اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Friday, 10 November 2023

اعتراضات کارگری در ایران قبل از قیام زن زندگی ازادی  مقاله در مجله بشریت شماره۲۵۰

اعتراضات کارگری در ایران 
مقاله در مجله بشریت شماره۲۵۰
حقوق شمار چشمگیری از کارگران توسط نظام جمهوری اسلامی ایران، نقض شده‌است که از سوی برخی از رسانه‌های خبری و سازمان‌های پشتیبان حقوق بشر، گزارش شده ‌است و در این نوشتار، بخش‌هایی از آن گزارش‌ها آمده‌است. (پیشینهٔ نقض حقوق کارگران) در نظام جمهوری اسلامی ایران، حقوق انسانی کارگرانِ به ویژه معترض و زندانی، مانند حقوق انسانی معلمان، استادان دانشگاه، کنشگران سیاسی و مدنی و اقلیت‌های عقیدتی…، روزانه، نقض می‌شود. فعالان حقوق کارگران، مانند کارگران معترض در ایران، به دلیل اعتراض به نقض حقوق انسانی و صنفی‌شان، معمولاً، با سرکوب، روبه‌رو می‌شوند. برخی از قانون‌های نظام جمهوری اسلامی ایران، ناقض حقوق کارگران است. حقوق کارگران در حکومت جمهوری اسلامی، بسیار پایین‌تر از خط فقر است. کارگران با توجه به بحران اقتصادی، بیکاری، فقر، گرانی، تحریم‌ها و نیز سرکوب حکومتی در برزخ مرگ و زندگی، قرار دارند. از سال‌های۱۳۶۰ تا۱۳۶۲ خورشیدی، فعالان جنبش کارگری در ایران، به بهانهٔ ارتباط با احزاب کمونیستی و ضدانقلاب، بازداشت و شکنجه شده و به شدت، سرکوب می‌شدند. درسال‌های اخیر، اعتراضات کارگران، مانند اعتراضات معلمان و کشاورزان و بازنشستگان، به اعتراضاتی مداوم، تبدیل شده ‌است به گونه‌ای که در سال ۱۳۹۷، روزانه، ۱۷ گردهمایی اعتراض‌آمیز، برگزارمی‌شد وضعیت کارگران در دورهٔ جمهوری اسلامی، بدتر از دورهٔ قبل (پهلوی) شده ‌است. (آمار و وضعیت کارگری در جمهوری اسلامی) بیش از چهل میلیون نفر در ایران جزو خانوارهای کارگری، به‌شمار می‌آیند که نزدیک به ۱۰ میلیون تن از آنان «کارگر زیرزمینی» هستند که حقوق بسیار کمی، دریافت می‌کنند. جایگاه پایین جمهوری اسلامی، حکومت جمهوری اسلامی، از جهت رعایت نکردن حقوق کارگران، در رتبهٔ قرمز، جای دارد. ( نقض حقوق زنان در جمهوری اسلامی ایران , به دلیل نبود شرایط مناسب فرهنگی و اجتماعی…، حقوق کارگران زن در ایران، نقض می‌شود؛ از جمله، در قالب کار سخت، ساعات طولانی کار، مزد ناکافی و در موارد قابل توجهی، پرداخت نشدن حق بیمه. . . آمار دستگیری‌ها و اخراج‌ها در سال ۱۳۹۹، در سال ۱۳۹۹ خورشیدی، ۱٫۳۳۱ مورد اخراج و تعدیل، ۴٫۲۲۴ مورد بیکار شدن از کار، ۲۸٫۴۹۳ مورد نبود بیمهٔ کار برای کارگران و بیش از ۴٫۲۰۰ مورد بلاتکلیفی درحوزهٔ کار، از آمارهای مربوط به کارگران
مورد بلاتکلیفی درحوزهٔ کار، از آمارهای مربوط به کارگران ایران در سال ۱۳۹۹ است. (بازداشت برخی از فعالان کانون مدافعان حقوق کارگر) دو تن از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر به نام‌های علی‌رضا ثقفی و اصغر فیروزی به‌ دست مأموران امنیتی بازداشت شدند. آزار اعضای اتحادیه‌های مستقل کارگری، اعضای اتحادیه‌های مستقل (غیر حکومتی) کارگری، توسط حکومت جمهوری اسلامی، احضار، بازداشت و زندانی… می‌شوند. بازداشت اعضای برجستهٔ «اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکارجعفر عظیم‌زاده (دبیر هیئت مدیرهٔ «اتحادیه آزاد کارگران ایران»)، شاپور احسانی‌راد، پروین محمدی، جمیل محمدی و جوان‌میر مرادی، از اعضای برجستهٔ «تحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار» که اتحادیه‌ای غیر حکومتی است. به دلیل فعالیت‌های صنفی، به دست مأموران امنیتی، بارها احضار و بازداشت شدند. (موارد دیگر) شاهرخ زمانی؛ کمونیست، یک فعال کارگری و زندانی سیاسی بود که در پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود، در زندان جمهوری درگذشت. وی در سال ۱۳۹۰ به اتهام تلاش برای تشکیل سندیکای کارگری، به ۱۱ سال زندان، محکوم شده بود. او مدتی در سلول انفرادی بوده و نیز اعتصاب غذا هم کرده بود. وی حتی برای ازدواج دخترش و درگذشت مادرش هم، اجازهٔ مرخصی نیافت. شاهرخ زمانی در گذشته نیز به دلیل فعالیت‌های سیاسی کارگری‌اش ۱۸ ماه، زندانی شده بود. در آبان ۱۳۹۷، ۱۵ تن از کارگران یکی از شرکت‌های شهر اراک، در مجموع، به ۱٫۱۱۰ ضربه شلاق و ۲۴ سال و ۶ ماه حبس، محکوم شدند. در آبان ۱۳۹۷، ۱۵ تن از کارگران پتروشیمی شهر ایلام، روی هم رفته، به ۹ سال حبس و ۱٫۱۱۰ ضربه شلاق، محکوم شدند. جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیئت مدیرهٔ «اتحادیه آزاد کارگران ایران»، از ۱۰ اردیبهشت ۳۹۵، در اعتراض به رفتار نامناسب امنیتی با فعالان صنفی، در زندان اوین، اعتصاب غذا کرد. آنیشا اسداللهی (فعال جنبش کارگری)، مرضیه امیری (خبرنگار و دانشجو)، ندا ناجی (فعال مدنی و کنشگر در زمینهٔ حقوق زنان و کارگران) وعاطفه رنگریز(کنشگر مدنی و فعال در زمینهٔ حقوق زنان) در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ و روز جهانی کارگر، بازداشت شدند. اسماعیل بخشی (کنشگر کارگری)، همانند سپیده قلیان (فعال مدنی) و امیرامیرقلی (روزنامه‌نگار) به زندان اوین، منتقل شدند. اسماعیل گرامی؛ در ۱۴ فروردین ۱۴۰۰، چند مأمور امنیتی با رفتن به خانهٔ اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته و فعال صنفی بازنشستگان) از او خواستند که فراخوان اعتراضات صبح یکشنبه ۱۵ فروردینبازنشستگان را لغو کند که در پی مخالفتش با این درخواست، مأموران، پس از بازرسی خانه‌اش وسایل شخصی‌اش را با خود بردند. وی در اسفند ۱۳۹۹ نیز در پی اعتراضات بازنشستگان، شبانه، بازداشت شد. در سال ۱۳۹۹ خورشیدی، ۴۶ کارگر معترض، روی هم رفته، به ۶۳۶ ماه حبس، ۳٫۱۰۸ ضربه شلاق، محکوم شدند و همچنین، بیش از۵۰ کارگر معترض دیگر، به مراجع قضایی و امنیتی، احضار شدند. در دی سال ۱۳۹۹، آرش جوهری، فعال جنبش کارگری، به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اداره کردن دسته‌جات غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۶ سال حبس، محکوم شد. در مهر ۱۳۹۹، مهران رئوف، شهروند ایرانی-بریتانیایی و فعال در زمینهٔ حقوق کارگران، به دست مأموران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شد. در سال ۱۳۹۹ خورشیدی، برای ده‌ها کارگر معترض به نام‌های اعظم (نسرین) خضر جوادی، ناهید خداجو، پروین محمدی، رسول طالب مقدم، داوود رفیعی، شاپور احسانی‌راد، اسماعیل گرامی، مهران رئوف، علی اسحاق، سجاد شکری، آرش جوهری، کامران ساختمان‌گر، هاله صفرزاده، علی‌رضا ثقفی (همسر هاله صفرزاده)، جوان‌میرمرادی، علی نجاتی، مازیار سیدنژاد، روی هم رفته، حکمِ بیش از ۶۰ سال حبس و نیز برای برخی، به همراه حکم شلاق، صادر شد. در ۲۶ آذر ۱۳۹۷، برخی از کارگران یکی از شرکت‌های شهر اهوازکه بیش از یک ماه بود که گردهمایی اعتراضی برگزار می‌کردند، بازداشت شدند. فعالیت‌ها و اعتراضات و نیز سرکوب اعتراضات، (اعتراضات بزرگ چند صد هزار نفری ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸) سید روح‌الله خمینی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و دستیابی به قدرت، وعده‌های گوناگونی به طبقات فرودست جامعه ایران، از جمله، کارگران داد: «دلخوش نباشید که مسکن، فقط می‌سازیم؛ [بلکه] آب و برق را مجانی می‌کنیم؛ اتوبوس را هم مجانی می‌کنیم…». ولی در۱۱ اردیبهشت (روز جهانی کارگر) ۱۳۵۸، یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات کارگران ایران بر ضد بیکاری و استثمار، روی داد. اعتراضات ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰، از سال ۱۳۶۹ تا اسفند ۱۳۷۰، چند اعتراض مهم، از جمله، اعتراضات کارگران شرکت نفت، انجام شد. اعتراضات پی در پی کارگری ۱۳۹۶، در سال ۱۳۹۶ خورشیدی، به ویژه در ماه‌های خرداد، دی، بهمن و اسفند، ده‌ها اعتراض کارگری، برگزار شد. اعتراضات پیاپی و سراسری کارگری ۱۳۹۷، همچنین ببینید: اعتصابات سراسری ۱۳۹۷–۱۳۹۸ ایران، در سال ۱۳۹۷ خورشیدی، به ویژه در ماه‌های شهریور، مهر و آبان، اعتراض کارگری، با اثرپذیری ازاعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶، گسترشی چشمگیر و تا اندازه‌ای سراسری یافت. اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان، برای آگاهی بیشتر اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان را ببینید. «چهار کارگر، خودسوزی کردند، تنها برای [نگرفتن دستمزدشان یعنی] یک میلیون و دویست هزار تومان! لعنت به این زندگی!» (بخشی از گفتار اعتراضی اسماعیل بخشی در اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان) در سال ۱۳۸۷ در خوزستان برخی از کارگران، اعتراضاتی پیاپی نمودند که با سرکوب و بازداشت و شکنجه، روبه‌رو شد؛ هر چند تهدیدها وسرکوب‌ها، بعدها بر شمار معترضان افزود. (اعتراضات کارگری ۱۳۹۸) با اینکه در نیمهٔ نخست سال ۱۳۹۸، اعتراضات کارگران، چشمگیر بود؛ ولی در نیمهٔ دوم آن، به دلیل کشتار معترضان در اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ و نیز فراگیر شدن کروناویروس، اعتراضات در نیمهٔ دوم سال، کاهش یافت؛هر چند اعتراضات در سال ۱۳۹۹، با وجود سرکوب شدیدتر و نیز شیوع ویروس مرگ‌بار کرونا افزایش یافت. آمارشیوه‌های اعتراض در سال ۱۳۹۸ گردهمایی واعتصاب: ۱٫۰۸۸ مورد؛ فرستادن نامه و رسانه‌ای کردن مشکلات: ۱۷۱؛ بستن جاده یا در ورودی محل کار و نیز تجمع روی ریل قطار: ۱۳ مورد راهپیمایی در سطح شهر: ۹ مورد؛ تحریم انتخابات اداری یا گردهمایی‌های هم‌زمان: ۲۵ مورد؛ انجام اعتراض به همراه خانواده: ۱۱ مورد. اعتراضات کارگری ۱۳۹۹، در سال ۱۳۹۹، اعتراضات و اعتصابات کارگری مانند سال‌های پیش، ادامه یافت و بخش‌های دیگر جامعه مانند بازنشستگان، مال‌باختگان بورس و معلمان نیز به اعتراضات پیوستند. آمار اعتراضات ۱۳۹۹، در بخشی از سال ۱۳۹۹ خورشیدی، ۱۱۱ (صد و یازده) گردهمایی اعتراضی کارگری، برگزار شده‌است. اعتراضات در سال ۱۳۹۹، با وجود سرکوب بیشتر و نیز شیوع ویروس مرگ‌بار کرونا افزایش یافت به گونه‌ای که بر پایهٔ گزارش «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران در ایران»، روی هم رفته، ۱٫۷۷۹ اعتراض (خُرد و کلان) کارگری در ایران، انجام شد که بالاترین رقم در ۷ سال گذشتهٔ ایران است. (اعتراضات دیگر) از اعتراضات دی ۱۳۹۶ ایران به بعد، اعتراض مستمر کارگران ایران در استان‌های گوناگون و نیز ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری، به چالش امنیتی حکومت جمهوری اسلامی، تبدیل شده‌است. کارگران در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران که در پی آن، ۱۵۰۰ تن، کشته شدند، یکی از گروه‌های (مهمّ) معترضان بودند که البته این اعتراضات، به شدت، سرکوب شد. در ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی، از جمله، بازنشستگان کارگر در بیش از ۲۰ شهر ایران، همچون: تهران، کرج، گرگان، اراک، شوش، سنندج، رشت، کرمان، شیراز، نیشابور، ساری، اردبیل، تبریز، اصفهان، خرم‌آباد و ایلام…، به فقر و گرانی و پایین بودن دستمزد…، اعتراض کردند. کارگران در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، در شهرهایی از ایران، از جمله، تهران، تبریز، ارومیه، مشهد، رشت، سنندج، اراک و شوش…، اعتراضاتی کردند که توسط حکومت جمهوری اسلامی سرکوب شد. «سرکوب و بازداشت کارگران در روز جهانی کارگر را شدیداً محکوم می‌کنیم». عصر نو و همچنین ۳۰ تن از کارگران معترض، بازداشت شدند. در ۱۷ اسفند ۱۳۹۹، کارگران و بازنشستگان در بیش از ۱۰ شهر ایران، همچون: تهران، کرج، اصفهان، اهواز، مشهد، تبریز، رشت، اراک، کرمانشاه و قزوین، به اعتراضت پرداختند که این اعتراضات با حملهٔ نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، همراه با ضرب و شتم و بازداشت برخی از معترضان، سرکوب شد. در روزهای ۱۱ بهمن، ۱۵ بهمن، ۲۷ بهمن و ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ کارگران بازنشسته در اعتراض به پایین بودن دستمزدشان در برخی از شهرهای ایران، گردهمایی‌هایی اعتراضی برگزار کردند. در اردیبهشت ۱۴۰۰، کارگران معدن آسمینون شهرستان منوجان (کرمان) در دومین روز تجمع خود در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدها و حق بیمه‌شان، راه کهنوج-بندرعباس را مسدود کردند. در روز کارگر (۱۱ اردیبهشت) ۱۳۹۸، دو گردهمایی اعتراضی برگزار شد. در سال ۱۳۹۸ و در روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت)، با حملهٔ نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به کارگران معترض در جلو مجلس شورای اسلامی، سرکوب شد. درهمهٔ ماه‌های سال ۱۳۹۷ (از فروردین تا اسفند)، اعتراضات و اعتصابات کارگری، روی داد. در ۲ فروردین ۱۳۹۶، کارگران یکی از کارخانه‌های سیمان، به دلیل پرداختن نشدن مزد ۱۲ ماه کاری‌شان اعتراض کردند. در اردیبهشت ۱۳۹۶، شماری از کارگران بخش صنعت شرکت نیشکر هفت‌تپه، تجمعی اعتراضی بر پا کردند. در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز دست‌کم، ۸ گردهمایی اعتراضی، برگزار شد. شعارهای معترضان«کارگران جهان، متحد شوید؛ شما چیزی برای از دست دادن ندارید به جز زنجیرهایتان»! «یکی از شعارهای معروف جنبش‌های کارگری جهان» اسلام رو پله کردین، مردم رو ذله کردین. تنها راه رهایی از سفره‌های خالی، فریاد در خیابان. سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن. من کاوه آهنگرم، تاب ستم نیاورم. کارگر زندانی آزاد باید گردد. کارگرهفت‌تپه، آزاد باید گردد. عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز؛ زندگی کارگر، رو به فناست امروز. گرانی،تورم، سزای رأی مردم. ننگ ما، صدا و سیمای ما. همشهری با غیرت حمایت حمایت دولت، مافیا، پیوندتان مبارک. ما کارگران فولاد، علیه ظلم و بیداد، می‌جنگیم می‌جنگیم. واکنش‌ها به سرکوب اعتراضات کارگران دیده‌بان حقوق بشراز رویارویی‌های امنیتی با فعالان کارگری و معلمان در ایران، انتقاد کرد. در آذر ۱۳۸۵، ده نهاد ایرانی مدافع حقوق کارگران در خارج از کشور، با انتشار بیانیه‌ای مشترک، ضمن محکوم کردن رفتارهای ضد کارگری رژیم جمهوری اسلامی، از پشتیبانان زحمتکشان در سراسر جهان درخواست کردند که به دفاع از حقوق پایمال شدهٔ کارگران ایران برخیزند. «اتحاد بین‌المللی در حمایت از کارگران در ایران» در بیانیه‌ای، سرکوب اعتراضات کارگران و بازنشستگان در ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ و در چند شهر ایران را محکوم کرد. (کنشگران کارگری مخالف با جمهوری اسلامی) فهرست نام‌های برخی از کنشگران جنبش کارگری مخالف با نظام جمهوری اسلامی ایران (به ترتیب حروف الفبا): اسماعیل بخش شاهرخ زمانی؛ جعفر عظیم‌زاده؛ ندا ناجی. (ارگان‌ها) کانون مدافعان حقوق کارگر. مقامات جمهوری اسلامی اصرار دارند که کارگران ایرانی، مطالبات صنفی خود را از طریق «خانه کارگر» دنبال کنند؛ ولی کارگران اعتقاد دارند که این تشکیلات، جانبدارانه عمل می‌کند و در دفاع از حقوقشان، بیشتر، سیاست رسمی را به اجرا می‌گذارد. کارگران ایران، خود، اتحادیه‌های مستقلی در صنایع گوناگون سراسر کشور ایجاد کرده‌اند که به دلیل نارضایتی کارگران، ازوضعیت نامناسب اقتصادی کشور، با استقبال شایان توجهی مواجه شده‌است. (سندیکای کارگران اتوبوسرانی) همچنین ببینید: اعتصاب سراسری کامیون‌داران در ایران پس از آنکه ده تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز ۱ دی ۱۳۸۴ به حکم دادستان تهران بازداشت شدند، در شامگاه شنبه ۳ دی ۱۳۸۴، بیش از ۱۲۰۰ راننده مناطق ۶، ۱۰ و ۸ شهر تهران، دست به اعتراض زدند و کارکنان شیفت روز بعد نیز به آن‌ها ملحق شدند. شماری از کارکنان فنی نیز سرکار نرفتند. پس از این حادثه در ۸ بهمن ۱۳۸۴مأموران ضد شورش جمهوری اسلامی ایران با دستگیری شماری از اعضا سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران سعی کرده‌اند مانع از اعتصاب آن‌ها شوند. این افراد خواستار آزادی منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بودند. اسانلو در پی اعتراض‌های صنفی بازداشت شد و بیش از هفت ماه در زندان به سر برد (بازنشستگان)همچنین ببینید: اعتراضات ۱۴۰۰ بازنشستگان تأمین اجتماعی. حقوق شمار چشمگیری از بازنشستگان توسط نظام جمهوری اسلامی ایران، نقض شده‌است که از سوی برخی از رسانه‌های خبری و سازمان‌های پشتیبان حقوق بشر، گزارش شده‌است. (اعتراضات سراسری ۱۳۹۹) چشمگیرترین اعتراضات سال ۱۳۹۹، گردهمایی‌های سراسری بازنشستگان، از جمله، در ۱۵ بهمن و در شهرهای تهران، ساوه، اصفهان، تبریز، اراک، کرمانشاه، نیشابور، اردبیل… و در اعتراض به شدت فقر و نیز همسان نبودن مزدها بود. (اعتراضات دیگر)در ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی، از جمله، بازنشستگان کارگر در بیش از ۲۰ شهر ایران، به فقر و گرانی و پایین بودن دستمزد، اعتراض کردند. در روزهای ۱۱ بهمن، ۱۵ بهمن و ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ بازنشستگان کارگر دراعتراض به پایین بودن دستمزدشان در برخی از شهرهای ایران، گردهمایی‌هایی اعتراضی برگزار کردند. آفتاب‌‌نیوز: کارگران سد شفارود به دلیل‌عدم دریافت حقوق شش ماهه خود تجمع برگزار کردند. این کارگران گفتند: به دلیل استمرار بی‌توجهی‌های کارفرمای شرکت پیمانکار به مطالبات صنفی مان ناچاریم دست به اعتراض صنفی بزنیم. به گفته یکی از کارگران، سال جاری فقط یک ماه حقوق گرفته‌ایم و مابقی آن هنوز پرداخت نشده است. ادامه اعتراض کارگران معدن مس سونگون و پاسخگو نبودن مدیرعامل شرکت ملی مس باعث شد صدای نماینده‌های مجلس هم بلند شود. ادامه اعتصاب کارگران ایران‌خودرو در تبریز/ انتقاد کارگران از اختلاف حقوق دریافتی‌. اعتراض کارگران ایران خودروی تبریز به دلیل عدم تطابق افزایش دریافتی در دو سال اخیر. جمعی از کارگران سد شفا رود به دلیل عدم دریافت حقوق چند ماه خود تجمع کردند. اعتراض کارگران واحد اجرائیات شهرداری اهواز و واکنش نایب رئیس شورا. مطالبه حقوق و بیمه، علت تجمع کارگران نیشکر هفت تپه. اعتراض مدنی شهروندان یک شهر با ریختن زباله مقابل فرمانداری. تجمع کارگران خدمات شهری شهرداری میاندوآب مقابل شهرداری. فریاد کارگران شرکتی سازمان حمل و نقل شهرداری یاسوج! حق اعتراض نداریم به دادمان برسید. کارگر شهرداری بستان در اعتراض به حقوق معوقه، مقابل در ورودی این دستگاه خوابید، اعتراض امام جمعه باغستان به ظلم در حق کارگران پیمانکاری شهرداری/ کارگران معترض را اخراج می‌کنند. عدم رعایت مصوبه شورای عالی کار برای حداقل حقوق‌ها توسط برخی از پیمانکاران شهرداری/ کارگران اعتراض کنند، تهدید به اخراج می‌شوند. کارگران اعتراض کردند حقوق مدیران نفتی افزایش یافت.

نقض حقوق مسیحیان توسط نظام جمهوری اسلامی ایران مهناز ترابی مقاله در نشریه بشریت شماره۲۵۹

نقض حقوق مسیحیان توسط نظام جمهوری اسلامی ایران
مهناز ترابی
مقاله در نشریه بشریت شماره۲۵۹
پس از بررسی از سوی سازمان‌های پشتیبان حقوق‌بشر گزارش شده که به بخشی از آن در این مقاله اشاره شده ‌است. پیشینه آزار و کشتار مسیحیان به ویژه نوکیش در جمهوری اسلامی آزار مسیحیان، نقض حقوق دین‌ناباوران و نوکیشان در جمهوری اسلامی ایران، و نقض حقوق اقلیت‌ها در جمهوری اسلامی ایران مسیحیان به ویژه نوکیش در حکومت جمهوری اسلامی مورد آزار، محرومیت و حبس و شکنجه، قرار گرفته و حتی برخی‌ از آنها ترور و کشته شده‌اند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، فشار بر اقلیت‌های عقیدتی همچون: مسیحیان، یهودیان، بهائیان، زرتشتی‌ها (و دین‌ناباوران و یارسان و حتی صوفیان و اهل سنت) شدت گرفت. انقلابیان اسلامگرا که پیش از انقلاب ۵۷ نیز سابقه آزار پیروان اقلیت‌های دینی (از جمله، حمله به محله یهودی‌ها در مشهد، حمله به بهائیان آران و بیدگل با دستور محمدتقی فلسفی…) را داشتند، بیش از پیش به حذف و آزار پرداختند و آنان را «جاسوس» «منحرف» و «کافر»… معرفی کردند. با اینکه سیدعلی خامنه‌ای ادعا کرده که «در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرض به غیر مسلمان از سوی مسلمان‌ها هیچ سابقه‌ای ندارد»، کشیش‌هایی که به دلیل بیان و تبلیغ عقایدشان به دست مأموران امنیتی جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. در حکومت جمهوری اسلامی، دست‌کم ۸ رهبر مسیحی (اسقف و کشیش) در ایران کشته شدند و صدها نوکیش مسیحی (مسلمانان مسیحی ‌شده) نیز بازجویی و زندانی شده‌اند. حکم مسیحیان در اسلام و حکومت اسلامی: در جمهوری اسلامی ایران، مسلمانانی که مسیحی (نوکیش) شوند به اعدام یا زندان محکوم می‌شوند. محمدتقی بهجت در پاسخ به این پرسش: «نظر اسلام را درباره مسیحی، کلیمی، یهودی و زرتشتی بفرمایید»؛ فتوا داده ‌است «همه نجس و کافر هستند».

پروژه کشته‌سازی حکومت فاسد خامنه‌ای دیکتاتورمهناز ترابی مقاله در نشریه بشریت شماره ۲۸۷

پروژه کشته‌سازی حکومت فاسد خامنه‌ای دیکتاتور

مهناز ترابی مقاله در نشریه بشریت شماره ۲۸۷

اصطلاحی عوام‌فریبانه و توجیه بدون هیچ سند و مدرک است که توسط حکومت ایران به رهبری ولایت خودکامه و دیکتاتوری علی خامنه‌ای برای سلب مسئولیت از خود در کشتار معترضان اعتراضات در ایران و در جهت سرپوش گذاشتن به سرکوب خیزش ۱۴۰۱ ایران به دست نیروهای امنیتی حکومت ایران، توسط مسئولان حکومت و رسانه‌های وابسته استفاده می‌شود. حکومت ایران هیچگاه مسئولیت کشتن معترضان به دست نیروهای امنیتی خود در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران و دیگر اعتراضات پیشین را بر عهده نگرفته است و کشتن آنان توسط گلوله‌های جنگی شلیک شده از اسلحه مأموران خود را نمی‌پذیرد و ادعا می‌کند که حکومت هیچگاه برای مقابله با اعتراضات از گلوله‌های جنگی استفاده نمی‌کند و فقط در صورت لزوم از گلوله پینت‌بال و ساچمه‌زن و غیرکشنده استفاده می‌کند. نظام جمهوری اسلامی کشتن بیش از ۵۰۰ معترض از تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ تاکنون را به عوامل ضدانقلاب، منافقین، معاندین، اغتشاشگران، گروهای‌تجزی هطلب یا افراد ناشناسی که وجود خارجی ندارند نسبت می‌دهد. این وقایع پیشینه داشته به طوری که: اولین اقدام حکومت ایران در موضوع کشتار مردم و انتساب آن به مخالفان خود در جهت تحریک احساسات مردمی در جهت پیشبرد اهداف خود، حادثه عمدی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در شب شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ و پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بود که توسط عوامل وابسته به انقلابیون ایران رخ داد ولی سعی کردند که آن را به ساواک و رژیم پهلوی نسبت دهند که بعداً حقیقت ماجرا مشخص شد و عوامل اصلی دستگیرشده اعتراف کردند که هیچ وابستگی به رژیم شاه نداشته و این اقدام در جهت پیشبرد مقاصد انقلاب انجام در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ و در جریان پیامدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران، ندا آقاسلطان در خیابان کارگر شده است شمالی تهران به ضرب گلوله کشته شد. سپس رسانه‌های رسمی و وابسته به جمهوری اسلامی ضمن مشکوک قلمداد کردن این حادثه واکنشهای متفاوتی را اعلام کردند و این حادثه را متوجه عوامل دیگری غیر از نیروهای امنیتی و لباس شخصی حاضر در صحنه کردند. رجا نیوز به نقل از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که آرش حجازی قاتل اصلی ندا است. روزنامه جوان، نیز مدعی شد که خبرنگار بی‌بی‌سی، برای قتل ندا آقاسلطان، اوباش را اجیر کرده بود. عملکرد دستگاه قضایی و امنیتی حکومت ایران نشان میدهد در بررسی پرونده کشته‌شدگان رفتار دوگانه دارند. اگر پرونده مربوط به کشته‌شدن مأموران خودی یا طرفداران حکومت باشد، عوامل حادثه را در مدت کوتاهی دستگیر می‌کنند ولی پرونده‌های کشته‌شدگان اعتراضات را با ادعای تحقیقات در حال بررسی رها میکنند تا مشمول گذرزمان شود. مأموران امنیتی حکومت جمهوری اسلامی با ربودن پیکرهای کشته‌شدگان خیزش ۱۴۰۱ ایران و انتقال آنها بدون اطلاع و اجازه خانواده و بستگان آنها به اماکن دیگر و دفن مخفیانه آنها بدون حضور بازماندگان تلاش می‌کنند تا خانواده و بستگان جانباختگان را به سکوت وادار کنند و آنها را تهدید می‌کنند که در صورت عدم تمکین به خواست‌های آنان از تحویل اجساد و اعلام محل دفن آنها ممانعت خواهند کرد. جمهوری اسلامی در بیشتر موارد با پرونده‌سازی برای کشته‌شدگان اعتراضات تلاش می‌کند تا حقیقت ماجرا را وارونه و به دور از واقعیت جلوه دهد و آن را به گروهای تجزیه‌طلب، داعش یا معترضان مسلح شده توسط دشمنان خارجی نسبت دهد. از ۲۶ شهریور تا ۲۰ دی ۱۴۰۱، ۵۴۰ نفر، از جمله ۷۴ کودک زیر ۱۸ سال در سراسر ایران به دست نیروهای امنیتی وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران کشته شدند و این حکومت فاسد کودک‌کش با کشتن کودکانی چون کیان پیرفلک ده ساله و بازداشت مادر او ماه منیر مولاییو اخراج او از محل کارش و حبس خانگی او و نیز ویلچرنشین کردن پدر او میثم پیرفلک همچنان به جنایتهای بی‌شرمانه خود ادامه می‌دهد و کودکانی که ابتدا ربوده شده و بعد تجاوز و به طرز فجیهی به قتل رسیده و آن قتل را انکار می‌کند مانند نیکا شاکرمی . من مهناز ترابی تنفر خود را از رژیم استبدادی و تروریستی جمهوری اسلامی با آگاهی رساندن به مردم ایران از حقوق ذاتی وشهروندی خود ابراز می‌کنم و خواستار پایان دیکتاتوری حکومت ولایت فقیه علی خامنه‌ای هستم.


سرکوب معترضان توسط علی خامنه‌ای پریا ترابی مقاله بشریت شماره ۲۷۸

سرکوب معترضان توسط علی خامنه‌ای

پریا ترابی   مقاله در ماهنامه بشریت شماره ۲۷۸

در جریان خیزش سراسری نیروهای انتظامی به همراه نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای‌زمینی ارتش، پلیس‌آگاهی، پلیس‌امنیت‌عمومی، فتا،یگان‌ویژه ناجا، و نوپو و بسیج و شبهه نظامیان خارجی از جمله نیروهای سرکوبگر اعتراضات مردمی بودند . علی خامنه‌ای در ۲۸ آبان ۱۴۰۱ دستور سرکوب فوری معترضان را صادر کر د. رئیس قوه‌قضائیه محسنی اژه‌ای گفت برای عناصر فعال جای بخششی وجود ندارد . نمایندگان مجلس در ۱۵ آبان ۱۴۰۱ خواستار اعدام معترضان شدند. که تا ۲۷ آبان همان سال تعداد معترضان به بیش از ۶۰۰۰۰ نفر می‌رسید. روحانیون نیز درخواست تداوم اعدام را صادر کردند. برای سرکوب اعتراضات جمهوری اسلامی از آمبولانس و لیزر استفاده شد. لیزر برای نشانه‌گیری قبل از شلیک و آمبولانس برای انتقال آنها به بازداشتگاه. پلیس ضدشورش از تیراندازی مستقیم به مردم و گازاشکاور و ماشین آبپاش استفاده کرد و در این میان کودکان زیادی نیز کشته شدند. قطع اتصال اینترنت در روزهای ابتدایی بسیار مشهود بود. جمهوری اسلامی به رهبری شخص پلید و بد طینت خامنه‌ای به گفته سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ۱۸۶ کودک و نوجوان ۱۵۴ پسر و ۳۲ دختر را ربوده و برخی را به ۷۴ ضربه شلاق و جریمه مالی محکوم کرد. نیروهای جمهوری متجاوز اسلامی به دختران و پسران ۱۳ تا ۱۴ سال تجاوز جنسی کرده و مانند نیکا شاکرمی که پس از تجاوز و ضرب و شتم شدید او را از بلندی به پایین پرت کرده و آن را خودکشی اعلام کرد. جمهوری اسلامی با فیلم گرفتن از صحنه تجاوز به کودکان برای باجگیری و سکوت کودکان و نوجوانان استفاده کرد. جمهوری اسلامی به دستور شخص خامنه‌ای به مسموم کردن سریالی دانش‌آموزان و دانشجویان پرداخت و از طرف دیگر با گلوله‌ای ساچمه‌ای و پینت‌بال به نابینا‌کردن چشم بسیاری از معترضان پرداخت. مسئولان حکومتی هرگز این کشتارها و جنایات را برگردن نگرفتند و آن را انکار کردند. حکومت جمهوری اسلامی حتی در تحویل اجساد کشته‌شدگان اعتراضات به خانوادهایشان اشکال‌تراشی و طلب پول‌ کلان کرد. حکومت اسلامی بدطینت دانشجویان و معلمان و کارگران و فعالان کارگری و روزنامه هه‌نگاو زیادی را دستگیر و زندانی و به احکام طولانی حبس و شلاق و بسیاری هم به اعدام محکوم کرد. سرکوب معترضان همچنان ادامه دارد و با گروگانگیری و ربایش و معترضان و دستگیری خانواده‌های آنان و شکنجه و صدور روز افزون احکام اعدام همچنان به حکومت منحوس و دیکتاتوری خود ادامه داده و موجب فقر و بیکاری و بی‌سوادی کودکان و جنگاوری در تمام دنیا می‌شود . من پریا ترابی این حکومت مستبد و دیکتاتور را محکوم و خواهان سرنگونی این استبداد کثیف هستم.


سالگردقتل مهسا امینی و تولد یک سالگی قیام زن، زندگی، آزادی پریا ترابی مقاله در نشریه بشریت ۱۷۹ 

سالگردقتل مهسا امینی و تولد یک سالگی قیام زن، زندگی، آزادی

پریا ترابی مقاله در نشریه بشریت ۱۷۹ 

بیست‌وپنج شهریور سالروز کشته ‌شدن مهسا امینی دختر ۲۲ ساله‌ای که به دلیل پوششی که مورد تأیید ملایان نبود بدست جلادان خامنه‌‌‌‌ای ضحاک و دیکتاتور کشته‌ شد. در پی ‌قتل مهسا ژینا امینی در زندان پلیس امنیت اخلاقی آغازگر جنبش زن زندگی آزادی بود. زنان و دختران شجاع ایران یکی پس از دیگری با برداشتن روسری و آتش‌زدن آن و بریدن گیسوان خود به این حجاب اجباری که چهل‌وپنج سال توسط حکومت ملایان و دیکتاتوران بزرگ خمینی و خامنه‌ای بزور بر سر زنان گذاشتند، اعتراض کردند. حکومت منفور جمهوری اسلامی با دروغ و فریب مردم ایجاد گردید و بانگ هشت ساله ایران و عراق موجب کشته ‌شدن بسیاری از جوانانی شد که باتری و شستشوی مغزی به میادین جنگ برده شدند. خانواده‌های آن عزیزان اکنون همه فهمیدند که فریب این حکومت مستبد و دروغگو را خورده‌اند و اکنون هم صدا با ملت عزیز ایران به خیابان‌ها آمده و شعار مرگ بر خامنه‌ای دیکتاتور سرمی‌دهند. بیست‌ویک شهریور ۱۴۰۱پیکر مهسا امینی با حضور هزاران نفر در آرامستان آیچی سقز به خاک سپرده‌شد. زنان  در آن روز با چرخاندن روسری‌های خود در هوا، شعار زن، زندگی، آزادی را سرمی‌دادند. بر سر مزار مهسا امینی نوشته‌ شده بود: مهسا جان تو نمردی، نامت رمز می‌شود. در سه روز پایانی شهریور ۱۴۰۱ هزاران نفر به خیابان‌ها ریختند و حکومت فاسد ولایت فقیه با تمام قوا و با اسلحه و تیراندازی به سوی مردم با آنها مقابله کرد. ۳۱ شهریور نیلوفر حامدی و یک هفته بعد الهه محمدی دو خبرنگار زن، در پوشش خبری قتل مهسا امینی بازداشت شدند و نهادهای اطلاعاتی نیلوفر حامدی و الهه محمدی را در بیانیه‌ای به ارتباط با دولت‌های خارجی اعلام کردند. در یک سال گذشته بیش از صد روزنامه‌نگار بازداشت و زندانی شده‌اند. نوجوانانی چون نیکا شاکرمی و سارینا اسماعیل‌زاده و زنان جوانی چون حدیث نجفی  در اعتراضات روزهای آخر شهریور توسط جلادان حکومت فاسد خامنه‌ای به طرز فجیعی به قتل رسیدند. دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی سعی کردند با اغتشاشگر خواندن معترضین و انتشار مطالبی همچون بیماری‌های پیش زمینه‌ای و خودکشی روایتی دیگر از کشتار معترضین ارائه کنند. در مدارس و دانشگاه‌ها، دانشجویان و دانش‌آموزان به جنبش زن، زندگی، آزادی پیوستند و با تجمع و درآوردن روسری‌هایشان و سردادن شعار زن زندگی آزادی و پاره‌ کردن عکس‌های خمینی و خامنه‌ای از کتاب‌ها و تابلوهای روی دیوارها و آتش‌زدن عکس‌ها، اعتراض خود را اعلام کردند. در شهر اردبیل با یورش نیروهای وحشی خامنه‌ای جلاد به مدرسه دخترانه اسرا پناهی دانش‌آموز دختر بر اثر ضربات باتوم این نیروها جان باخت. شروین حاجی‌پور با سرودن ترانه، برای، که شعری از درخواست‌های مردم در اینستاگرام بود و این ترانه به سرود زن، زندگی، آزادی تبدیل شد و در صفحه شخصی اینستاگرام شروین ۴۰ میلیون بازدیدکننده داشت و با جایزه بین‌المللی و معتبر (گرمی) تقدیر جهانی شد.نیروهای سرکوبگر حکومت فاسد، شروین حاجی‌پور را بعد از دو روز از انتشار سرودش دستگیر و زندانی کردند.  در جمعه خونین زاهدان در ۸ مهر ۱۴۰۱ در پی ‌تجاوز یک فرمانده نیروی انتظامی به یک دختر ۱۵ ساله در چابهار، شهروندان بلوچ دست به اعتراض زدند و نیروهای سرکوبگر ولایت فقیه و جنایتکار خامنه‌ای در آن روز ۱۰۸ شهروند زن و مرد و کودک را با تیربار به قتل رساندند  سپاه در ابتدا مدعی شد که نیروهای جیش‌العدل این کشتار را کردند ولی مردم همه شاهد بودند که مسلسل از پشت‌بام کلانتری شماره ۱۶ زاهدان مردم را به گلوله بسته است. قتلها و اعدام‌ها‌ی زیادی در یک سال گذشته توسط جمهوری اسلامی انجام شده است .جمهوری اسلامی با سیاست تهدید مردم و سرکوب اعتراضات از طرق مختلف جنایات زیادی را انجام داده و همچنان ادامه می‌دهد. حقوق بشر ایران مستقر در نروژ ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ اعلام کرد که توانسته هویت ۵۳۷ تن از کشته‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ از جمله دست‌کم ۶۸ کودک، را ثبت کند. اگرچه با نگاهی به تاریخ اعتراض‌ها در ایران و باقی حکومت‌های استبدادی در قرن ۲۰ و ۲۱، کشتن معترضان، رخدادی تکراری به نظر برسد، اما کشتن کودکان در چنین ابعادی، نه فقط در ایران بلکه در جهان نیز رخدادی کم‌سابقه است. اعتراضات مردم ایران به کشورهای دیگر هم سرایت کرد از جمله تجمع اعتراضی ایرانیان در ۳۰ مهر در برلین که همبستگی خود را با مردم معترض ایران اعلام کردند. در مراسم چهلم حدیث نجفی در روز ۱۲ آبان با مداخله مأموران امنیتی به خون کشیده شد. ده‌ها نفر از جمله محمود کشوری، مهرشاد شهیدی، مهسا موگویی، غزاله چلایی، حسینعلی کیاکجوری و بهنام لایق‌پور با تیراندازی مستقیم مأموران به قتل رسیدند. یک بسیجی به نام روح‌الله عجمیان نیز در این درگیری‌ها کشته شد که در رابطه با این پرونده چندین حکم اعدام صادر شد و احکام اعدام محمدمهدی کرمی و محمد حسینی در روز ۱۷ دی اجرا شد. در روزهای ۲۴و ۲۵ و ۲۶ آبان مراسم یادبود کشته‌شدگان آبان ۱۳۹۸ در شهرهای مهاباد، بوکان، سقز، سنندج و دیواندره با حمله نیروهای امنیتی و کشته‌شدن ده‌ها شهروند همراه شد در روزهای ۲۸ ۲۹ و ۳۰ آبان نیز نیروهای سپاه به شهرهای مهاباد، جوانرود و بوکان حمله بردند شاهدان از مقاومت مردم با دست خالی خبر دادند. این حکومت فاسد و جنایتکار همچنان با تمام قوا با اخراج دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها و زندانی‌کردن دانشجویان و نخبگان و اساتید دانشگاه‌ها و وکلا و روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی و کارگری و اجتماعی و محیط زیستی و چپاول و غارت سرمایه‌های مردم ایران و گسترش فقر و بی‌سوادی، بزرگترین ظلم را به مردم در تاریخ ایران کرده‌اند.


نه به اعدام و نه به جمهوری اسلامی مهناز ترابی  مقاله در نشریه شماره ۲۷۹

نه به اعدام و نه به جمهوری اسلامی
مهناز ترابی  مقاله در نشریه شماره ۲۷۹

سازمان حقوق بشر ایران می‌گوید پس از اعتراضات سراسری ایرانیان و جنبش زن، زندگی، آزادی، جمهوری اسلامی به طرز کم‌سابقه‌ای از مجازات اعدام برای به هراس‌افکنی در جامعه استفاده می‌کند. طبق این گزارش، در یک سال اخیر دست‌کم ۶۹۷ تن در ایران اعدام شدند. این سازمان حقوق بشری گفته این رقم نشان می‌دهد که آمار اعدام در در بازه زمانی مشابه سال قبل ۳۶ درصد افزایش یافته است. سازمان حقوق بشر ایران گزارش آمار اعدام‌شدگان را روز چهارشنبه، ۲۲ سنبله منتشر کرده است. در این گزارش آمده که ده معترض دیگر محکوم به اعدام‌اند و ۸۲ تن در معرض صدورحکم اعدام قرار دارند. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، دست‌کم ۳۹۳ تن در مدت مذکور با اتهام‌های مربوط به مواد مخدر اعدام شده‌اند؛ این رقم نسبت به مدت مشابه در یک سال پیش از آن، افزایش ۹۴ درصدی را نشان می‌دهد. سازمان حقوق بشر ایران از جامعه جهانی خواست در برابر استفاده گسترده حکومت جمهوری اسلامی ایران از مجازات اعدام، اقدام کند. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در این‌باره گفت: یک سال پس از اعتراضات سراسری، جمهوری اسلامی در متزلزل‌ترین نقطه‌ چهل ساله گذشته‌اش قرار دارد. این حکومت، رژیمی سرکوبگر با رهبرانی ناکارآمد و فاسد است که اعدام را دستاویزی برای ادامه بقا می‌داند. مدیر سازمان حقوق بشر ایران افزود: آن‌چه ما امروز در ایران می‌بینیم، نه مجازات اعدام بلکه قتل‌های گسترده فراقضایی است که با هدف جلوگیری از موج جدید اعتراضات انجام می‌شود. این جنایت عمدتاً در حق مردمی روا داشته می‌شود که به‌ حاشیه رانده شده‌اند و قربانیان کم‌هزینه‌ای محسوب می‌شوند. رژیم سرکوبگر و فاسد علی خامنه‌ای ملت ایران را به گروگان گرفته و از راه ارعاب و ترساندن مردم برای بقای خود و خاندانش دست و پا می‌زند. این افعی هزارسر یعنی علی خامنه‌ای مستبد و فریبکار با خشونت و بی‌رحمی تمام، جوانان و کودکان و مردم معترض کف خیابان را با گلوله‌های جنگی و ساچمه‌ای می‌کشد و اجساد قربانیان را دزدیده و خانواده‌های آنها را نیز با ارعاب و ترساندن از آینده افراد دیگر خانواده، وادار به سکوت کرده و جنازه عزیز کشته شده آن خانواده را با قیمتی‌گزاف شاید به اندازه پول فروش دو تا سه خانه به آنها پس داده و اجازه برگزاری هیچ نوع مراسم تدفین و بزرگداشتی به آنها نمی‌دهند. به طوری که جنازه باید در محاصره مأموران حکومتی مسلح و بدون حضور اعضای فامیل انجام شود و خانواده اجازه مصاحبه با هیچ خبرگزاری و رسانه‌های داخلی و خارجی را ندارد. مهر سکوت بر لبهای همه زده و دیگر افراد خانواده را از محل‌های کارشان اخراج کرده و زندگی را بر آنها تنگ و تنگتر می‌کند. رژیم فاسد و دیکتاتوری شیعه اسلامی و ولایت فقیه یعنی عین فساد و نشانگر نهایت ظلم بر انسان و انسانیت و تمدن بشری است. ملایان فاسدی که در مجلس شورا برای جوانان ایران توطئه‌ چینی کرده و آزادی زنان و دانش‌آموزان و دانشجویان دختر و حتی پسر را به صفر مطلق می‌رسانند.حکومت فاسدی که مردم ایران را بردگان خود بداند و مخالفان خود را بدون محاکمه عادلانه، احکام سنگینی از جزای نقدی تا زندان و تبعید و اعدام بدهد و با زور گلوله و اسلحه بر مردم حکومت کند، ماندگار نخواهد بود. حکومت ستمگر خامنه‌ای دجال با اخراج و زندانی کردن افراد نخبه و دانشمند و بیرون‌کردن دانشجویان واساتید معترض از دانشگاه‌های سراسر کشور، مهر تأییدی بر بی لیاقتی و بی‌سوادی مسئولان نظام خود می‌زند. مسئولانی که هیچ مسئولیتی جز پرکردن جیب خود و اقوام و بستگان خود ندارند و ارزها و سرمایه‌های مختلف ملی ایران را برای خود تصاحب می‌کنند. با ستمگری بی‌نمایان را از خانه‌هایشان بیرون ‌کرده و خانه و اموال آنها را تصاحب می‌کنند و اگر آن فرد اعتراض کند آتش به اختیار عمل‌ کرده و او را با گلوله می‌کشند. زمانی ما این توحش و ستمگری را به مغول و تاتار و هیتلر نسبت می‌دادیم. اما اکنون علی خامنه‌ای و حکومتیان فاسدش هزاران برابر وحشیانه‌تر و تروریستی‌تر عمل می‌کنند.من مهناز ترابی نویسنده و تهیه کننده این مقاله مخالفت خود را با این مزدوران و جلادان جمهوری اسلامی اعلام کرده و تا پایان این حکومت فاسد به افشاگری ظلم و ستم این رژیم جنایتکار و آگاه‌سازی مرم ایران زمینم که جان و روح من است ادامه می‌دهم. زنده باد زن، زندگی، آزادی؛ پایان حکومت اسلامی دیکتاتوری فرارسیده است. وعده ما در خیابان‌ها در روز ۲۵ شهریور سالروز مهسای دلاور ایران زمین.


نه به اعدام و نه به جمهوری تروریستی ولایت فقیه در ایران

نه به اعدام و نه به جمهوری تروریستی ولایت فقیه در ایران

پریا ترابی  انتشا ر در نشریه  بشریت شماره ۲۸۰

روز دهم اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام در جهان است. در حالی ‌که هر روز بر شمار کشورهایی که در آن‌ها مجازات اعدام لغو شده است افزوده می‌گردد، در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی تروریستی علی خامنه‌ای،  برعکس، شمار اعدام‌ها افزایش می‌یابند. به طوری که در یک سال گذشته همانند سال‌های قبل، رژیم ایران صدرنشین اعدام در جهان بود. در میان اسامی اعدام‌شدگان، کودکانی وجود دارند کە در زمان ارتکاب جرم سن آنان کمتر از ١٨ سال بودە است. در میان تمام کشورهایی کە احکام ظالمانە اعدام در آن‌ها هنوز وجود دارد، جمهوری اسلامی تنها حکومتی بودە کە در سال گذشتە اعدام کودکان مجرم را انجام دادە است. بە گفتە سازمان عفو بین‌الملل از سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۸، مجموعاً ۱۳۸ مورد اعدام کودک مجرم در سراسر جهان ثبت شدە است. از این ۱۳۸ مورد، ۹۳ حکم اعدام کودکان مجرم در ایران اجرا شده است. طبق گزارش این سازمان، ایران بزرگترین مجری اعدام کودک مجرم در ۳۰ سال گذشته بوده است. گزارش‌ها و آمارهای نهادهای حقوق بشری از اقدام سازمان یافتە دولت در اعدام شهروندان در ایران توسط حکومت اسلامی در شرایطی منتشر شدە کە طی یک سال گذشته کارزار اعتراضی و مردمی، در داخل و خارج کشور علیە این جنایت دولتی بارها  شکل گرفتە است. کارزار گستردە در شبکەهای اجتماعی با هشتگ اعدام نکنید با حمایت میلیون‌ها تن روبرو شد. ده‌ها تجمع مختلف در جلو زندان‌ها و صدها اعتراض در خارج کشور در مخالفت با اجرای اعدام زندانیان برگزار شد. در همین سال میزان بخشش خانوادەهای داغدار کە عزیزان خود را از دست دادە بودند و ترجیح دادند قاتل را ببخشند، تا قانون ضدانسانی قصاص که رژیم از آن حمایت می‌کند، به اجرا در نیاید، بە طرز قابل چشم‌گیری افزایش یافتە است. در کردستان و درشهرهای سنندج و سقز این سنت انسانی از نقاط دیگر ایران چشمگیرتر بوده است. اعدام در ایران همزاد با جمهوری اسلامی متولد شد. این رژیم مجازات اعدام را به عنوان خشونتی آگاهانه و سازمان‌یافته برای نابودی مخالفین سیاسی، ناراضیان اجتماعی و قربانیان همین نظام ظالمانه سرمایه‌داری بکار گرفته است. مجازات اعدام از همان آغاز به قدرت رسیدن جمهوری‌اسلامی تاکنون یکی از پایه‌های حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی برای مرعوب کردن مردم بوده است. این جنایت ابتدا با اعدام سران رژیم سلطنتی کە بازداشت و در زندان‌های رژیم اسلامی تازە بە قدرت رسیدە محبوس بودند، آغاز شد، اما بلافاصلە بە اعدام مبارزین و مخالفین رژیم بە وسعت ایران گسترش یافت. بازداشت مجدد و سپس اعدام ده‌ها چهرە برجستە زندانی در زندان‌های ساواک کە بە همت قیام مردم آزاد شدە بودند، از بهار سال ۱۳۵۸ آغازگردید. ابتدا اعضای رژیم پیشین را دسته‌دسته به جوخه اعدام سپردند. اعدام مبارزین و رهبران مردم ترکمن صحرا در جریان اعتراضات بهار ١٣۵۸، اعدام فرزندان دلیر مردم کردستان بعد از فرمان جهاد خمینی در ٢٨ مرداد در شهرهای مختلف استان‌های کرمانشاە، کردستان و آذربایجان غربی، توسط خلخالی جلاد و با حکم حکومتی و شرعی خمینی، اعدام زنان، دانشجویان، کارگران و روشنفکران متعهد و معترض بە نظام اسلامی در گوشە و کنار ایران، کارنامە فاشیسم اسلامی تازە بە قدرت رسیدە در ایران است. با اعدام‌های جمعی و کشتارهای خیابانی و شکنجه‌های وحشیانه در زندان‌ها در سال‌های نخست دهه شصت، حکومت اسلامی، انقلاب ایران را که با هدف آزادی و زندگی بهتر برپا شده بود، به شکست کشاند. کشتارها در جریان قتل عام هزاران زندانی، که بدنبال شکست اهداف جمهوری اسلامی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق، انجام گرفت، به اوج خود رسید و در فاصله دو ماه جان هزاران زندانی را گرفت. این واقعیت است کە سران جمهوری اسلامی در طول بیش از ۴۴ سال حاکمیت سرکوبگرانە خود از مجازات دولتی مرگ برای ایجاد ترس و هراس‌افکنی در میان مردم استفاده کردەاند، تا قدرت مطلقە خود را حفظ کنند. اما با همه این‌ها آتش زیر خاکستر تنفر مردم از رژیم سرکوب‌گر طی این سال‌ها خاموشی نداشت و شعله‌های مبارزه و مقاومت از هر سو زبانه کشید. سران رژیم جمهوری اسلامی برای به انحراف کشاندن افکار عمومی از توجه به ریشه‌های مصائب و نابسامانی‌های اجتماعی، از طریق بلندگوهای تبلیغاتی خود مجازات اعدام را به عنوان راه مقابله با این نابسامانی‌ها و عکس‌العملی قاطع در برابر این معضلات اجتماعی جار می‌زنند. می‌گویند که اگر اعدام نباشد بزهکاران اجتماعی تشویق می‌شوند و امنیت جامعه را به مخاطره می‌اندازند. اما این چه جامعه‌ای است که برای دفاع از خود به جلاد نیاز داشته باشد.