده نمی‌کنند؟

فراتر از کارهایی که در داخل می‌توانیم انجام دهیم، ایالات متحده در موقعیتی است که می‌تواند تغییرات را در میان کشورهای شریک رهبری و هدایت کند. برای نمونه، امارات متحدۀ عربی در حال حاضر در حال جدا شدن از اوپک است که موضوع بسیار مهمی است. این اتفاق در زمانی رخ می‌دهد که بحث‌هایی دربارهٔ پیمان پولی و سواپ ارزی در جریان است.

شاید این راهی برای آمریکا باشد تا امارات را به عنوان یک قطب مالی، بیشتر به مدار غرب بکشاند و آن‌ها را به رعایت سخت‌گیرانه‌ترِ مقررات مبارزه با پولشویی و به اشتراک‌گذاری اطلاعات مالی برای مسدود کردن دارایی‌های رژیم تشویق کند. فراتر از آن، می‌توانیم به سراغ کشورهای شریکی برویم که هنوز سپاه پاسداران را در لیست سیاه قرار نداده‌اند.

بسیاری از کشورها حتی چارچوب قانونی لازم برای تحریم نهادی مانند سپاه را ندارند. ما باید به آن‌ها کمک کنیم تا این توانمندی‌ها را در خود ایجاد کنند. اغلب اوقات، آمریکا منتظر می‌ماند تا کشورهای دیگر کاری را انجام دهند که خودمان باید انجام دهیم. همه چیز به ارادۀ سیاسی و اینکه آیا برای اداره‌هایی که این مسئولیت‌ها را بر عهده دارند نیروی انسانی کافی تأمین می‌کنیم یا نه، برمی‌گردد.

در نهایت، یک پرسش باقی می‌ماند: آن «مجهولِ معلوم» دربارۀ شبکۀ مالی مجتبی خامنه‌ای که باید مراقبش باشیم چیست؟

آن مجهولِ معلوم، ابعاد واقعیِ تأثیری است که اگر آمریکا اقدام بزرگی علیه نهادهای مالی خارجی، یعنی بانک‌های چین، هنگ‌کنگ و امارات که در واقع به رژیم خدمات بانکی می‌دهند، انجام دهد، بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. این‌ها قطب‌های اصلی دارایی در جهان هستند. آنچه نمی‌دانیم، ابعاد دقیق این آشفتگی است.

با این حال، نگاهی به تاریخچۀ ما نشان می‌دهد، مثلاً استفاده از ابزارها علیه بانک ‏ام‌بائر (MBaer)‏ در سوئیس یا شرکت‌های مکزیکی مرتبط با کارتل‌ها، که این کار باعث می‌شود نهادهای نظارتی در آن حوزه‌های قضایی گام پیش بگذارند و مسئولیت مشکلاتی را که در رسیدگی به آن‌ها کوتاهی کرده بودند، بپذیرند. استدلال من این است که این کار هر هزینه‌ای داشته باشد، در بلندمدت ارزشش را خواهد داشت تا بتوانیم یک بار برای همیشه با این حکومت دزدان مبارزه کنیم.


Tuesday, 17 March 2026

گزارش مای ساتو از جمهوری اسلامی به سازمان ملل: «والدین مجبور به دفن‌ مخفیانه کودکانشان شدند»

هم‌زمان با تحولات پرشتاب ایران، گزارش مای ساتو، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، درباره وضعیت حقوق بشر این کشور در سال ۲۰۲۵ منتشر شده که از جمله به اعتراضات سراسری و سرکوب مرگبار و خونین دی ۱۴۰۴ پرداخته است.

خانم ساتو این گزارش را به شورای حقوق بشر این سازمان ارائه کرده و خلاصه‌ای از آن را هم شفاهی توضیح داده است. حمله اسرائیل و آمریکا به ایران پس از تنظیم این گزارش بوده است.

به همین دلیل موارد نقض حقوق بشر در این دوره در گزارش درج نشده اما به‌اجمال گفته شده که این حملات «هدف قرار دادن عمدی یا بی‌تمایز غیرنظامیان، مراکز آموزشی و بیمارستان‌ها، نقض فاحش حقوق بشردوستانه بین‌المللی و حقوق بشر است» و همچنین از حملات تلافی‌جویانه ایران در سطح منطقه شدیدا ابراز نگرانی شده است.

در این گزارش گفته شده که در این بازه ۲۵ مکاتبه با جمهوری اسلامی ایران برای دریافت جواب داشته، ۱۹ پاسخ دریافت کرده و ۲۳ بیانیه مطبوعاتی هم صادر کرده یا در انتشار آن مشارکت داشته است.گزاشگر ویژه در امور حقوق بشر ایران قطع اینترنت و محدودیت شدید دسترسی به آن را از موارد نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی ایران توصیف کرده است
گزارش توضیح داده است که با وجود این چارچوب محدودکننده «قوانین غیراستاندارد»، جمهوری اسلامی ایران با مقررات حقوق بشری، شهروندان ایران «دارای سابقه‌ای غنی از جنبش‌های جمعی هستند. … طی بیش از چهار دهه، ایرانیان برای مطالبه تغییر به خیابان‌ها آمده‌اند.»

اعتراضات زنان به حجاب اجباری در ماه‌های اول انقلاب بهمن ۵۷ در تهران، اعتراضات دانشجویی تیر ۷۸، جنبش سبز در سال ۸۸، اعتراضات آبان ۹۸ و جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ واکنش حکومت به آن‌ها در این گزا ش آمده است:

«دولت پیوسته به این مخالفت‌ها با استفاده از زور جواب داده و در چارچوبی حقوقی عمل کرده که استفاده از زور را تسهیل می‌کند، نه محدود. قانون به‌کارگیری سلاح بوسیله ماموران نیروهای مسلح در موارد ضروری، به نیروهای امنیتی اجازه می‌دهد در صورت بی‌نتیجه بودن سایر روش‌ها و پس از اخطار، برای مقابله با "تظاهرات غیرقانونی" از زور استفاده کنند.»

«این قانون، استفاده از نیروی مرگبار را به شرایطی که تهدید فوری علیه جان یا خطر آسیب جدی وجود دارد، محدود نمی‌کند و همچنین شرط تناسب را که در معیارهای بین‌المللی الزامی است در نظر نمی‌گیرد.»

اجساد معترضان دی در پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران

Wednesday, 25 February 2026

بررسی آماری و آنالیز اعدام ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴

بررسی آماری اعدام در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد موتور سرکوب حاکمیت با ثبت ۳۵۳ اعدام در ۲۴ روز، به‌صورت فشرده و سازمان‌یافته فعال بوده است
کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۶ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – آماراعدام در بهمن ۱۴۰۴ با ثبت ۳۵۳ مورد طی ۲۴ روز، یکی از بالاترین سطوح اجرای مجازات مرگ در یک بازه زمانی کوتاه را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی کانون حقوق بشر ایران، میانگین روزانه اعدام به ۱۴ تا ۱۵ زندانی رسیده است. این آمار تصویری کم‌سابقه از گستردگی استفاده حاکمیت از مجازات مرگ ارائه می‌دهد.

آمار کلی اعدام در بهمن ۱۴۰۴
بر اساس اطلاعات ثبت‌شده، در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ مجموعاً ۳۵۳ زندانی اعدام شده‌اند. این اعدام‌ها طی ۲۴ روز انجام شده است. به این ترتیب، میانگین روزانه اعدام بین ۱۴ تا ۱۵ نفر بوده است.

از میان ۳۵۳ زندانی اعدام‌شده، ۵ نفر زن و ۳۴۸ نفر مرد بوده‌اند. این توزیع جنسیتی نشان می‌دهد که اکثریت مطلق اعدام‌ها مربوط به مردان بوده است. با این حال، حضور ۵ زن در میان اعدام‌شدگان نیز قابل توجه است.

درباره سن تمامی اعدام‌شدگان اطلاعات کامل منتشر نشده است. اما در میان موارد ثبت‌شده، از ۲۴ ساله تا ۶۶ ساله مشاهده می‌شود. این دامنه سنی بیانگر آن است که اعدام در این بازه زمانی، طیف گسترده‌ای از گروه‌های سنی را دربرگرفته است.


صفحه اصلی حقوق بشر
بررسی آماری و آنالیز اعدام ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
 by Ahmad kargar 15 ساعت پیش

بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴

بررسی آماری اعدام در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد موتور سرکوب حاکمیت با ثبت ۳۵۳ اعدام در ۲۴ روز، به‌صورت فشرده و سازمان‌یافته فعال بوده است
کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۶ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – آماراعدام در بهمن ۱۴۰۴ با ثبت ۳۵۳ مورد طی ۲۴ روز، یکی از بالاترین سطوح اجرای مجازات مرگ در یک بازه زمانی کوتاه را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی کانون حقوق بشر ایران، میانگین روزانه اعدام به ۱۴ تا ۱۵ زندانی رسیده است. این آمار تصویری کم‌سابقه از گستردگی استفاده حاکمیت از مجازات مرگ ارائه می‌دهد.

آمار کلی اعدام در بهمن ۱۴۰۴
بر اساس اطلاعات ثبت‌شده، در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ مجموعاً ۳۵۳ زندانی اعدام شده‌اند. این اعدام‌ها طی ۲۴ روز انجام شده است. به این ترتیب، میانگین روزانه اعدام بین ۱۴ تا ۱۵ نفر بوده است.

از میان ۳۵۳ زندانی اعدام‌شده، ۵ نفر زن و ۳۴۸ نفر مرد بوده‌اند. این توزیع جنسیتی نشان می‌دهد که اکثریت مطلق اعدام‌ها مربوط به مردان بوده است. با این حال، حضور ۵ زن در میان اعدام‌شدگان نیز قابل توجه است.

درباره سن تمامی اعدام‌شدگان اطلاعات کامل منتشر نشده است. اما در میان موارد ثبت‌شده، از ۲۴ ساله تا ۶۶ ساله مشاهده می‌شود. این دامنه سنی بیانگر آن است که اعدام در این بازه زمانی، طیف گسترده‌ای از گروه‌های سنی را دربرگرفته است.


بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
تفکیک اتهامات در پرونده‌های اعدام

بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
بررسی اتهامات منتسب به ۳۵۳ زندانی اعدام‌شده، تصویر مشخص‌تری از الگوی اجرای حکم اعدام ارائه می‌دهد.

۱۰۷ زندانی به اتهام مرتبط با مواد مخدر اعدام شده‌اند. ۲ زندانی به اتهام داعش اعدام شده‌اند. یک نفر با اتهام جاسوسی اعدام شده است. در ۴ مورد، اتهامات اعلام نشده است. همچنین ۲۳۹ زندانی به اتهام قتل اعدام شده‌اند.

با توجه به این آمار، بیشترین سهم اعدام‌ها مربوط به اتهام قتل است. پس از آن، پرونده‌های مرتبط با مواد مخدر در رتبه دوم قرار دارند. سایر اتهامات سهم بسیار کمتری از کل اعدام‌ها را تشکیل می‌دهند.

این توزیع نشان می‌دهد که اجرای حکم اعدام در بهمن ۱۴۰۴ عمدتاً در چارچوب پرونده‌های قتل و مواد مخدر متمرکز بوده است.

روزهای اوج اجرای اعدام
در میان روزهای بهمن ۱۴۰۴، چند تاریخ با بیشترین تعداد اعدام ثبت شده‌اند.

بالاترین تعداد اعدام در روزهای هشتم و بیست و یکم بهمن ثبت شده است. در هر یک از این دو روز، ۲۳ زندانی اعدام شده‌اند. در روز چهاردهم بهمن، ۲۲ نفر اعدام شده‌اند. همچنین در روزهای اول و بیست و ششم بهمن، ۲۱ زندانی در هر روز اعدام شده‌اند.

تمرکز اعدام‌ها در این روزها نشان‌دهنده اجرای گروهی احکام در بازه‌های زمانی مشخص است. این تمرکز زمانی، بیانگر شدت گرفتن روند اجرای احکام در مقاطع خاصی از ماه است.


بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
بررسی آماری و آنالیز اعدام‌ها در بهمن‌ماه ۱۴۰۴
پراکندگی جغرافیایی اعدام‌ها
بیشترین موارد اعدام در زندان‌های عادل‌آباد شیراز، مرکزی اصفهان و مرکزی خرم‌آباد انجام شده است. این زندان‌ها در میان مراکز اصلی اجرای احکام اعدام در بهمن ۱۴۰۴ قرار داشته‌اند.

گستردگی اجرای اعدام در زندان‌های مختلف نشان می‌دهد که روند اجرای احکام محدود به یک منطقه خاص نبوده است. اعدام در زندان‌های سراسر کشور ثبت شده است.

این پراکندگی جغرافیایی، نشان‌دهنده اجرای گسترده مجازات مرگ در ساختار زندان‌ها است. اجرای همزمان اعدام در چندین زندان، بیانگر هماهنگی نهادهای مسئول در پیشبرد این روند است.

تحلیل روند اعدام در بهمن ۱۴۰۴
آمار ثبت‌شده از اعـدام در بهمن ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که اجرای احکام مرگ با شدت بالا و در بازه زمانی کوتاه انجام شده است. میانگین ۱۴ تا ۱۵ اعـدام در روز، رقمی کم‌سابقه در یک ماه محسوب می‌شود.

این روند در شرایطی ثبت شده است که در دی‌ماه سال جاری، اعتراضاتی در شهرهای مختلف شکل گرفت. در این اعتراضات، معترضان در خیابان‌ها شعارهایی علیه دیکتاتوری سر دادند. همچنین در چهلم جانباختگان، بر ادامه اعتراضات تأکید شد.

هم‌زمانی افزایش آمار اعـدام با فضای اعتراضی، از منظر زمانی قابل توجه است. داده‌های موجود نشان می‌دهد که ساختار حاکم در این بازه زمانی از ابزار اعـدام به‌صورت گسترده استفاده کرده است.

تداوم اجرای اعـدام در این سطح، بیانگر آن است که مجازات مرگ همچنان یکی از ابزارهای اصلی کنترل اجتماعی در چارچوب دیکتاتوری مذهبی به شمار می‌رود.

فیلم لحظه شلیک بی‌رحمانه به سر و قلب دختران معترض در اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴ توسط پاسداران؛ هولوکاست در قرن ۲۱
فیلم به رگبار بستن وحشیانه مردم در فردیس کرج در اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴ توسط پاسداران
 فیلم شلیک از فاصله یک متری به ۲جوان معترض در مشهد؛ سندی دیگر از سرکوب خونین اعتراضـات سراسری ۱۴۰۴ + عکس‌ها
تهران قلب اعتراضات سراسری ایران؛ فیلم‌های تکان‌دهنده یک شب پرتنش
فیلم تکان دهنده شلیک گلوله توسط پاسداران به قلب دختر معترض در تهران – اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
فیلم شلیک بی‌محابای تیر مستقیم جنگی پاسداران و لباس شخصی‌ها به مردم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
فیلم تکان دهنده حمله وحشیانه بسیجی‌های قمه بدست به دختر معترض و قمه زدن به سر او در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴


اعلامیه
نقض حقوق بشر در روند اعـدام‌های بهمن ۱۴۰۴
اعـدام گسترده ۳۵۳ زندانی در مدت ۲۴ روز، از منظر استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر قابل بررسی است. اجرای گسترده مجازات مرگ، به‌ویژه در بازه زمانی فشرده، پرسش‌هایی درباره تضمین دادرسی عادلانه و حق حیات ایجاد می‌کند.

نقض حق حیات: اجرای ۳۵۳ اعـدام طی ۲۴ روز، سلب گسترده حق بنیادین زندگی است.

نقض حق دادرسی عادلانه: در ۴ پرونده، اتهام زندانیان اعلام نشده است.

نقض اصل شفافیت قضایی: اطلاعات کامل سن و جزئیات تمامی پرونده‌ها منتشر نشده است.

آمار اعـدام در بهمن ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که مجازات مرگ همچنان با دامنه‌ای گسترده در ساختار قضایی دیکتاتوری مذهبی اعمال می‌شود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

Categories:حقوق بشر
Tags:اعدامزندانیقتلمتهم مواد مخدرنقض حقوق بشر در ایران
مطالب مرتبط

«نه به اعدام»؛ از کارزار زندان‌ها تا مطالبه‌ای ملی
by Ahmad kargar ۵ اسفند, ۱۴۰۴
پرونده‌سازی تازه علیه فروغ تقی‌پور در زندان اوین؛ تشدید فشارها برای تسلیم زندانیان سیاسی
by Ahmad kargar ۳ اسفند, ۱۴۰۴
انتقال ۵زندانی سیاسی به سلول انفرادی در زندان لاکان رشت همزمان با تشدید فشارها
by Ahmad kargar ۳۰ بهمن, ۱۴۰۴
تشدید بحران تغذیه و وضعیت بهداشتی در زندان اوین و زندان خورین ورامین
by Ahmad kargar ۳۰ بهمن, ۱۴۰۴
رد اعاده دادرسی محراب عبدالله زاده؛ تداوم ابهام‌های حقوقی در پرونده یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری
by Ahmad kargar ۲۹ بهمن, ۱۴۰۴
بازگشت به بالا
کانون حقوق بشر ایران© ۲۰۲۲ - استفاده از مطالب مندرج در سايت، با ذكر منبع بلامانع است

    
خروج از نسخه موبایل

Saturday, 14 February 2026

کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۰۲ (گرینویچ)

بر پایه پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با کشتار گسترده معترضان، پنهان‌سازی اجساد، بازداشت‌های جمعی، شکنجه، فشار بر بیمارستان‌ها و خانواده‌ها، و ایجاد فضای حکومت نظامی، سرکوبی بی‌سابقه را در ده‌ها شهر ایران رقم زده‌اند.

مخاطبان گفتند نیروهای سپاه پاسداران با کنترل و پلمب سردخانه‌ و مراکز درمانی شهرها، نقشی محوری در پنهان‌سازی اجساد کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان داشته‌اند.

بر اساس گزارش‌های شهروندان از بروجرد، سپاه سردخانه غیرفعال بیمارستان «چمران» را دوباره فعال و سپس پلمب کرد و پیکرهای جان‌باختگان اعتراضات در این محل نگهداری شدند. هم‌زمان، اورژانس زایمان به زخمی‌های حکومتی اختصاص یافت.

در بروجرد و دورود، مخاطبان از دست‌کم ۲۸ کشته خبر داده‌اند. به گفته آنان، پیش‌تر سلاح دوشکا در اطراف میادین مستقر بود و اکنون نیروها با کلاشنیکف در سطح شهر به گشت‌زنی مشغول هستند.

همچنین نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در فرمانداری و برخی ادارات حضور دارند.

پیام مخاطب: ماموران می‌گفتند بگذارید جنازه معترضان روی زمین بماند تا درس عبرت شود

بر اساس پیام‌های مخاطبان، در هشتگردِ استان البرز، شب نخست اعتراضات در ۱۸ دی شهر عملاً در دست مردم بود و نیروهای سرکوب غافلگیر شدند؛ اما در شب دوم از مشاهدات یک مخاطب سرکوب تشدید شد و بنا بر روایت‌ها حدود ۲۰ نفر کشته یا نابینا شدند.

در کرج، مخاطبان از فضای حکومت نظامی خبر می‌دهند؛ به گفته شاهدان، پس از ساعت ۱۰ شب تردد ممنوع است و بسیجی‌ها با شات‌گان، گاز اشک‌آور و موتورسیکلت در خیابان‌ها گشت می‌زنند و گوشی و خودروها را بازرسی می‌کنند.

در ساوه (ناحیه مقاومت سپاه، خیابان شریعتی)، شب ۱۹ دی یک جنازه در خیابان رها شد و نیروها اجازه جابه‌جایی ندادند و آن را «درس عبرت» خواندند. به گفته مخاطبان، هر شب آتش‌نشانی خون‌ها را می‌شست و در شب‌های ۲۰ و ۲۱ دی، پیکرها را در شهرک فجر پخش کردند تا مردم را بترسانند. شلیک‌ها با تیر جنگی بوده و مجروحان از ترس به بیمارستان نمی‌رفتند.

در تهران، محدوده شاپور، طی ۱۸ و ۱۹ دی جمعیت گسترده‌ای از اقشار مختلف به خیابان آمدند. شب ۱۸ دی خبری از نیروهای سرکوب نبود، اما ۱۹ دی با گاز اشک‌آور، بمب صوتی (پرتاب از پشت‌بام‌ها) و افزایش نیروها مواجه شد.

Wednesday, 11 February 2026

https://www.instagram.com/p/DUjWJj4iDQ7/?igsh=YnZ4dHIzZWthNzRy

حکم اعدام ۵۹ نفر دیگر از بازداشتی های انقلاب ملی با مداد سه شنبه ۲۱ بهمن ماه بدون حضور وکلا و یا اعضای خانواده زندانیان در زندان لاکان رشت به اجرا در می آید.

مجموع اعدامها در این زندان طی سه هفته گذشته از ۳۱۸ فقره فراتر رفته است. همچنین ۲۸ نفر از بازداشتیها بدلیل شدت جراحت و عفونت ناشی از عدم رسیدگی و خدمات پزشکی در این زندان و ازداشتگاههای اطلاعات سپاه جان باخته اند.