اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Sunday, 14 April 2024

پرستاران در ایران؛ چرا «فرشتگان زمینی» خودکشی یا مهاجرت می‌کنند؟



اجتماعی

پرستاران در ایران؛ چرا «فرشتگان زمینی» خودکشی یا مهاجرت می‌کنند؟

۲۴/فروردین/۱۴۰۳

رادیو فردا

در هفته‌ای که گذشت، یک پرستار دیگر به زندگی خود پایان داد؛ ۳۲ ساله بود و اهل کرمانشاه. هفته اول فروردین هم یک متخصص قلب و عروق خودکشی کرد. این دو خبر تلخ پروندۀ خودکشی‌ها در کادر درمان را قطورتر کرد. فشارهای کاری و روانی بر کادر درمان از مهم‌ترین دلایل خودکشی‌ها عنوان می‌شود.

این در حالی است که به‌رغم کمبود شدید پرستار در بیمارستان‌ها، قراردادهای کاری کوتاه‌مدتِ ۸۹ روزه با آن‌ها منعقد می‌شود. این نوع قرارداد پرستاران را از بسیاری از حقوق خود و ادعاهای بعدی در صورت بیکار شدن محروم می‌کند و خود آن‌ها از آن با عنوان قرارداد «کارگران فصلی» یاد می‌کنند.

با وجود هشدارهای انجمن علمی روانپزشکان ایران به وزارت بهداشت و دولت ابراهیم رئیسی در مورد وضعیت وخیم روحی کادر درمان به‌خصوص پس از همه‌گیری کووید- ۱۹ و آمار خودکشی‌ها، هنوز اقدام خاصی برای اصلاح و بهبود شرایط صورت نگرفته و خبرهای مربوط به مهاجرت یا درگذشت کادر بهداشت و درمان به ترجیع‌بند اخبار رسانه‌ها تبدیل شده است.

در سال جاری، موضوع خودکشی کادر بهداشت و درمان ایران با مرگ یک متخصص جوان قلب در هفته اول فروردین و یک پرستار در کرمانشاه دوباره مطرح شد. تعداد دقیق خودکشی‌های پرستاران به‌طور رسمی مشخص نیست، اما تعداد آن نگران‌‌کننده است.

وضعیت وخیم پرستاران

۲۱ فروردین خودکشی ساسان، پرستار ۳۲ سالۀ بیمارستان «امام خمینی» کرمانشاه، خبرساز شد. او در بخش مسمومیت که مرتبط با «خودکشی» است، کار می‌کرد و در همان بخش هم جان سپرد. گزارش شد که پس از تمدید نشدن قراردادش، به‌دلیل فشارهای روحی، به زندگی‌اش پایان داد.

بیشتر در این باره: گزارشی از خودکشی یک پرستار در بخش مسمومیت بیمارستان کرمانشاه

مرداد سال گذشته نیز یک پرستار مرد در همین بیمارستان با خوردن قرص برنج خودکشی کرد و به فاصلۀ دو روز یک پرستار زن در بیمارستانی دیگر در کرمانشاه جان خود را گرفت.

محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانۀ پرستار، تعداد فوتی‌های پرستاران جوان در سال ۱۴۰۲ را بالا توصیف کرده، اما آماری برای آن ارائه نکرده است. او معتقد است که عرصه بر پرستاران تنگ است و همۀ مسئولان در ایجاد چنین فضایی مسئول‌اند.

با این حال دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در توضیح خودکشی ساسان چنین اعلام کرد: «طبق قانون وزارت بهداشت، مدت زمان طرح نیروی پرستاری ۲۴ ماه است و با شرایط خاص و نیاز سیستم تا ۵۳ ماه قابلیت تمدید دارد. پرستار فوت‌شده حداکثر زمان طرح را براساس قانون به مدت ۵۳ ماه طی کرده بود. فوت این پرستار هیچ گونه ارتباطی به مسائل کاری و طرح ایشان نداشته است.»

امیر، یک فارغ‌التحصیل رشتۀ پرستاری، به رادیوفردا می‌گوید در دورۀ همه‌گیری کرونا در بخش‌های مربوط به بیماران کرونایی بوده، اما با پایان گرفتن همه‌گیری، بیشتر از دو ماه در بیمارستان نیمه‌دولتی دوام نیاورده است. حقوق پایین و یا به‌تعبیر خودش «حقوق افتضاح» با مسئولیت‌های خیلی زیاد مهم‌ترین دلایلی بود که او استعفا دهد. امیر در آن زمان مجبور بود در دو بیمارستان کار کند تا بتواند هزینه‌هایش را تأمین کند.

فریبرز درتاج، رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران، وضعیت پرستاران را به‌دلیل ماهیت شغل‌شان خاص و استرس‌زا توصیف کرده و با استناد به پژوهشی که سال ۱۴۰۰ میان پرستاران شهر ملایر انجام شد، گفته است: «۱۵.۳۸ درصد پرستاران افسردگی متوسط تا شدید و ۴۶.۴۷ درصد اضطراب متوسط تا شدید داشتند. ۲۷.۵۶ درصد افکار خودکشی و ۹.۹۴ درصد آمادگی برای خودکشی داشتند.»

از زمان انتشار این نتایج، گزارشی در مورد اصلاح و بهبود وضعیت پرستاران منتشر نشده است، اما در تبلیغات رسمی حکومت در رسانه‌ها همچنان از پرستاران با عنوان «فرشتگان زمینی» یاد می‌شود.

بیمارستان‌های خالی از پرستار

طبق اعلام بانک جهانی، در ایران به ازای هر هزار نفر دو پرستار فعال است. این اطلاعات از آمار نیروی کار بهداشت جهانی سازمان بهداشت جهانی و سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی (OECD) به دست آمده است. آخرین اطلاعات در مورد ایران مربوط به سال ۲۰۱۸ است. یکی از نگرانی‌ها در بخش مراقبت‌های بهداشتی در بسیاری از نقاط جهان کمبود پرستار به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه است. بانک جهانی هشدار می‌دهد که کمبود پرستار یک خطر فزایندۀ مرتبط با سلامت در بسیاری از کشورها است.

طبق پژوهشی جهانی که سال ۲۰۲۲ انجام شد، در مناطقی که یشترین کمبود را دارند، محیط کاری امن، تعادل زندگی کاری، مراقبت و اعتماد به هم‌تیمی‌ها، انجام کار معنادار و برنامۀ کاری انعطاف‌پذیر از عوامل مؤثر بر حفظ پرستاران معرفی شده است.

بیشتر در این باره: دبیرکل خانه پرستار: بیماران به دلیل کمبود پرستار جان‌شان را از دست می‌دهند

پرستار یک بیمارستان دولتی به رادیوفردا می‌گوید ساعت کاری پرستاران ۴۴ ساعت در هفته یا ۱۷۵ ساعت در ماه است که به دلیل کمبود نیرو در اکثر مراکز، پرستاران مجبورند حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ ساعت کار کنند. اضافه‌کار این پرستاران در بیمارستان‌های دولتی ساعتی ۲۰ هزار تومان و برای پرستارانِ طرحی ساعتی ۱۴ هزار و ۸۰۰ تومان محاسبه می‌شود.

پرستاران ایرانی در مورد کمبود نیرو، فقدان امنیت شغلی و حقوق پایین که تعادل زندگی را بر هم می‌زند، معترض هستند.

آبان سال گذشته دبیرکل خانه پرستار اعلام کرد «بیماران به دلیل کمبود پرستار جان‌شان را از دست می‌دهند. سالانه بیش از سه‌هزار پرستار از کشور مهاجرت می‌کنند اما وزارت بهداشت حتی اندازۀ همین آمار به کادر درمان اضافه نمی‌کند». رادیوفردا مستقلاً نمی‌تواند آمار اعلام‌شده از مهاجرت پرستاران را تأیید کند، اما شرایط نامناسب کاری و وضعیت بد مالی از جمله دلایلی است که پرستاران را مجبور به ترک کشور می‌کند.

تابستان ۱۴۰۲ رئیس کل سازمان نظام پرستاری گفته بود: «با وجود ۲۰ تا ۳۰ هزار پرستار بیکار در کشور، با کمبود بیش از ۱۰۰ هزار نفر پرستار مواجه هستیم.»

سیدمحمد علوی، پرستار و فعال صنفی، در این باره می‌گوید: «با وجود این تعداد پرستار بیکار، وزارت بهداشت حاضر به استخدام آن‌ها نیست و دانشگاه‌های علوم پزشکی قراردادهای ۸۹ روزه یا شرکتی با آن‌ها منعقد می‌کنند. با توجه به نرخ تورم ۶۰ درصدی، پرستاران نیز برای پایه‌حقوق ۸-۹ میلیون تومانی حاضر به کار نیستند.»

قراردادهای ۸۹ روزه که پرستاران از آن با عنوان «کارگران فصلی» هم نام می‌برند، از زمان کووید-۱۹ و زمانی که بیمارستان‌ها به شدت دچار کمبود نیرو بود، باب شد.

به‌گفتۀ آقای علوی، دولت و مجلس و مقامات وزارت بهداشت طی فراخوان‌هایی وعدۀ عقد قرارداد و استخدام دادند، اما با پایان بحران کرونا نه تنها قرارداد نبستند بلکه مانند کارگر فصلی با پرستاران برخورد شد.

قرارداد ۸۹ روزه یعنی کمترین حقوق و مزایا و قرار گرفتن در شرایطی شکننده و ناایمن. در صورتی که این قرارداد ۹۰ روزه یا بیشتر باشد، پرستار می‌تواند مدعی حقوق و مزایای مطابق قانون کار شود، اما قرارداد ۸۹ روزه می‌تواند چندین و چند بار تکرار شود، اما هر بار همان ۸۹ روز و به این ترتیب پرستار هیچ پشتوانۀ قانونی برای امینیت شغلی‌اش ندارد.

بیشتر در این باره: عضو شورای عالی نظام پزشکی: مهاجرت پرستاران از مشکل به بحران تبدیل شده است

در بخش پرستاری می‌توان پرستارهایی با انواع قراردادهای رسمی، رسمی آزمایشی، شرکتی، قراردادی، ۸۹ روزه و پیمانی را دید که حقوق و مزایای متفاوتی دارند. با این حال وضعیت همۀ آن‌ها نامناسب است و با شرایط حداقلی مناسب برای تأمین معاش فاصلۀ زیادی دارند. پایه‌حقوق یک پرستار رسمی با پنج سال سابقه ۱۳ میلیون تومان است که با احتساب کارانه به حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان می‌رسد.

یکی دیگر از بدعت‌ها در حوزۀ پرستاری، برون‌سپاری است. به‌گفتۀ آقای علوی، در این شیوه افراد وابسته به وزارتخانه، با ایجاد شرکت‌هایی، نیروی پرستاری بیمارستان‌ها را تأمین می‌کنند. قرارداد و پرداخت حقوق و مزایای پرستاران بر عهدۀ این شرکت‌ها است.

تهدید و حذف پرستاران معترض

پرستاران به وضعیت خود معترض‌اند. در تازه‌ترین رویداد اعتراضی، تعدادی از پرستاران شیرازی ۲۰ فروردین در اعتراض به رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز که مدعی بود «از ۱۱ هزار پرستار استان فارس فقط ۸۰ نفر معترض هستند»، تجمع کردند. این چندمین اعتراض آن‌ها در ماه‌های اخیر بود.

خبرگزاری ایلنا از قول یکی از پرستاران نوشت: «آقای رئیس دانشگاه، مگر جمعیت سنگین معترضان را ندیدید؟ همۀ پرستاران شیراز به بی‌عدالتی، کارانه‌های ناچیز، تعرفه‌گذاری قلابی و اضافه‌کار اجباری معترض‌اند و تا اوضاع تغییر نکند، معترض و مطالبه‌گر می‌مانند.»

در مقابل، وزارت بهداشت برای کنترل بیشتر اعتراضات راه‌حل تازه‌ای در پیش گرفته است.

به‌گفتۀ پرستار یک بیمارستان دولتی که خواسته نامش محفوظ بماند، وزارتخانه برای کنترل و تضعیف سازمان نظام پرستاری، به‌عنوان بازوی صنفی و سندیکا، از مدیران پرستاری استان‌ها خواست در انتخابات ۱۴۰۲ برای کسب ۲۵ صندلی شورای عالی سازمان نظام پرستاری شرکت کنند. آن‌ها نیز با فشار بر مترون‌ها و سوپروایزرها (مدیران خدمات پرستاری و سرپرستاران)، پرستاران را وادار به رأی دادن به خود کردند.

این پرستار همچنین به رادیوفردا می‌گوید در نتیجۀ مهندسی انتخاباتِ سازمان نظام پرستاری، فضایی هم‌سو با سیاست‌های معاونت پرستاری وزارتخانه شکل گرفت که مشکلات و معضلات پرستاران دغدغه‌اش نیست.

بیشتر در این باره:رئیس سازمان نظام پرستاری: حدود ده‌ هزار نفر از «ناب‌ترین» پرستاران ایران مهاجرت کرده‌اند

شریفی‌ مقدم، دبیرکل خانۀ پرستار، می‌گوید وضعیت تعیین تعرفه‌ها، تبدیل وضعیت و جذب پرستاران، کمبود دریافتی، اضافه‌کار اجباری با حقوق بسیار پایین و معوقات مزدی در برخی بیمارستان‌ها از مشکلات عمدۀ پرستاران است و پرستاران در صورت اعتراض به چنین وضعیتی معمولاً بازخواست و تهدید به اخراج می‌شوند.

به‌گفته دبیرکل خانۀ پرستار، جامعۀ پرستاری در ایران دچار بحران شدید شده و هیچ مسئولی هم به این وضعیت توجه نمی‌کند.

بیشتر در این باره: مصائب پزشکان کارآموز؛ از تبعیض و تحقیر تا کار طاقت‌فرسای بی‌مزد

کاهش سن امید به زندگی در ایران بر اساس آمارها

۲۶/فروردین/۱۴۰۳

رادیو فردا

آمارهای جدید سازمان ثبت و احوال حاکی است که میانگین سن مرگ‌ومیر ۶۶.۲ سال و میزان نرخ خام مرگ کل کشور در سال ۱۴۰۲، برابر با ۵.۳ در هزار نفر است.

هر دو شاخص یاد شده در ایران طی سال‌های گذشته سیر نامطلوبی داشته است.

آمارهای ثبت احوال نشان می‌‌دهد میانگین سن مرگ‌ومیر در سال ۱۳۹۷ حدود ۶۶.۹ سال بود. به عبارتی سن مرگ‌ومیر در کشور طی پنج سال گذشته کاهش یافته است.

همچنین آمارهای بانک جهانی نشان می‌دهد امید به زندگی در ایران از ۷۶ سال در ۲۰۱۹ به ۷۴ سال در ۲۰۲۱ کاهش یافته است.

میزان نرخ خام مرگ به نسبت هر هزار نفر در ایران نیز طی دوره یاد شده از پنج به شش افزایش یافته است.

دقیقا مشخص نیست چرا امید به زندگی در ایران سیر قهقرایی دارد، اما این رقم برای نمونه در ترکیه ۲ سال و در عربستان سه سال بیشتر از ایران است.

قطر، کویت، بحرین و امارات از لحاظ این شاخص، وضعیت به مراتب بهتری دارند و امید به زندگی در این کشورها پنج سال بیشتر از ایران است.

از طرفی کاهش امید به زندگی در سال ۲۰۲۰ تقریبا در همه کشورهای جهان به خاطر شیوع کرونا اتفاق افتاد، اما برخلاف کشورهای دیگر که با افزایش دوباره این شاخص در سال ۲۰۲۱ مواجه بودند، ایران کماکان روند نزولی را طی کرده است.

نرخ خام مرگ (شمار فوتی‌ها نسبت به جمعیت منطقه به ازای هزار نفر) در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز کمتر از نصف ایران است.

جزئیات آمارهای ثبت و احوال نشان می‌دهد در میان استان‌های کشور، بالاترین میانگین سن مرگ‌ومیر مربوط به استان گیلان با ۷۱.۳ سال و کمترین مربوط به استان سیستان و بلوچستان، فقیرترین استان کشور، با ۵۰.۷ سال است.

براساس آمارهای سازمان ثبت احوال و وزارت بهداشت ایران، بیشرین دلایل فوت ایرانیان مربوط به بیماری‌های قلبی و عروقی نزدیک به ۴۰ درصد، سرطان‌ها و تومورها با بالای ۱۱ درصد و بیماری‌های دستگاه تنفسی نزدیک ۱۰ درصد سهم است.

بخش عمده‌ای از عوامل مهم مرگ‌ومیر در ایران ارتباط تنگاتنگی با وضعیت آلودگی هوای کشور دارد.

ایران از لحاظ انتشار گازهای گلخانه‌ای مقام ششم جهان را دارد و کلان‌شهرهای کشور تنها چند روز در سال هوای پاک را تجربه می‌کنند.

Saturday, 13 April 2024

یاسر اکبری،‌ نوکیش مسیحی، در نامه‌ای از زندان: من اسیری در دست دشمنان سرزمینم هستم

یاسر اکبری، یک نوکیش مسیحی زندانی در اوین، در نامه‌‌ای از شرایطش در زندان و ممانعت مقامات از حضورش در مراسم خاکسپاری فرزندش سخن گفته است.

مهدی اکبری که ترجیح می‌دهد با نام یاسر از او نام برده شود، برای نخستین بار فاش می‌کند که به او اجازه ندادند بر بالین پسر خود که با فلج مغزی مادرزاد روبرو بوده و نیاز به مراقبت داشت حاضر شود.

منصور برجی از سازمان «ماده ۱۸» در گفت‌وگویی با بخش فارسی صدای آمریکا با تایید صحت این نامه گفت یاسر اکبری فرزندی داشت که نیاز به مراقبت همیشگی داشت و از آن‌جایی که او در زندان بود، مسئولیت این کار برعهده خانواده یا سازمان توانبخشی بود. با این حال این پسر ۱۸ ساله در مقطعی با مشکلات جدی روبرو شد ولی پدرش اجازه مرخصی از زندان برای مراقبت از پسر خود را پیدا نکرد.

آقای برجی در ادامه گفت: «پس از این که در نهایت فقط ۲۰ دقیقه وقت ملاقات به او داده می‌شود، با مامور و دستبند و لباس زندان به بیمارستان می‌رود و پسر ۱۸ ساله خود را برای آخرین بار می‌بیند. پسرش چند روز بعد جان سپرد و به یاسر اکبری حتی اجازه حضور در مراسم دفن پسرش را ندادند.»

یاسر اکبری از جلسه دادگاه به عنوان روزی تلخ یاد کرده و می‌گوید قاضی مقیسه در این پرونده او را رهروی «فرقه ظاله مسیحیت» خواند و به او گفت یک «یهودی اسرائیلی» است.

او در این نامه می‌گوید: «بازجو به جای آن که به دنبال دلایل و شواهد بروز جرم باشد، تلاش می‌کرد با تحمیل سناریوی از پیش تعریف شده، اتهامات وارد شده تحمیلی را واجد مصداق نماید تا بتواند مرا با استفاده از لفاظی، و شکنجه سفید، مجرم خطاب کند و از من درس عبرتی برای دیگر هم‌کیشانم بسازد.»


Friday, 12 April 2024

گزارش تحقیقی؛ تلاش بی سابقه جمهوری اسلامی برای ربودن فعالان سیاسی و مدنی در منطقه




هه‌نگاو، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۳

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو متعاقب دریافت گزارش‌های متعدد از منابع آگاه مبنی بر تلاشهای گستردە جمهوری اسلامی جهت ربایش فعالان سیاسی و مدنی، تحقیقات گستردەای را آغاز کردە است، که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی از طریق نفوذ در باند‌های قاچاق انسان در ترکیه و اقلیم کُردستان در عراق، در صدد دستگیری و ربایش فعالین سیاسی و مدنی ساکن در این کشورهاست.

در جریان جنبش زن زندگی آزادی/ژن ژیان ئازادی آسیب دیدگان و فعالین زیادی از ایران به اقلیم کُردستان و ترکیه پناه برده‌اند و جمهوری اسلامی از طریق استخدام و نفوذ عاملین محلی خود در میان باندهای قاچاق انسان درصد ربایش و انتقالشان به ایران است.
 
در همین رابطه هه‌نگاو از طریق گفتگو و ثبت روایت‌های مستقیم افراد درگیر در فرایند‌های پناه‌جویی در اقلیم کُردستان دریافته است، که جمهوری اسلامی با نفوذ در میان عواملی که تحت عنوان کمک به پناهجویان در مسیر اروپا فعالیت می‌کنند، از طریق نفوذی‌های خود در حال ناامن‌سازی راه‌های خروج پناه‌جویان و عبور آنها از ترکیه است.
یکی از فعالین ساکن در اقلیم کُردستان که نمی‌خواهد نامش فاش شود، مشاهدات خود در این زمینه را برای هه‌نگاو روایت کرده است: «مدتی است کە اطلاعات سپاە بە دنبال شناسایی فعالان مدنی و سیاسی است کە در ترکیە فعال هستند. آنها ابتدا خانوادەهایشان را در ایران برای همکاری تحت فشار قرار می‌دهند، سپس در صورت عدم همکاری، بە شدت تهدید می‌کنند و در مرحلە بعد با خود فعالان سیاسی و مدنی در ترکیە برای شناسایی افراد دیگر در ازای مبالغ قابل توجە و وعده‌های دیگر درخواست همکاری می‌کنند. عوامل سپاه اکثراً افرادی را تحت فشار قرار می‌دهند کە بە ایران رفت و آمد دارند». این منبع در ادامه افزوده است: "آنها برای این منظور از باند‌های قاچاق انسان، دلالان و صرافیها هم برای بە دام انداختن فعالان سیاسی و مدنی بهرە می‌گیرند".


در این راستا هه‌نگاوهمچنین دریافته است که شبکه‌ای از عواملین جمهوری اسلامی تحت عنوان «کمک به پناه‌جویان» در مناطق مختلف ترکیه به خصوص در سه شهر وان، استانبول و آگری (آغری) مستقر شد‌اند. این شبکه در حال ارتباط‌گیری بی‌سابقه‌ای با پناهجویان سیاسی به منظور بازداشت، اعمال فشار و اخاذی از آن‌ها هستند.


یکی دیگر از این راویان که در ترکیه ساکن است و نمی‌خواهد نامش فاش شود، در این مورد به هه‌نگاو گفته است: «با توجه به وضعیت کنونی، باید در این مقطع پناهجویان سیاسی حتی‌الامکان از حرکت به سمت اروپا خودداری کنند».


هه‌نگاو همچنین از طریق منابع خود مطلع شده است که در این رابطه «حتی فعالان سیاسی خوشنام و قاچاقبرهای باسابقه نیز از سوی جمهوری اسلامی بە شدت تحت فشار هستند و جمهوری اسلامی در صورت عدم همکاری آنها را بدنام می‌کند».


این منبع آگاه هه‌نگاو همچنین افزود: «عوامل جمهوری اسلامی در ترکیه با ادعای یاری‌رسانی با پناهجویان ارتباط گرفته و با وعده دریافت مبالغی تا ۵٠ درصد کمتر از میزان متداول، به دنبال بازداشت مستقیم آن‌ها و یا ارائه اطلاعاتشان به دستگاه‌های اطلاعاتی حکومت جمهوری اسلامی ایران هستند».

همچنین، یکی از پناهجویانی که اخیراً به دلایل شرایط یادشده، از ترکیه به اقلیم کُردستان بازگشته، از تجربه شخصی خود می‌گوید: «شخصا از سوی افرادی در ترکیه تحت تعقیب قرار گرفتم و با یقین پیدا کردن از مخاطرات اقامت در آنجا، از ادامه مسیر منصرف شده و بازگشتم».


منبع آگاه هه‌نگاو از این بابت اعلام نگرانی کرده‌ است که «دیگر روش کار جمهوری اسلامی بە کلی تغییر کردە است. آنها افرادی را بە نام فعال سیاسی یا حزبی آموزش دادە‌اند تا اعتماد فعالان سیاسی و مدنی را جلب کنند. برای این منظور افراد تعلیم دیده حتی مبلغ کمتری تا شصت الی هفتاد درصد کمتر برای انتقال درخواست می‌کنند تا بتوانند فعالان را بە دام بیاندازند».

این منبع با اضافه کردن این موضوع که جمهوری اسلامی برای این پیش بردن طرح ربایش و نفود خود از به کارگذاری عوامل کُرد خود برای جلب اعتماد استفاده می‌کند، گفت: «با همین روش مسیر ربایش فعالان از ترکیە بە ایران بە قدری برای جمهوری اسلامی تسهیل شدە کە دیگر حتی در این مسیرها نیروهای مرزبانی هم وجود ندارند. وضعیت به شکلی است که در حال حاضر جمهوری اسلامی حتی از نام و مشخصات فعالانی کە از اقلیم کُردستان وارد ترکیە می‌شوند کاملا مطلع است و در شهرهای استانبول، وان و آکری با استفادە از عاملین استخدام شدەاش آنها را بە ایران منتقل می‌کند».


.
این در شرایطی است که بسیاری از فعالان مدنی ایران، خاصه فعالان کُرد، در وضعیت ناروشن و بلاتکلیفی‌های سختی در اقلیم کُردستان به سر می‌برند. عدم وجود سازوکارهای حقوق بشری مورد حمایت سازمان‌های بزرگ‌تر حقوق بشری ایرانی و جهانی شرایطی را در اقلیم کُردستان برای این فعالان ایجاد کرده است، که در نتیجه‌اش این مسیر‌ها نه فقط برای فعالان کُرد، که برای هیچ فعال مدنی امن نیست. بسیاری از فعالان ساکن در اقلیم کُردستان، برای حفظ امنیت خود مجبور هستنند که حضور خود در اقلیم کُردستان را علنی نکنند، امری که ضربه جدی نیز به فعالیت مدنی آنها می‌زند.

هه‌نگاو به تازگی از احتمال بسیار بالای ناپدید‌سازی قهری یکی از همکاران خود حسین باقری (ژاکان باران) توسط عاملین جمهوری اسلامی، از طریق ادعای یاری‌رسانی برای رسیدن به اروپا، خبر داده است.

در همین رابطه سازمان حقوق بشری هه‌نگاو از تمامی فعالین سیاسی و مدنی پناه‌جو و ساکن در ترکیه و اقلیم کُردستان در عراق می‌خواهد که روایت‌های خود، و در صورت تهدید شدن مستندات تهدیدات را، برای هه‌نگاو ارسال کنند.


Monday, 8 April 2024

روز جهانی زنان؛ گزارش آماری هه‌نگاو از نقض گسترده حقوق زنان در ایران طی سال ۲۰۲۳

هەنگاو؛ پنج‌شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۲

هشت مارس روز جهانی زنان است که به مناسبت آن به طور خاص همیشه از تاریخ مبارزه زنان علیه نابرابری جنسیتی یاد می‌شود. این تاریخ در رابطه با زنان در ایران به طور خاص به فرمان حجاب اجباری و لغو قانون حمایت از خانواده بلافاصله پس از حضور خمینی در ایران بر‌ می‌گردد که پس از آن زنان علیه این فرمان و در آستانه و به مناسبت هشت مارس روزها در تهران تظاهرات کردند. تظاهرات‌هایی که با سرکوب مواجه شدند و این سرکوب‌ها فصل جدیدی در زمینه نقض گسترده حقوق زنان در ایران را آغاز کرد.

گزارش پیش ‌رو که به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زنان،  با موضوع نقض حقوق زنان در ایران طی سال ۲۰۲۳ میلادی آماده شده است، آماری از نقض گسترده حقوق زنان در سال ۲۰۲۳ بر اساس اسناد بررسی شده در سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ارائه می‌شود.

با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، در سال ۲۰۲۳ میلادی دست‌کم حکم اعدام ۲۲ زن در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران اجرا شده است. ۳۲۵ فعال زن توسط نهادهای امنیتی بازداشت و ۱۴۷ فعال زن نیز توسط دستگاه قضایی به حبس، شلاق و اعدام محکوم شده‌اند. همچنین دست‌کم ۱۲۲ مورد زن‌کشی در شهرهای مختلف ایران ثبت شده است.

گزارش ماهانه هه‌نگاو از نقض حقوق زنان در ایران، مارس ۲۰۲۴

 ماه سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند و اسامی آنها به شرح زیر است؛

۱ـ مریم عباسی نیکو اهل نجف‌آباد اصفهان به تحمل ۶ ماه حبس محکوم شده است.
۲ـ شبنم تبیانیان شهروند بهایی اهل سمنان به ۶ ماه حبس محکوم شده است.
۳ـ لاله ساعتی نوکیش مذهبی اهل تهران به تحمل ۲ سال حبس محکوم شده است.
۴ـ زهره دادرس فعال اهل رشت به تحمل ۹ سال و ۶ ماه و ۲ روز حبس محکوم شده است.
۵ـ یاسمین حشدری فعال اهل بندرانزلی به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۶ـ شیوا شاه سیاه فعال اهل لاهیجان به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است. 
۷ـ نگین رضایی فعال اهل فومن به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۸ـ فروغ سمیع‌نیا فعال اهل رشت به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۹ـ سارا جهانی فعال اهل رشت به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۱۰‌ـ آزاده چاوشیان فعال اهل رشت به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۱۱ـ زهرا دادرس فعال اهل رشت به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۱۲ـ متین یزدانی فعال اهل رشت به تحمل ۶سال و ۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم شده است.
۱۳ـ جلوه جواهری فعال اهل رشت به تحمل ۱ سال حبس محکوم شده است.
بازداشت زنان و محکومیت زنان یک روند تبعیض معمول در جمهوری اسلامی است. در جریان جنبش انقلابی ژن ژیان ئازادی فشارها برای فعالین زن ابعاد شدید‌تری به خود گرفته بود. جمهوری اسلامی به شکل سازماندهی شده‌ای همواره از ابتدای ظهورش تلاش کرده است که عرصه ظهور فعالیت اجتماعی، سیاسی و حقوق بشری را برای زنان تا جای ممکن تنگ کند. سیاست‌های جداسازی جنسی و جنسیتی و همینطور به حاشیه بردن هر چه تمام جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی از طریق جرم‌انگاری هویت آنها یکی از سیاست‌های جدی آپارتاید جنسیتی در ایران است.

ثبت ۱۳ مورد زن‌کشی در ماه مارس ۲۰۲۴

با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، طی ماه مارس ۲۰۲۴ دست‌کم ۱۳ زن در شهرهای مختلف ایران کشته شده‌اند که ۱۲ مورد آن توسط افراد نزدیک خود ازجمله همسر، همسر سابق، داماد و برادر انجام گرفته است.

بر طبق این گزارش ۶ زن توسط همسران خود، ۴ زن توسط همسران سابق، یک زن توسط داماد خانواده، یک زن توسط پسر و یک زن نیز به دست مردی ناشناس به قتل رسیده است.

بر طبق این گزارش در ۱۰ مورد انگیزه فرد قاتل اختلافات خانوادگی عنوان شده است.


تفکیک قتل زنان بر حسب استان

استان کرمانشاه (کرماشان): ۳ مورد
استان آذربایجان‌شرقی: ۲ مورد
استان آذربایجان‌غربی (ارومیه): ۲ مورد
استان تهران: ۲ مورد
استان خراسان رضوی: ۲ مورد
استان خراسان شمالی: ۱ مورد
استان مازندران: ۱ مورد


زن‌کشی بالاترین سطح بروز زن‌بیزاری و زن‌ستیزی در جامعه است. قتل‌های منتسب به قتل‌های ناموسی تنها بخشی از زن‌کشی‌ها را شامل می‌شوند. ریشه اصلی زن‌کشی در جوامع تاریخ، مناسبات و قوانین مردسالار و زن‌ستیزانه است. بر أساس گزارش‌های حقوق بشری هه‌نگاو تنها در سال گذشته ۱۲۲ زن‌کشی در ایران به ثبت رسیده است که بخش عظیمی از این قتل‌ها توسط اعضای خانواده نزدیک زن انجام شده‌اند. قوانین وتفکر زن‌ستیزانه نفرت عمیق علیه زنان را عادی‌سازی می‌کند و این خود باعث می‌شود که کشتن زنان ساده‌تر و بی‌هزینه‌تر باشد.



بیانیه هه‌نگاو در مورد تهدید جانی اعضایش توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران

هه‌نگاو؛ یک‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۳

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو به اطلاع تمامی سازمانهاحقوق بشری، فعالان مدنی، رسانەها و دغدغەمندان نقض حقوق بشر در ایران می‌رساند که تمامی اعضا و همکاران این سازمان بەویژە اعضای ساکن در اقلیم کُردستان تحت جدیدترین تهدیدات جانی، تعقیب‌ و فشار‌های شدید امنیتی توسط عاملین جمهوری اسلامی قرار گرفتەاند.

در تازەترین اقدامات دستگاه امنیتی، جمهوری اسلامی ایران، چندین عضو هیئت مدیره هه‌نگاو از جمله ارسلان یار‌احمدی و ژیلا مستاجر، ساکن اربیل (هەولێر) پایتخت حکومت اقلیم کُردستان در عراق، از طرف عاملین سپاه مورد تهدید مستقیم ربایش و قتل قرار گرفته‌اند. این در حالیست که هه‌نگاو به تازگی از احتمال بسیار بالای ناپدید‌سازی قهری یکی از همکاران خود حسین باقری (ژاکان باران) توسط عاملین جمهوری اسلامی خبر داده است. یکی از افراد مشکوک به همکاری با سپاه در پروژه ناپدیدسازی قهری ژاکان باران، ارسلان یاراحمدی، ژیلا مستاجر از هیئت مدیره هه‌نگاو و خانوادەهایشان در داخل ایران را تهدید بە قتل کردە و گفتە است: " برای بە هلاکت رساندن شما چە در داخل و چە در خارج از طریق نیروهای قدس و قرارگاە رمضان اقدام خواهم کرد".

از سوی دیگر و با گذشت دو هفته از ناپدیدسازی ژاکان باران، زندانی سیاسی سابق و از همکاران هه‌نگاو در ایلام، تاکنون اطلاع دقیقی از سرنوشت وی در دسترس نیست و پیگیری‌های هه‌نگاو و دوستان ژاکان در اینباره بی‌نتیجه مانده است. وی از دو هفته پیش حین رفتن به ترکیه در مرز اقلیم کُردستان ناپدید شده است و افرادی که مسئولیت انتقال وی را بر عهده داشته‌اند از هرگونه جوابی سر باز می‌زنند و همین امر احتمال ربایش ژاکان باران را بیشتر می‌کند.

در همین رابطه، در چند هفته گذشته سازمان حقوق بشری هه‌نگاو بارها چە در شبکه‌های اجتماعی و چە بصورت پیام‌های خصوصی مورد حمله بی‌سابقە سایبری‌ و نیروهای جمهوری اسلامی و امنیتی‌کاران همدستشان در خارج از کشور قرار گرفته است. محتوای این حملات غالباً «تروریست»، «تجزیه طلب» و «قوم‌گرا» خواندن هه‌نگاو و اعضایش بوده‌ و تهدید بە حذفشان بودە است.

هه‌نگاو به جامعه مدنی و فعالین دموکراسی‌خواه ایران و همچنین رسانەهای جریان اصلی هشدار می‌دهد که تضعیف نهادهای حقوق بشری و مدنی کُردستان که کاملا مستقل و بدون وابستگی جناحی، حزبی و سیاسی در حال فعالیت برای کُردستان و برای ایران هستند، اهمیت حیاتی دارد و این حملات با هدف قرار دادن فعالیت مدنی و اطلاع رسانی گستردە از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران را هدف قرار دادە است و با تکرار کلیده واژه‌های تکراری دستگاه‌های امنیتی، قتل و ربایش اعضای ما در جای جای جهان، خاصه در منطقه عادی‌سازی شود.

در جریان جنبش ژن ژیان ئازادی/زن زندگی آزادی، هه‌نگاو فعالیت خود در زمینه اطلاع رسانی و ثبت و مستند‌سازی نقض حقوق بشر در کُردستان را به کل ایران گسترش داد. از همان زمان فشارهای امنیتی بر اعضای این مجموعه بطور بی‌سابقەای گسترش یافته است. و تنها جهت یاداوری، پیش از این نیز یکی از کانال‌های سپاه پاسداران جمهوری اسلامی برای شیوه قتل حکومتی ارسلان یاراحمدی از بنیان‌گذاران هه‌نگاو نظرسنجی برگزار کردە بود. 

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ضمن ابراز نگرانی شدید از سرنوشت اعضا و همکارانش، به‌ویژه کسانیکە در کشورهای ناامن هستند، نسبت بە حفظ جان آنها هشدار جدی می‌دهد و از جامعه مدنی ایران، رسانه‌ها و تمامی سازمانها و فعالان حقوق بشری می‌خواهد بازتاب صدای این تهدید‌ها در رابطه با فعالین سازمان حقوق بشر هەنگاو باشند.