اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Friday, 24 November 2023

هم‌بند سامان یاسین در زندان قزلحصار خواستار تحقیقات مستقل درباره «اعدام مصنوعی» او شد

۰۳/آذر/۱۴۰۲

در پی تشکیل پرونده جدیدی برای احمدرضا حائری به خاطر انتشار نامه‌ای درباره اعمال شکنجه «اعدام مصنوعی»، این زندانی سیاسی در نامه‌ای دیگر از زندان قزلحصار، خواهان تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب مستقل» برای تحقیق درباره «اعدام مصنوعی سامان یاسین» شد.

سامان صیدی، رپر معترض ایرانی که با نام هنری سامان یاسین فعالیت می‌کرد، اوایل مهر ۱۴۰۱ و در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و به محاربه متهم شد. ابتدا برای او حکم اعدام صادر شد اما دیوان عالی کشور این حکم را نقض کرد.
پس از انتشار نامه احمدرضا حائری، خبرگزاری رسمی قوه قضائیه، میزان، و تعداد دیگری از رسانه‌های حکومتی از جمله تسنیم و مهر ادعا کردند که حائری روز ۳۰ آبان به دستور دادستان تهران برای ارائه « اسناد و مدارک» احضار شده اما «هیچ مستندی» ارائه نکرده است.

خبرگزاری میزان همچنین از «تشکیل پرونده جدیدی» برای احمدرضا حائری به اتهام «ادعا‌های کذب» خبر داد.

احمدرضا حائری اما روز پنج‌شنبه ۲ آذر در نامه‌ای جدید از زندان قزلحصار خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه و علی صالحی دادستان تهران، ادعای خبرگزاری میزان و دیگر رسانه‌های حکومتی درباره «احضار» و «انجام تحقیقات فنی» از خود را «دروغ» خواند.

این زندانی سیاسی افزود که فقط یک روز پس از انتشار نامه‌اش درباره «اعدام مصنوعی سامان یاسین»، نه بازپرس دادسرا بلکه «آقای نیری، دادیار ناظر بر زندان قزلحصار»، به صورت «ویدئو کنفرانس» با او درباره «شواهد، قرائن و مستندات نقض حقوق سامان یاسین» صحبت کرده است.

این زندانی سیاسی تاکید کرد که «در خصوص اعمال شکنجه اعدام مصنوعی» بر سامان یاسین، «ادله محکمی» دارد که «در صورت وجود دستگاه قضایی مستقل در جمهوری اسلامی و اراده‌ احقاق حق و عدالت» امکان تحقیق «به سادگی» وجود دارد.

او در ادامه نوشت که دستگاه قضائی باید با «بررسی دوربین‌های بند ۲۴۰ و محوطه زندان اوین» در بامدادی که نیروهای امنیتی «سامان یاسین» را از این بند برای «شکنجه اعدام مصنوعی» خارج کرده‌ بودند، این نیروها را شناسایی و مورد تحقیق قرار دهد.




احمدرضا حائری، زندانی سیاسی، ۲۹ آبان ماه در نامه‌ای از در زندان قزلحصار گفت که سامان یاسین (صیدی) در بند ۲۴۰ زندان اوین «اعدام مصنوعی» را تجربه کرده و دو روز بعد «حکم واقعی اعدام» به او ابلاغ شده است.
حائری در نامه خود به رئیس قوه قضائیه و دادستان تهران، خواهان تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب متشکل از وکلا و قضات و حقوق‌دانان مستقل» با نظارت «روزنامه‌نگاران و خبرنگاران مستقل» جهت بررسی اعمال شکنجه «اعدام مصنوعی» بر سامان یاسین شد.

در بخشی از این نامه، احمدرضا حائری خواهان تحقیق از «ده‌ها هم‌بندی سامان یاسین» شد که در آن شب خاص «شاهد انتقال و پس از چند ساعت بازگرداندن مجدد او در شرایطی روانی نامناسب» بودند.

پیش از این نیز، سامان یاسین (صیدی) روز اول شهریور سال جاری در یک فایل صوتی برخی از «شکنجه‌های جسمی و روانی» تحمیل‌شده بر خود، از جمله «اعدام مصنوعی، شکستن بینی، حضور در سردخانه و انتقال به بیمارستان روانی» را شرح داده بود.



انتقال زندانی اهل سنت ایوب کریمی برای اجرای حکم اعدام

زندانی اهل سنت ایوب کریمی پس از ۱۴ سال زندان، برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه زندان قزلحصار منتقل شد

به گزارش کانون حقوق بشر ایران، روز جمعه ۳ آذر ماه ۱۴۰۲، زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت ایوب کریمی چهار روز است که برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است. خانواده زندانی او فراخوانده شدند که در روز شنبه چهارم آذر ماه، برای آخرین دیدار را با او داشته باشند.
این زندانی عقیدتی – سیاسی از روز ۳۰ آبان ماه ۱۴۰۲، در قرنطینه زندان قزلحصار در انتظار اجرای حکم اعدام است.
گفته می شود که حکم اعدام او قرار است که روز یکشنبه ۵ آذر ماه اجرا شود.

مادر ایوب کریمی پس از اعدام زندانی اهل سنت قاسم آبسته در یک فایل صوتی گفت که پس از ۱۴ سال به ایشان ابلاغ شده که قرار است فرزندش اعدام شود.

ایوب کریمی، اهل مهاباد، پدر دو فرزند است. به گفته یکی از نزدیکان وی، او هنرمند است و طی ۱۴ سال زندان اثرهای زیبایی را آفریده است. او در روز ۱۶ آ‌ذر ماه ۸۸، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بمدت ۸ ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه تحت بازجویی قرار گرفت. وی ابتدا بهمراه ۶ نفر دیگر به اوین منتقل شده و در سال ۹۱ به زندان گوهردشت منتقل گردید. او و دیگر زندانیان اهل سنت در جریان تخلیه زندان گوهردشت، در روز سه شنبه ۱۰ مردادماه ۱۴۰۲، از زندان گوهردشت کرج به زندان قزلحصار منتقل شدند.

درباره پرونده ایوب کریمی

ایوب کریمی همراه با شش زندانی اهل سنت دیگر، داوود عبداللهی، فرهاد سلیمی، انور خضری، خسرو بشارت، کامران شیخه و قاسم آبسته که در سال ۸۸ بازداشت شده اند، در یک پرونده ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات به قتل عبدالرحیم تینا امام جمعه مسجد خلفای راشدین مهاباد به «محاربه» و «افساد فی الارض»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروه‌های سلفی» متهم شدند.

این ۷ زندانی در اسفندماه ۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اعدام محکوم شدند. این حکم در دیوان عالی کشور توسط قاضی رازینی نقض شد.

زندانیان اتهام شرکت در مبارزات قهرآمیز را رد کرده و گفته‌اند تنها به دلیل اعتقادات خود و فعالیت‌هایی همچون شرکت در جلسات مذهبی و پخش مطالب مذهبی دستگیر شده‌اند. به گفته زندانیان آنها هنگام بازجویی تحت شکنجه روحی و فیزیکی قرار گرفته‌اند تا به اتهاماتی که مرتکب نشده‌اند، اعتراف کنند.

این احکام پس از اعتراض به شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی رازینی ارجاع شد. دیوان عالی کشور در اواخر سال ۱۳۹۵ این حکم را نقض و جهت رسیگی مجدد به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارجاع کرد.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی در خردادماه سال ۱۳۹۷ قاسم آبسته و ۶ هم‌پرونده‌ای دیگرش را به اتهام «افساد فی‌الارض» مجددا به اعدام محکوم کرد.

این حکم با فشار اداره اطلاعات ارومیه این بار از سوی شعبه ۴۱ دیون عالی کشور تایید شد و روز دوشنبه ۱۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۸ رسما به محمود علی‌زاده طباطبایی، وکیل مدافع آنها ابلاغ شد.
روز ۱۴ آبان ماه ۱۴۰۲، زندانی عقیدتی – سیاسی اهل سنت قاسم آبسته یکی از این هفت هم پرونده ای درپس از ۱۴ سال زندان اعدام شد. پس از اعدام وی تهدید اعدام شش زندانی دیگر بالا رفته است.


اعدام یک کودک مجرم در زندان سبزوار

یک زندانی کودک مجرم در سبزوار اعدام شد

به گزارش کانون حقوق بشر ایران، روز جمعه سوم آذر ماه ۱۴۰۲، یک زندانی کودک مجرم به نام حمیدرضا آذری در زندان سبزوار اعدام شد.
وی ۱۷ سال و سه ماه سن داشت وچند ماه پیش در اردیبهشت ماه ۱۴۰۲، به اتهام قتل بازداشت شده بود.
حمیدرضا آذری متهم بود که در روز ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲، در یک درگیری یک جوان را به قتل رسانده است.

صدور و تایید حکم اعدام این زندانی در شرایطی انجام گرفت که فقط هفت ماه از بازداشت او می گذرد. قوه قضاییه به سرعت این پرونده را در جریان انداخته و حکم اعدام حمیدرضا آذری کودک مجرم را صادر و به تایید دیوان عالی کشور رساند.


Thursday, 23 November 2023

سخنان رؤیا ذاکری دختر تبریزی از بازداشت شدگان تظاهرات سراسری

سخنان رؤیا ذاکری دختر تبریزی از بازداشت شدگان تظاهرات سراسری

رؤیا ذاکری دختر جوانی که در جریان قیام سراسری و پس از آن بارها بازداشت شده و به رای قاضی به بیمارستان اعصاب و روان منتقل شده است.
او ٣١ ساله، اهل مرند و فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر است. ‌
رؤیا ذاکری، در ویدیویی پس از آزادی از زندان چنین گفت: «جمهوری اسلامی تلاش کرده تا من را بیمار روانی جلوه دهد، من در سلامت کامل جسمی و روحی هستم و گفته جمهوری اسلامی را تایید نمی‌کنم. سه بار مرا به بیمارستان اعصاب و روان رازی بردند که با دستور قاضی پرونده بوده است.»

او شرح می‌دهد که در جریان قیام سراسری با در دست داشتن کاغذی که رویش نوشته بود : «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «حقمون رو می‌خوایم» جلوی دانشگاه تبریز بازداشت شد.

عصر روز شنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۲، رؤیا ذاکری از بیمارستان رازی به اداره اطلاعات تبریز منتقل شد و پس از انجام بازجویی، در روز ۶ آبان دوباره به بیمارستان رازی بازگردانده شده و در بخش زنان این بیمارستان بستری ‌شد.

رویا ذاکری را در روز ‌چهارشنبه ۱۷ آبان ماه ۱۴۰۲، از بخش حیان بیمارستان رازی تبریز مرخص کردند.

یکی از رایج ترین شکنجه هایی که در مورد بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی به کار گرفته می شود، انتقال آنها به بیمارستان اعصاب و روان است.

رکورد «بی‌سابقه» اعدام در ایران؛ هشدار درباره اعدام «صدها نفر دیگر» در ماه‌های آینده

۱۱/خرداد/۱۴۰۲

رادیو فردا

سازمان حقوق بشر ایران روز پنج‌شنبه، ۱۱ خرداد، ضمن هشدار درباره «رکورد بی‌سابقه» اعدام در ایران اعلام کرد که آمار اعدام‌شدگان در کشور در پنج ماه نخست سال میلادی جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۷۶ درصد افزایش یافته است.

این سازمانِ مستقر در نروژ همچنین هشدار داد: «اگر جامعه جهانی نسبت به موج اعدام‌ها واکنش قوی‌تری نشان ندهد، صدها نفر دیگر در ماه‌های آینده قربانی ماشین اعدام جمهوری اسلامی خواهند شد.»

به گفته این سازمان، آمار ماهانه زندانیان اعدام‌شده در یک ماه گذشته هم به بیشترین میزان از سال ۲۰۱۵ تاکنون رسیده است.

به گزارش سازمان حقوق بشر ایران، شمار اعدام‌های پنج‌ ماه نخست سال ۲۰۲۳ تا پایان ماه مه با ۵۹ درصد افزایش در مقایسه با مدت مشابه پارسال به ۳۰۷ تن رسیده و در این میان بیشترین آمار اعدام‌شدگان یعنی ۱۸۰ نفر به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر مربوط بوده است.
در این گزارش همچنین آمده است که طی یک ماه گذشته دست‌کم ۱۴۲ نفر در ایران به دار آویخته شده‌اند و این آمار، بالاترین آمار ماهانه از سال ۲۰۱۵ تاکنون بوده است.

از مجموع افرادی که در فاصله ۱۱ اردیبهشت تا ۱۱ خرداد ۱۴۰۲ اعدام شده‌اند برای نخستین بار در سال جاری میلادی، یک نفر در ملاء عام اعدام شده است. ۷۸ تن یعنی ۵۵ درصد از اعدام‌شدگان با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به مرگ محکوم شده بودند، همچنین ۳۰ نفر یعنی ۲۱ درصد از اعدام‌شدگان از شهروندان بلوچ و یک تن زن بوده است.
بر اساس احکام صادرشده از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، در ماه اخیر حکم اعدام دو نفر به اتهام «سب‌النبی» در پی «ابراز عقیده در فضای مجازی» و یک نفر به اتهام «زنای محصنه» اجرا شد.

بر اساس قوانین مجازات اسلامی ایران، «سب‌النبی» به معنای توهین به مقدسات اسلام، پیامبران، امامان شیعه و دختر پیامبر اسلام است. «زنای محصنه» نیز به رابطه جنسی بین زن و مردی گفته می‌شود که یکی یا هر دوی آنها ازدواج کرده باشند.

در واکنش به روند رو به افزایش صدور حکم اعدام و اجرای آن در ماه‌های گذشته شمار زیادی از حقوقدانان، فعالان حقوق بشری و نهادها و سازمان‌های بین‌المللی درباره ادامه این روند هشدار داده و خواستار توقف آن شده‌اند.

از جمله شش حقوقدان برجسته و وکیل حقوق بشر ایرانی هشتم خرداد در نامه‌ای به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، با اشاره به «سوء استفاده» حکومت‌هایی مانند جمهوری اسلامی از «اصل حاکمیت کشورها» برای اجرای «اعدام‌های گسترده بدون نگرانی از پاسخ‌گویی به جامعۀ بین‌المللی» تصریح کردند و افزودند: به دلیل «ناکارآمدی قوانین و مقررات فعلی» است که جامعۀ بین‌المللی «جز اعلام محکومیت و انزجار از این اقدامات غیرانسانی، اقدام مؤثر دیگری برای جلوگیری از آن نمی‌تواند انجام بدهد.»
با وجود همه اعتراض‌ها و انتقادها، غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، روز ۹ خرداد با دفاع از عملکرد این این نهاد در صدور حکم اعدام برای شماری از شرکت‌کنندگان در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ گفت کسانی که از نظر او «باید اعدام شوند» حکم‌شان «اجرا خواهد شد».

سازمان حقوق بشر ایران پیشتر اعلام کرده بود که بیش از صد معترض در خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند.

با اعدام صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی، متهمان پرونده «خانه اصفهان»، شمار بازداشت‌شدگان اعتراضات «زن زندگی آزادی» که در ماه‌های گذشته اعدام شده‌اند به هفت نفر رسید.

محمود امیری‌ مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، هدف جمهوری اسلامی از «افزایش اعدام‌های بی‌رویه» را «وحشت‌پراکنی برای پیشگیری از گسترش اعتراضات و ادامه حیاتش» عنوان کرد و هشدار داد که اگر «جامعه جهانی نسبت به موج اعدام‌ها واکنش قوی‌تری نشان ندهد، صدها نفر دیگر در ماه‌های آینده قربانی ماشین اعدام جمهوری اسلامی خواهند شد».

با استفاده از گزارش‌های سازمان حقوق بشر ایران و رادیوفردا/ ف. ع./ ف. دو.

اعتراض دانشجویان به اعدام در دانشگاهی در ایران با آویختن طناب دار به درخت


رسانه‌های حقوق بشری از اعدام میلاد زهره‌وند، از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، خبر دادند

۰۲/آذر/۱۴۰۲

رادیو فردا

برخی از رسانه‌های حقوق بشری از «اعدام مخفیانه» میلاد زهره‌وند، از بازداشت‌شدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، در زندان مرکزی همدان خبر دادند.

نخستین بار سازمان حقوق بشری «هه‌نگاو» مستقر در نروژ اعلام کرد آقای زهره‌وند که در ملایر بازداشت شده بود روز پنجشنبه دوم آذر به اتهام قتل یکی از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اعدام شد.

نزدیکان میلاد زهره‌وند به رادیوفردا گفته‌اند که «امروز به خانواده میلاد خبر اعدام او را دادند اما جنازه را تحویل نداده‌اند. خانواده‌اش هم هیچ اطلاعی از اعدام نداشتند و به آن‌ها برای ملاقات آخر هم هیچ اطلاعی نداده بودند.»

خبرگزاری فرانسه نیز نوشت با اعدام این زندانی، این هشتمین مورد از اعدام بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ایران است که پس از جان باختن مهسا امینی در شهریور پارسال به راه افتاد.

هه‌نگاو نوشت که حکم اعدام میلاد زهره‌وند، ٢١ ساله و اهل ملایر، با «سناریوی ساختگی قتل یک نیروی حکومتی به نام علی نظری» اجرا شد.
این سازمان که اخبار حقوق بشری مربوط به کردهای ایران را پوشش می‌دهد، افزود که زهره‌وند هیچ اطلاع قبلی مبنی بر قریب‌الوقوع بودن اعدام خود دریافت نکرده بود و اجازه ملاقات نهایی با خانواده‌اش را نیز نداشت.

اعدام آقای زهره‌وند توسط رسانه‌های داخل ایران یا مقام‌های قوه قضائیه گزارش نشده است.

یکی از نزدیکان خانواده زهزه‌وند به پایگاه حقوق بشری هرانا گفت که اجرای حکم اعدام این زندانی «فقط حدود ۱۰ روز پس از تایید حکم او در دیوان عالی کشور» صورت گرفت.

کانال تلگرامی «دادبان» که یک پایگاه خبری حقوقی است نیز اعدام آقای زهره‌وند را تایید کرده و نوشته که او پیشتر در ارتباط با «مرگ یک مامور اطلاعات سپاه پاسداران» در جریان اعتراضات به اعدام محکوم شده بود.

بر اساس این گزارش، علی نظری از نیروهای اطلاعات سپاه ملایر بود که در جریان اعتراضات سراسری در آبان‌ سال ۱۴۰۱ جان خود را از دست داد و مقامات قضایی اتهام قتل او را به میلاد زهره‌وند نسبت دادند.

دادبان نوشت که حکم قصاص میلاد در دستگاه قضایی همدان صادر و تایید شده بود، اما از جزئیات بیشتر درباره پرونده او اطلاعات چندانی در دسترس نیست.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، این متهم از داشتن وکیل محروم بوده است.

پیشتر اعدام دیگر معترضان ایرانی، موجی از محکومیت‌های داخلی و خارجی را به دنبال داشت.

عفو بین‌الملل اعلام کرده که هدف مقام‌های جمهوری اسلامی ارسال پیامی به جهان و مردم ایران است مبنی بر این‌که برای سرکوب و مجازات مخالفان از هیچ اقدامی فروگذاری نخواهد کرد.
به گفته گروه‌های حقوق بشری و سازمان ملل، جمهوری اسلامی اعتراضات سراسری اخیر در ایران را شدیدا سرکوب کرد و حدود پانصد معترض به‌دست نیروهای امنیتی کشته شدند.

بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران مستقر در اسلو، ایران در سال جاری حداقل ۶۸۰ نفر را اعدام کرده است که اکثراً به اتهام‌هایی در ارتباط با قتل و مواد مخدر محکوم شده بودند.

بر اساس گزارش‌های هه‌نگاو، رادیو فردا، هرانا، دادبان و خبرگزاری فرانسه/م.ت/ک.ر




بیانیه ۹ تن از زندانیان سیاسی در اوین: «مسئولیت ما در برابر رنج دیگری»

اینجا در زندان، در میان زندانیان سیاسی، هستند افرادی که سال گذشته جان خود را برای خواست آزادی و رفع تبعیض به خطر انداختند، اما اکنون در مواجهه با نسل‌کشی فلسطینیان در جنگی تماماً ناعادلانه از سوی دولت اسرائیل می‌گویند: «کاش بیشتر هم بکشد»، «کاش کار را با یک بمب اتم یکسره کند تا دنیا یک نفس راحت بکشد». برخی حتی می‌گویند: «کاش سر مار را در تهران بزنند». فقط می‌توان گفت بیچاره مردمی که برای اسارت خویش، برای نابودی خویش بجنگند.

جنگ برای حاکمان ارتجاعی یک نعمت است. همان‌طور که جنگ ۸ ساله ایران و عراق به تثبیت حاکمیت و کشتار هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت کمک کرد. حکومتی که سال گذشته و قبل‌تر از آن، دست به کشتار هزاران کودک و نوجوان زده است اکنون قصد دارد ماهیت ارتجاعی خود را به بهانه دفاع از مردم فلسطین پنهان کند. اکنون نیز در صورت گسترش جنگ، به سرکوب و اعمال خشونت بیشتر بر معترضان و زندانیان سیاسی، جنبش‌های کارگری، زنان، دانشجویی، اقلیت‌های مذهبی هم‌چون جامعه بهایی، به تهاجم گسترده به جنبش «زن، زندگی، آزادی» یاری رساند.

در کنار این حاکمان، همواره بخشی از جریان راست افراطی بوده‌اند که خواهان «صادرات دموکراسی» با بمب و حمله‌ی نظامی باشند. این عده عمدتاً به دنبال سهم خود پس از تخریب تمام زیرساخت‌های جامعه به واسطه‌ی حمله‌ی نظامی غرب هستند، و گویی هیچ درسی از تجربه‌ی دو دهه‌ی گذشته در افغانستان و عراق نگرفته‌اند. این عده در اوج جنبش زن، زندگی، آزادی فقط به دنبال حمایت اسرائیل و غرب بودند و در جنگ کنونی هم فقط برای آن‌ها خوش‌خدمتی می‌کنند.

اما بی‌تفاوتی نسبت به جنگ و نسل‌کشی در فلسطین و چه بسا حمله‌ی نظامی به ایران فراتر از این جریان‌های افراطی است.

پیام ما این است: نمی‌توان با توجیه کینه‌توزی از حاکمیت و سیاست‌های نیابتی و خانمان‌سوز آن به سادگی از این جنگ پیچیده و نابرابر علیه مردم فلسطین عبور کرد. نمی‌توان ندیدن نسل‌کشی به معنای دقیق کلمه یعنی «قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی به صرف همین ماهیتش» را به انحصار رسانه‌ای تقلیل داد.

دوگانه‌ی پیش روی ما می‌تواند حماس و اسرائیل باشد، یا حمله‌ی نظامی و استمرار وضع فعلی، یا انتخاب‌های فرمایشی میان گزینه‌ی بد و بدتر؛ اما تا زمانی که به جای خلق گزینه‌هایی از درون، به دنبال گزینه‌های داده‌ شده‌ی حاکمان هستیم، نتیجه همواره بدتر از گزینه‌ی بدتر خواهد بود. 

واقعیت این است که ما سنت ضعیفی از جنبش‌های اعتراضیِ ضدجنگ داریم، و هرچند جریان‌ها و جنبش‌های برابری‌خواه که با شعار «نان، کار، آزادی» شناخته می‌شوند مواضع ضدجنگ صریحی داشته‌اند، اما تاکنون نتوانسته‌ایم مبارزه علیه ستم، بهره‌کشی و تبعیض را با مبارزه علیه جنگ و جنگ‌افروزی پیوند بزنیم.

به سالیان قبل برگردیم، زمانی که از سوی برخی شعار «نه غزه، نه لبنان» شنیده شد. چون مردم فلاکت خود را محصول مداخلات حاکمیت در منطقه گره میزنند در حالی که حاکمیت تمامی این هزینه مداخلات را نه برای مردم کشورهای تحت‌سلطه که در حمایت از دول ارتجاعی منطقه و صرفاً با هدف تثبیت و حفظ منافع خود به کار می‌برد ک. نتیجه‌ی همین مداخلات است که مبارزه توده‌های اجتماعی و سیاسی مردم فلسطین با تاریخی غنی را به موشک‌پراکنی‌های حماس استحاله داده و از دیگر نیروهای پیشروی مردمی در تاریخ مبارزات فلسطین یادی نمی‌شود.

اما در درون این پوسته ارتجاعی، یک هیولا رشد کرده؛ هیولای بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگری: تو گویی جنگ‌افروزی و کشتار فقط زمانی بد است که بمب‌ها بر سر خود من فرو بریزد؛ “به من چه که چه بلایی بر سر غزه می‌آید”؛ “به من چه که چه بلایی بر سر بلوچستان و کوردستان می‌آید”؛ “بر سر مهاجران افغانستانی، بر سر زنان، بر سر کارگران و نیمه‌بیکاران، بر سر حاشیه‌نشینان هر چه می‌خواهد پیش آید؛ فقط زمانی اعتراض می‌کنم که خودم و خودی‌هایم مورد حمله قرار بگیرند”. 

این هیولا پاشنه‌ی آشیل جنبش انقلابی ما خواهد بود. در سرزمینی با کثرت زبانی، مذهبی، در سرزمینی با انواع گسل‌ها و تلاقی‌گاه ستم‌ها، و در پیوند تنگاتنگ با سایر زحمت‌کشان و ستمدیدگان منطقه، بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگری به سلطه‌ی بیشتر نیروهای حاکم و ناممکن‌شدن هر تغییری منجر خواهد شد. 
قویترین دشمن کنونیِ این هیولا، آگاهی و اراده‌ی عمومی مردم خاورمیانه است که در شعار «زن، زندگی، آزادی» تجلی یافت. تعبیر این شعار به معنای حمایت از کرامت انسانی، و مقابله با تبعیض و آپارتاید به هر شکلی است و با اتکا به این شعار می‌توان با بنیادگرایی مذهبی در هر شکلی، خواه حماس و خواه اسرائیل مقابله کرد، و مرزها را به گونه‌ای تعریف کرد که هر دوی آن‌ها، همراه با نیروهای امپریالیستیِ حامی‌شان در یک سمت قرار گیرند، و جنبش‌های مترقی اجتماعی، کارگری، زنان، و خواست آزادی و برابری در سمت دیگر.

دولت‌ها نسبت به رنج مردمان بی‌تفاوت هستند، و جنگ‌ها بیش از هرچیز باعث انسداد در جنبش‌های مردمی و انقلابی می‌شوند. از این رو، موضع ما علاوه بر محکومیت نسل‌کشی و انسان‌زداییِ اسرائیل از مردم فلسطین، و هم‌زمان محکومیت ماهیت ارتجاعی حماس و ابزارسازی آن از همین مردم و هم‌چنین دولت‌های منطقه‌ای حامی آن و حامیان امپریالیستی منتفع از این جنگ ظالمانه، تلاشی فعالانه است برای پرورش یک بال ضدجنگ در دل جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی».

به لحاظ تاریخی نیز تبدیل جنگ‌های ارتجاعی به نبردی میان تمام مردم ستمدیده و طبقه حاکم در قالب شعار «نان، صلح، آزادی» تجربه‌ی پربار و قابل اتکایی بوده است.

این برهه تاریخی شاید آزمونی باشد برای جنبش  پیشرو “زن، زندگی، آزادی” که تا کجا با مبارزه علیه تبعیض و دیگری‌سازی همراه است، و از کجا برای آن تبصره و استثناء می‌تراشد.

آنیشا اسداللهی

گلرخ ایرایی

رضا شهابی

آرش جوهری

کیوان مهتدی

مهران رئوف

فواد فتحی

مازیار سیدنژاد

امید مَصیر

زندان اوین، آبان‌ماه ۱۴۰۲