اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Monday, 20 November 2023

روایت یک زندانی از «شکنجه و اعدام مصنوعی» سامان یاسین، رپر معترض ایرانی

۲۹/آبان/۱۴۰۲

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، می‌گوید سامان یاسین (صیدی) در بند ۲۴۰ زندان اوین «اعدام مصنوعی» را تجربه کرده و دو روز بعد «حکم واقعی اعدام» به او ابلاغ شده است.
سامان صیدی، رپر معترض ایرانی که با نام هنری سامان یاسین فعالیت می‌کرد، اوایل مهر ۱۴۰۱ و در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و به محاربه متهم شد. ابتدا برای او حکم اعدام صادر شد اما این حکم بعد در دیوان عالی کشور نقض شد.
آقای حائری روز دوشنبه ۲۹ آبان‌ در نامه‌ای از زندان قزلحصار که نسخه‌ای از آن به دست رادیو فردا رسیده است، نوشت: این خواننده معترض به او گفته که مأموران زندان اوین آذرماه پارسال «ساعت سه بامداد و نزدیک به اذان صبح» با خارج کردن او از بند گفته‌اند: «اگر وصیتی داری بنویس.»
بر أساس این روایت، مأموران زندان آقای یاسین را با دست و چشم بسته پای چوبه دار برده و یکی از مأموران عنوان کرده که چون «جوان» است، «طناب را کج می‌اندازند تا درجا گردنش بشکند و زجر نکشد».
در انتها مأموران با دریافت یک تماس به سامان یاسین می‌گویند که یک فرصت دیگر برای «همکاری» به او داده شده و از اعدامش صرف نظر کرده‌اند.
سامان یاسین (صیدی) روز اول شهریور امسال در یک فایل صوتی برخی از «شکنجه‌های جسمی و روانی» تحمیل‌شده بر او، از جمله اعدام مصنوعی، شکستن بینی، حضور در سردخانه و انتقال به بیمارستان روانی طی ماه‌های گذشته را شرح داده بود.
آقای یاسین در این فایل صوتی که توسط «شبکه حقوق بشر کردستان» منتشر شد، گفته که مسئولان بازداشت او با تهدید در مورد آسیب رساندن به خانواده‌اش، این جوان را مجبور به اعتراف اجباری و پذیرفتن اتهامات از جمله «تیراندازی» کرده‌اند.
احمدرضا حائری در نامه خود از زندان قرلحصار می‌گوید که دو روز بعد از این «اعدام مصنوعی»، «حکم واقعی اعدام» به آقای یاسین ابلاغ شده که «به‌دلیل شوک این خبر» همسر باردار او فرزندی را که یک‌ ماه به تولدش مانده بود، از دست می‌دهد.
آقای حائری در ادامه این نامه نوشته است: ابوالقاسم صلواتی در واکنش به کشته شدن فرزند سامان یاسین، به مادر این خواننده معترض گفته است:‌ «همون بهتر که بچه‌اش از بین رفت، این لیاقت پدر شدن نداره.»
احمدرضا حائری در انتها می‌گوید: «سامان را جز همان جلسه نمایشی آبان پارسال، به هیچ دادگاهی‌ نبرده‌اند، و‌کیل او اجازه دسترسی به پرونده را ندارد و ۱۴ماه است که بلاتکلیف در زندان مانده است‌».





روز جهانی کودک و رژیم‌های کودک‌کش در ایران و در اسرائیل و فلسطین

امروز دوشنبه بیستم نوامبر، برابر با بیست و نهم آبان‌ماه ١۴٠٢، “روز جهانی کودک” است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در سال ١٩۵٩ اعلامیه جهانی حقوق کودک را تصویب کرد وبه دولت‌ها توصیه نمود تا همین روز را به عنوان روز جهانی کودک به رسمیت بشناسند.
روز جهانی کودک در حالی فرا می‌رسد که در جنگ‌حماس و  اسرائیل در طول کمتر از یک ماه نزدیک به ۵۰۰۰ کودک را در نوار غزه قتل عام شده اند. چنین کودک کشی   هولناکی در تاریخ جهان در چنین ابعادی و در چنین مدت کوتاهی بی‌سابقه است. این نسل‌کُشی آشکاری است که در مقابل دیدگان جهانیان و با چشم‌پوشی دولت آمریکا و متحدانش صورت می‌گیرد. در واقع ما در جهانی زندگی می‌کنیم که نه تنها حقوق کودک پاس داشته نمی‌شود و در جای جای جهان کودکان استثمار می‌شوند و مورد استفاده‌های وحشیانه قرار می‌گیرند، بلکه در جنگ اسرائیل و حماس جان آن‌ها نیز ابزار انتقام‌جویی‌های کور نژادی و فاشسیتی قرار می‌گیرد. هم‌چنین روزجهانی کودک در شرایطی فرا می‌رسد که رژیم اسلامی قتل بیش از ۷۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال در جریان «انقلاب ژینا» و در مدت کمتر از یک سال را در پرونده دارد. در همین مدت و در حرکت جنایتکارانه برای مرعوب ساختن نوجوانان و کل جامعه صدها مدرسه دخترانه در سراسر ایران را با گازهای سمی مورد حمله قرارداده و هزاران کودک را مسموم کرده است. این جنایات هولناک در شرایطی صورت می‌گیرند که در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چندین میلیون کودک خانواده‌های کارگری و کم درآمد از تحصیل محرومند. کودک آزاری به اشکال گوناگون اعمال می‌شود و هنوز مدارسی هستند كه در آن‌ها تنبیه بدنی صورت می‌گیرد. هنوز هم زندان‌های این رژیم پر از کودکان پایین‌تر از ۱۸ سال است و ایران یگانه کشور در دنیاست که در آن کودکان زیر ۱۸ سال اعدام می‌شوند.
 در مدارس به طور سازمان‌یافته و هدفمند ذهن کودکان را به خرافه می‌آلایند. کودکان را بر حسب جنسیت‌شان تفکیک می‌کنند. روحیه مردسالاری را در پسران و روحیه تمکین و اطاعت را در دختران تقویت می‌کنند. دختران خردسال از همان روز اول مدرسه باید مقنعه بر سر کنند و از پسران هم سن و سال خود جدا شوند. به آن‌ها آموخته می‌شود که معاشرت با پسران کار بدی است. به همراه حجاب و محرومیت از همبازی شدن دختران و پسران با همدیگر آموزش‌های مذهبی آغاز می‌شود. کتب درسی مملو از این آموزش‌ها است و کودکان از اوان کودکی مجبور می‌شوند آداب و رسوم مذهبی را انجام دهند و در مراسم‌های مذهبی شرکت کنند. بدین ترتیب به کودکان اجازه نمی‌دهند که فارغ از اعتقادات و خرافات مذهبی آموزش ببینند و دانش بیاندوزند و امکان یابند در آینده اعتقادات خود و راه زندگی خود را آگاهانه انتخاب نمایند. در مدارس برای دختران ۹ ساله ”‌مراسم تکلیف‌” برگزار می‌کنند و کودکان را تشویق به ازدواج می‌کنند. به مدارس آخوند و طلبه و بسیجی اعزام می‌کنند تا روحیه جاسوسی و سخن‌چینی را در میان کودکان رواج دهند. در مدارس دسته‌های سینه‌زنی و مراسم مذهبی دیگر راه می‌اندازند. کودکی که در جامعه‌ای آلوده به خرافات مذهبی و عقب افتاده بار آید، امکان و مجال کودکی کردن، شاد زیستن و مصون از القائات عقب‌افتاده را نخواهد داشت و روحیات و خلقیاتی نامتعادل، رفتار و کرداری نابهنجار و انگیزه‌هایی بسیار ضعیف برای یادگیری خواهد داشت. چنین کودکانی به طور طبیعی رشد نخواهند کرد، آرزوهای شیرین کودکانه‌شان برآورد نخواهد شد و آثار و عوارض کمبودهای دوران کودکی تا پایان عمر با آنان همراه خواهد بود.
رفاه و امنیت کودکان، شاخص اصلی سنجش هر حکومت و نظام سیاسی است و حکومت اسلامی از بدو روی کار آمدنش ناانسانی‌ترین سیاست‌ها را در مورد کودکان بکار گرفته است. فرستادن کودکان به میان میادین مین در جنگ ایران و عراق، به کار گرفتن سرباز کودک‌ها در جنگ، استفاده از کودکان در عزاداری‌ها و خونین کردن بدن آن‌ها با قمه و زنجیر، استفاده از کودکان بسیجی برای سرکوب مردم، همگی از جمله جنایات فراموش ناشدنی جمهوری اسلامی علیه کودکان هستند که در مفهوم جنایت علیه بشریت می‌گنجند.
تلاش برای ایجاد فضای امن اجتماعی و فراهم کردن شرایطی که به کودک امکان می‌دهد ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌های خود را بیازماید، تلاش برای ممنوع کردن کار کودکان، تلاش برای ممنوعیت قطعی تنبیه بدنی در خانه و مدرسه، تلاش برای ایجاد کلاس‌های جدی بازآموزی کودکانی که مرتکب خطایی می‌شوند، تلاش جدی برای لغو مجازات اعدام کودکان و جوانان، تلاش برای ممنوعیت مسلح کردن کودکان تحت عنوان بسیجی، تلاش جدی برای به اجرا در آوردن کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق کودکان، تلاش برای گسترش نهادهای غیرحكومتی مدافع حقوق کودکان و تلاش جدی برای جلوگیری از دخالت مذهب در امر تعلیم و تربیت، از وظایف تعطیل‌ناپذیر کمونیست‌ها و جنبش‌های پیشرو اجتماعی است.

آنچه که امروز در جامعه ایران می‌گذرد سرنوشت محتوم کودکان نیست. این وضعیت می‌تواند و باید تغییر کند. برای تغییر این شرایط و رها ساختن کودکان این جامعه از چنین سرنوشتی راهی جز دست بدست هم دادن و مبارزه کردن با رژیمی، و با مناسباتی که کودکان ما را این چنین بی‌رحمانه از حقوق اولیه و انسانی خود محروم کرده است، وجود ندارد.


Sunday, 19 November 2023

بیست نوامبر روز جهانی کودک را گرامی باد

20 نوامبر روز جهانی کودک را گرامی باد


 نوامبر روز جهانی کودک، این روز فرصتی است تا وضعیت کودکان در کشورها مورد توجه قرار گرفته و جامعه برای ارتقای شرایط آن‌ها تلاش کند. بر اساس ماده 12 کنوانسیون حقوق کودک برای کودکان باید فرصتهایی فراهم آورده شود تا بتوانند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به خود به طور مستقیم یا از طریق یک نماینده ابراز عقیده نمایند. همواره یکی از اساسی ترین  مسائل و موضوعات مهم در جهان و حتی عرصه ی حقوقی هر کشور، مسائل مربوط به حقوق کودک است.

از سوی دیگر آشنایی با حقوق کودکان از دیدگاه های متفاوت و در رشته های مختلف حقوق مورد بحث و بررسی واقع شده و دارای ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی داخلی و بین المللی است.
دولت جمهوری اسلامی ایران در  سال 1372 کنوانسیون حقوق کودک را بصورت مشروط پذیرفته است.

در آستانه روز جهانی کودک، با این وضعیت اسفبار کودکان در ایران از حق تحصیل گرفته تا حق رشد و تربیت ، فقر، کار کودکان، تجاوز، اعدام، کودک همسری و … مواجه هستیم. پی آمد ان میتواند


ترک تحصیل، مدارس فرسوده، کمبود مدرسه و کلاس درسی باشد. طبق آخرین آمار مرکز پژوهش‌های مجلس در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بیش از ۹۰۰ هزار دانش‌آموز از تحصیل بازماندند.

ترک تحصیل، در سال 1402- 1403 تنها در مقطع ابتدایی ۱۶۰ هزار کودک به مدرسه نرفتند.

بر اساس گفته های مجید عبداللهی معاون سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور

مدارس فرسوده، حدود ۲۰ هزار مدرسه از ۱۰۵ هزار مدرسه در ایران، فرسوده هستند. ۱۰۸ هزار کلاس درس از ۵۴۰ هزار کلاس درس فرسوده و نیاز به بازسازی دارند.

همچنین ۳۳ هزار کلاس درس نیازمند تخریب کامل و نوسازی‌ هستند که مبلغی حدود 150هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد.

کودک همسری: بر اساس آمار روزنامه اعتماد از زمستان ۱۴۰۰ تا آخر پاییز ۱۴۰۱ دست‌کم ۲۷ هزار و ۴۴۸ دختر زیر ۱۵ سال در ایران ازدواج کرده‌اند. این آمار به مراتب بیشتر خواهند بود چرا که بیشتر ازدواجهای کودکان در هیچ کجا ثبت نمیشوند.

زایمان کودکان: از دیگر معضلات حاصل از ازدواج کودکان، زایمان مادران با سن پایین است که علاوه بر خطر متولد شدن نوزاد ناقص، این مادران را درگیر بیماریهای زنانه و به دیگر بیماری ها از قبیل فقر آهن، پوکی استخوان و … مبتلا میکند.این در صورتیست که مادر کم سن و سال بتوانند از خطر مرگ ناشی از زایمان جان سالم به در ببرند. 1085 مورد نوزاد در سال 1401 از مادران کودک 10 تا 14 سال متولد شده است.

کودکان کار: به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس ۱۵ درصد جمعیت کودکان ایران “کودکان کار” هستند و این آمار به دلیل “فقر خانوارها” به شدت در حال افزایش است.

حدود ده درصد از این کودکان امکان تحصیل ندارند.جابه‌جایی مواد مخدر، کولبری، سوءاستفاده جنسی، تکدی گری، زباله گردی از جمله سوء استفاده هایی ست که از کودکان کار صورت میگیرد.

بهزیستی و شهرداری بعنوان کارفرما و به منظور ساماندهی کودکان کار آنها را به پیمانکاران برای تفکیک زباله اجاره میدهند که این عمل یک نوع برده داری مدرن در قرن 21 میباشد.
اعدام کودکان : بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، از یک ژانویه ۲۰۱۲ تا ۳۱ جولای  ۲۰۲۳ دست‌کم ۵۷ کودک در ایران به دلایل مختلف از جمله قتل، مواد مخدر و غیره  اعدام شده اند.

بر اساس ماده یک کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر 18 سال کودک محسوب میشود، اما در قوانین دولت جمهوری اسلامی ایران اسلامی کودک به کسی گفته می شود که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و آن زیر سن سیزده سال قمری برای دختر و پانزده سال قمری برای پسر است.

 معضلات بسیاری بر سر راه کودکان در ایران وجود دارد که دولت هیچ برنامه و اقدامی برای رفع آنها انجام نداده و آن طور که پیداست در آینده هم هیچ برنامه ای نخواهد داشت.

بنابراین با توجه به این نوع امکانات آموزشی و تربیتی برای رشد کودکان، جامعه ایران با سرعت به سمت نابودی و ناهنجاری خواهد رفت که مسبب همه اینها دولت جمهوری اسلامی ایران میباشد، که در طول 45 سال عمر خود همچنان عاجز از تبیین و تصویب یک قانون حمایتی برای کودکان است چرا که برخی از این قوانین مغایرت با قوانین شرعی و اسلامی خواهد داشت.

ما فعالین حقوق کودک ضمن گرامیداشت روز جهانی کودک و تبریک به تمام کودکان ایران که در چنین شرایطی به سر میبرند جمهوری اسلامی ایران را بعنوان ناقض حقوق کودکان به شدت محکوم میکنیم و با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون حقوق کودک و معاهدات بین المللی  در این راستا خواستار احقاق حقوق کودکان میباشیم. همچنین جمهوری اسلامی ایران را ملزم به اجرای سند 2030 یونسکو میدانیم.








حمله نیروهای سرکوبگر به خانواده های محکومین به اعدام و ضرب وشتم ودستگیری تعدادی از آنها.

بنا برگزارشات دریافتی امروز صبح جمعی از خانواد ه های زندانیان محکومین به اعدام در زندان قزلحصار برای پیگیری و اعتراض به احکام نا عادلانه  و  بیرحمانه فرزندانشان قصد  تجمع در تهران جلو قضاییه را داشتند، آنها ابتدا درمیدان انقلاب تجمع کرده بودند که توسط نیروهای سرکوبگر مورد حمله و ضرب وشتم قرار گرفتند و تعدادی دستگیر شدند.
این منبع گفت که از محل نگهداری بازداشتی ها خبر دقیقی در دست نیست.

Saturday, 18 November 2023

۲۰هزار اخراجی = ۲۰ هزار معترض

از ابتدای سال ۱۴۰۲ که خامنه‌ای و رئیسی دست به کودتای فرهنگی علیه مدارس و دانشگاه‌ها زده اند، به اعتراف خودشون ۲۰هزار مدیر را بدلایل عقیدتی و سیاسی از مدارس اخراج کرده اند. خامنه‌ای و رئیسی فکر می‌کنند که با اینکار نظامشان را یک دست کرده اند ولی نمی‌دانند که این ۲۰هزار مدیر اگر تا الان منتقد بوده اند، تبدیل به معترض و اگر معترض بوده اند، تبدیل به شورشی شده‌اند. این کارها فقط هیزم در آتش قیام ریختن است.

مقابله با تروریسم افسارگسیخته فاشیسم دینی بعد از سوءقصد به جان آلخو ویدال کوادراس رئیس کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت، یک‌بار دیگر توجهات به‌سمت تروریسم حکومتی در تهران جلب شد و بسیاری از شخصیت‌ها، رسانه‌ها و ارگانهای بین‌المللی نسبت به آن واکنش نشان دادند

انوئله پوتزولو، عضو کمیسیون خارجی پارلمان ایتالیا نوشت: «رژیم ایران در حال حاضر اولین حامی تروریسم در جهان است؛ افراط‌گرایی آخوندها در حال تبدیل شدن به یک مشکل جدی و برجسته برای تمام جهان است!»

سایت تاون هال، در مقاله‌یی به قلم کن بلکول، سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل نوشت: «پس از جنگ‌افروزی اخیر تهران در خاورمیانه در ماه گذشته، شبح شوم طرح‌های رژیم ایران بار دیگر در یک اقدام وحشتناک تروریستی در خیابانهای مادرید به‌وقوع پیوست... اقدام بی‌شرمانه تروریستی به‌عنوان یک زنگ بیدارباش شدید برای بی‌شرمی فزاینده آخوندهای تهران عمل می‌کند»... .

اما خبر مهم و تکان‌دهنده‌یی که بعد از «زنگ بیدارباش» سوءقصد به جان نایب‌رئیس پیشین پارلمان اروپا توجهات را به‌خودش جلب کرد، تهاجم پلیس آلمان به مراکز تروریستی رژیم آخوندی در شهرهای آلمان بود. روز پنجشنبه ۲۵آبان وزارت کشور آلمان با صدور یک اطلاعیهٔ مطبوعاتی از تحقیق و جستجو در «مرکز اسلامی هامبورگ» و ۵۴ محل دیگر در ۷ ایالت آلمان خبر داد.

در بخشی از اطلاعیهٔ وزارت کشور آلمان آمده است: «هدف فعالیت‌های مرکز اسلامی هامبورگ، صدور انقلاب سران (رژیم ایران) است که مظنون به ضدیت و مخالفت با قانون اساسی آلمان و ناقض ایدهٔ تفاهم بین‌المللی است».

به‌گزارش رسانه‌های آلمان در این حملهٔ بزرگ، بیش از ۵۰۰نیروی پلیس شرکت داشتند و ۵۸ساختمان در سراسر آلمان مورد حمله قرار گرفت و مأموران شواهد احتمالی به‌خصوص تلفنهای موبایل، کامپیوترها و نوشته‌هایی را ضبط کرده‌اند.

واقعیت این است که این مراکز طی سالیان مستقیماً توسط رژیم آخوندی و سر مار ولایت در تهران کنترل و هدایت می‌شد. مقاومت ایران بارها تهدید جاسوسی و گسترش باندهای مافیایی ترور و آدم‌کشی رژیم را به دولت آلمان گوشزد کرده و ضرورت تعطیلی و بستن سفارتخانه‌ها و مراکز رژیم آخوندی را خاطرنشان کرده است.

همگان شاهد بودند که در اسناد و دفترچه‌های ضبط شده از دیپلومات تروریست بمب‌گذار اسدالله اسدی که در ژوییه ۲۰۱۸ توسط ادارات امنیتی آلمان دستگیر شد، روشن گردید که مرکز به‌اصطلاح اسلامی هامبورگ یکی از سرپل‌های ارتباطی و محل ملاقات‌های وی با عوامل و مزدوران و جیره‌خواران رژیم ایران بوده است. فقط در یکی از این دفترچه‌ها ۲۸۹ مدخل و رد و آدرس وجود داشت که ۱۴۴ مورد آن مربوط به آلمان بود.

دیپلمات تروریست بمب‌گذار از مأموران ارشد وزارت اطلاعات آخوندها بود که تحت عنوان دبیر سوم سفارت ایران در وین یک شبکه جاسوسان رژیم در اروپا را هدایت می‌کرد.

سالها پیش سازمان امنیت داخلی آلمان در گزارش منتشر شده در ژوئیه ۲۰۱۲ با عنوان «فعالیت‌های جاسوسی رژیم ایران» نوشته بود: «یک موضوع محوری در فعالیت‌های جاسوسی رژیم ایران شناسایی مخالفان تبعیدی در بین جامعه ایرانیان مقیم آلمان است. در این میان سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملّی مقاومت ایران، به‌طور خاص، در مرکز این فعالیت‌های جاسوسی رژیم ایران قرار دارند. علاوه بر این، واواک یک علاقهٔ شدید عملیاتی برای شناسایی اهدافی در آلمان به‌خصوص در بخش سیاست خارجی و امنیتی از خود نشان می‌دهد».

تجربه چهار دهه فعالیت باندهای مافیایی تروریستی رژیم آخوندی در اروپا و آمریکا به‌روشنی نشان می‌دهد که تمامی سفارتها و نمایندگی‌های رژیم آخوندی و مراکز و اماکن رژیم ایران در آلمان و سایر کشورهای اروپایی، مأموریتی جز اقدامات جاسوسی و تروریستی ندارند. هم‌چنان که مقاومت ایران پیوسته تأکید کرده است، بستن سفارتها و نمایندگی‌های این رژیم در آلمان و اروپا و اخراج مأموران وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران، ضرورت مقابله با تروریسم افسارگسیخته فاشیسم دینی و ممانعت از گسترش آن است.

Friday, 17 November 2023

نازنین زاغری: فریبا کمال‌آبادی و مهوش ثابت در زندان اوین «الهام‌بخش» بودند

نازنین زاغری: فریبا کمال‌آبادی و مهوش ثابت در زندان اوین «الهام‌بخش» بودند
۲۶/آبان/۱۴۰۲

رادیو فردا

نازنین زاغری-رتکلیف، شهروند دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی می‌گوید در دورانی که در زندان اوین به سر می‌برد، فریبا کمال‌آبادی و مهوش ثابت، شهروندان بهائی زندانی، برای افرادی مانند او «الهام‌بخش بودند» که چگونه «با بی‌عدالتی کنار بیایند».

خانم زاغری-رتکلیف روز پنج‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه با اشاره به اینکه در زمان ورود به زندان اوین در سال ۱۳۹۵ با این دو شهروند بهائی هم‌بند بوده در مقاله‌ای در روزنامه بریتانیایی «ایونینگ استاندارد» Evening Standard نوشت که شاهد آن بوده که این دو شهروند بهائی پس از گذراندن ۱۰ سال حبس «با عزت و سربلندی» از زندان آزاد شده‌اند.

او در ادامه می‌نویسد چندماه پس از آزادی در پیامی که از «یکی از همبندی‌های سابق»‌ دریافت کرده از بازداشت مجدد فریبا کمال‌آبادی و مهوش ثابت مطلع شده است.

او همچنین به افزایش فشار بر جامعه بهائیان ایران پس از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرده است.
فشار مضاعف بر شخصیت‌های شناخته‌شدهٔ اقلیت‌های مذهبی نیز بخشی از روند سرکوب در یک سال اخیر بوده است.

نمونهٔ بارز این افزایش فشار صدور دومین حکم ۱۰ سال حبس در آذر سال گذشته برای مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی، از مدیران سابق جامعهٔ جهانی بهائی موسوم به «یاران ایران» بود.

نازنین زاغری-رتکلیف در ادامه مقاله خود نوشت: «مهوش و فریبا با وجود اینکه از تحصیلات عالی در ایران کنار گذاشته شده بودند، هر دو به طرز چشمگیری آموخته بودند. پشتکار و درایت آنها در نبرد زندگی چشمگیر بود.»

این شهروند دو تابعیتی ایرانی-بریتانیایی نوشته که خانم کمال‌آبادی او را در زندان با «دنیای فلسفه» آشنا کرده و خانم ثابت «عروض و قافیه را مثل کف دست می‌دانست».
او همچنین در این مقاله به بسیاری از محرومیت‌های سیستماتیک بهائیان ایران از جمله محدودیت‌های اخیر در آرامستان بهائیان تهران، مصادره اموال، محرومیت از خدمات اجتماعی و تبعیض در آموزش عمومی و اشتغال اشاره کرده است.

روند برخورد جمهوری اسلامی در مورد محرومیت بهائیان از حقوق‌شان با تحولات مختلف اجتماعی در نوسان بوده اما با آغاز اعتراضات «زن زندگی آزادی» این محرومیت‌ها شدت بیشتری یافته و در برخی موارد اشکال جدیدی هم به خود گرفته است.

در همین زمینه رادیو فردا روز ۱۷ آبان گزارش داد که دست‌کم ۹ شهروند بهائی در مهرشهر کرج بازداشت شده‌اند.

همزمان با این رخداد، شش شهروند بهائی نیز در همدان بازداشت و ۳۴ نفر نیز به ستاد خبری این شهر احضار شدند.

پیش از بازداشت‌های گسترده در کرج و همدان نیز جامعه جهانی بهائی اوایل آبان‌ماه جاری اعلام کرد در ادامه موج فزاینده آزار و اذیت این اقلیت مذهبی در ایران، ۳۶ مورد حمله به آ‌ن‌ها در شهرهایی مانند اصفهان و یزد انجام شده و ۲۶ بهائی که ۱۶ تن از آن‌ها زن هستند، در مجموع به ۱۲۶ سال زندان محکوم شده‌اند.