اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Sunday, 12 November 2023

قطع سهمیه میوه زندانیان در زندان مرکزی کرج

قطع سهمیه میوه زندانیان در زندان مرکزی کرج

مسئولین زندان با استفاده از مشکلات مالی، زندانیان را مجبور به توزیع مواد مخدر می‌کنند. سهم زندانیان از سودهای کلان این اقدام مبلغ ناچیزی است تا بتوانند امورات زندگی خود در زندان را حل و فصل کنند

به گزارش کانون حقوق بشر ایران با گماشته شدن جلادی به نام کشاورزی به ریاست زندان مرکزی کرج، فشارهای روحی، روانی و جسمی به زندانیان افزایش یافته است. در این راستا به دستور رئیس جدید زندان سهیمه میوه زندانیان قطع شده است. قطع سهیمه میوه برای زندانیانی که بضاعت مالی ندارند به معنی محروم شدن از خوردن میوه است.  این اقدام عوارض جبران‌ناپذیری برای زندانیان به همراه خواهد داشت ادامه خبر

#حقوق_بشر
#زندان_مرکزی_کرج

Saturday, 11 November 2023

تحصیل کرده های بیکار

پریا ترابی
 سخنرانی با موضوع  تحصیلکرده های بیکار
در مجله بشریت شماره ۲۵۰

ایران رکورد تحصیلکردگان بیکارجهان را شکست. کشور ایران اکنون در جهان بیشترین تعداد تحصیلکردگان بیکار را دارد وازاین حیث مقام اول را کسب نموده است. باید به مسئولین تبریک گفت بابت این مقام. ایده دهه‌ هفتادی «بیکار با سواد بهتر از بیکار بی‌سواد است» حالا در دههب90 اصلی‌ترین معضل کشور شده است. ایده دهه‌هفتادی«بیکار با سواد بهتر از بیکار بی‌سواد است» حالا در دهه 90 اصلی‌ترین معضل کشور شده است. دانشگاه‌های بی‌کیفیت، فارغ‌التحصیلان کارشناس، ارشد و دکترای بیکاراما مدعی تولید می‌کند که جایشان هیچ‌جا نیست اما همه جا هستند! تب تند مدرک‌گرایی از سوی جامعه و مدرک‌دهی از سوی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشورمان موجب شده تا ایران پنج برابر پیشرفته‌ترین کشورهای جهان دانشگاه داشته باشدو در ماراتنی نفسگیر کارشناس، ‌کارشناس ارشد و دکترای بیکار تولید کند. هر چند برخی از صاحبنظران بر این باورند که به تعویق انداختن بیکاری یکی از دلایلی است که تب تند مدرک گرفتن را در جامعه تشدید کرده است. افراد بیکار دارای تحصیلات عالیه اما در کنار آنکه از ساختار بیمار آموزش و آموزش عالی در کشورمان حکایت دارند می‌توانند خود ساختار تازه‌ای از آسیب‌ها را در حوزه فردی و اجتماعی رقم بزنند به ویژه اینکه به لحاظ جامعه شناختی، تحصیلات یکی از عوامل بروز نابرابری اجتماعی است که روی تداوم و تعمیق نابرابری‌ها تأثیر می‌گذارد. بی‌تردید اگر شما خودتان دانشجو یا متقاضی ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد یا دکترا نباشید با افراد زیادی در اطرافتان مواجه هستیدکه در تلاشند تا مدرک تحصیلی‌شان را ارتقا دهند و در برابر شکل‌گیری و طرح این نیاز، آموزش عالی کشورمان با رشد کمی بی‌سابقه‌ای مواجه شده است، به گونه‌ای که ایران رتبه‌دار تعداد دانشگاه دردنیاست، آن هم در شرایطی که نام هیچ‌کدام از دانشگاه‌های ایران در فهرست صد دانشگاه برتر دنیا نمی‌گنجد. توسعه کمی آموزش عالی بی‌توجه به کیفی‌سازی و اقناع افکار عمومی برای کاستن از تب مدرک‌گرایی و مدرک‌دهی موجب شده تا شاهد خیل عظیم تحصیل کرده‌هایی باشیم که کاری جز ادامه تحصیل ندارند و پس از پایان تحصیلات عالیه و رسیدن به مدرک دکترا یا باید کنج عزلت برگزینند یا به جمع دکتراهای بیکار بپیوندند و در نهایت در مشاغلی مشغول به کار شوند که برای انجام آنها داشتن مدرک دیپلم هم کافی است !هزار و ۶۴۰ دانشگاه، کشورمان را در تمام دنیا رکورددارکرده است. این در حالی است که کشور چین با جمعیت یک میلیارد و ۳۵۷ میلیون نفری و هند با جمعیت یک میلیارد و ۲۵۲ میلیونی به ترتیب با۲ هزار و ۴۸۱ و هزار و ۶۲۰ دانشگاه در رده‌های بعدی ایران جای می‌گیرند. در عین حال اگر حوزه‌های علمیه را هم در حوزه آموزش عالی به شمار بیاوریم می‌توان با قاطعیت ایران را بزرگ‌ترین تولیدکننده مدرک تحصیلی در جهان به شمار آورد. با استناد به نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۹۰ مرکز آمار ایران، مجموعاً حدود ۷۸۶ هزار فارغ‌التحصیل دانشگاهی بیکاردر کشور وجود دارد که از این تعداد ۲۰۷ هزار و ۳۱۰ نفر دارای مدرک فوق دیپلم، ۵۰۵ هزار و ۱۰ نفر دارای مدرک لیسانس، ۵۲ هزار و ۱۶۹ نفر فوق‌لیسانس و دکترای حرفه‌ای و ۳ هزار و ۳۸۸ نفر نیز دارای مدرک دکترای تخصصی هستند. تیرماه امسال بود که نرخ بیکاری تحصیلکرده‌ها از سوی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی ۴۰‌درصد اعلام شد؛ ‌آن هم در شرایطی که نرخ بیکاری جوانان ۲۶‌ درصد است. علی ربیعی همچنین درچهاردهمین دوره مسابقات ملی مهارت گفت«تنها ۵۰‌درصد متقاضیان کار دارای مهارت هستند و مابقی این مهارت را ندارند در حالی‌که صنایع و بنگاه‌های ما به نیروی مهارتی نیاز دارند»و با آمار بیکاری عمومی در جامعه فاصله‌ای معنادار دارد؛‌موضوعی که از یک سو بیانگر نقص عمیق نظام آموزش و نیاز سنجی بازار دارد و از سوی دیگر و با عنایت به گسترش کمی دانشگاه‌های پولی نشان می‌دهد انگار دولت و مسئولان آموزش عالی با ایجاد ولع و تب مدرک‌گرایی به مدرک دهی به عنوان عاملی درآمدزا می‌نگرند. به خصوص اینکه با عنایت به هزینه ۲۰ تا ۳۰ میلیونی اخذ مدرک کارشناسی ارشد وهزینه 50 تا ۶۰ میلیونی گرفتن دکترا در دانشگاه‌های غیر روزانه و با عنایت به افزایش روز افزون متقاضیان کارشناسی ارشد و دکترا می‌توان دریافت مدرک‌دهی می‌تواند چه سود کلانی را نصیب ساختار آموزش عالی کند. ازسوی دیگر بدیهی است، طبقه ضعیف و متوسط جامعه توانایی چنین هزینه‌ای را برای ادامه تحصیل ندارند و این مسئله خود به عاملی برای افزایش نابرابری‌های اجتماعی منجر می‌شود یا با افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی به قشر ضعیف برای رسیدن به قشر ثروتمند جامعه و با توجه به اینکه تحصیلات عالیه یک مزیت اجتماعی به شمار می‌آید، رفته‌رفته با پدیده بزهکاران تحصیلکرده مواجه خواهیم شد. همچنانکه رئیس سازمان زندان‌ها اعلام کرده طی پنج سال گذشته آمار مجرمان دارای مدرک دانشگاهی‌رو به افزایش است. برای مثال در پاییز ۸۸ در گزیده آماری منتشر شده از شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی کشور، ۴\۳‌درصد زندانیان تحصیلات بالاتر از دیپلم داشته‌اندو این رقم در ‌سال ۸۹ به ۵۹\۳ رسیده است. همچنین در ‌سال ۹۲ اعلام شده است که ۳۷‌ درصد مبتلایان به اعتیاد، افراد تحصیلکرده بوده‌اند. اگر در بین معتادان متجاهر و کارتن‌خواب هم جست‌وجو کنید با افرادی مواجه خواهید بود که مدرک دکترا دارند!

پیامبران دروغین

پیامبر دروغین اصطلاحی است که در ادیان ابراهیمی به آن اشاره شده و در مورد آن بارها هشدار داده شده‌است. پیامبر دروغین همان‌طور که از اسمش مشخص است، فردی است که ادعای پیامبری و رهبری می‌کند و خود را نماینده و جانشین خداوند بر روی زمین می‌داند. در متون کهن اسلامی آمده‌است که پیامبر دروغین بندهٔ شیطان در آخرالزمان به همراه دجال (Antichrist) اهریمن برای گمراهی و نابودی نوع بشر می‌آیند.به اینصورت که پیامبر دروغین با تکیه بر دین دروغ می‌گوید و خشکسالی و فقر و بدبختی و بیچارگی را رواج می‌دهد، سپس مؤمنان معتقد را بی‌دین و کافر می‌کند و از سوی دیگر دجال، افراد بی‌دین و کافر را با تصویر یک سراب از آبادانی، نعمت و رفاه، لذت‌های دنیوی و خوشبختی ظاهری به سوی خود جذب می‌کند که در نهایت پیروان خود و تمامی کسانی که بر جنایاتشان سکوت کرده‌اند را به جنگ و گرفتاری و بدبختی می‌برند.



مسیحیت
در دین مسیحیت به پیامبر دروغین اشاره شده و با شرح اوصاف وی، به دینداران و معتقدان راستین هشدار داده‌است.


انجیل: «مراقب پیامبر دروغین باشید که نزد شما خواهد آمد، او گرگی گرسنه است در لباس گوسفند.» بدین منظور که پیامبر دروغین پیام‌ها و وعده‌های خوبی در کلام دارد، اما اگر به اعمالش و نحوهٔ مدیریت جامعه توسط او با دقت بنگریم متوجه ذات وی خواهیم شد.


مشخصات پیامبر دروغین


از مشخصات پیامبر دروغین علائمی در کتاب انجیل آمده و تأکید شده‌است که اگر شخصی برخی از این مشخصات را داشت الزاماً پیامبر دروغین نیست، اما اگر تمامی آن‌ها را داشت حتماً پیامبر دروغین است.


پیامبر دروغین در ارتباطات با استعداد هست، اما در تعامل با دیگران ضعیف است. (۱ تیموتی ۳: ۲)پیامبر دروغین عاشق جمعیت کثیر مردم است، نه خود مردم. (یوحنا ۱۲: ۱۸–۱۹)پیامبر دروغین از نظم و عدالت در جامعه نفرت دارد، اما به ظاهر خواهان اجرای عدالت است. (متی ۱۵: ۱۲–۱۴)پیامبر دروغین عاشق پول و مادیات است، در صورتی که پیامبران به معنویات اهمیت می‌دهند تا به مادیات. (۲ قرنتیان ۲: ۱۷، تیتوس ۱: ۷، ۱ تیموتی ۳: ۳)پیامبر دروغین در خانواده خود دچار مشکل است، اما آن را از پیروانش پنهان می‌کند. (۱ تیموتی ۳: ۴)پیامبر دروغین ممکن است در میان پیروانش محبوب باشد، اما دیگران از او تنفر دارند و او را عادل نمی‌دانند. (۱ تیموتی ۳: ۷، جان ۱۷: ۲۰–۲۱)پیامبر دروغین به شدت غرور دارد، درصورتی که فروتنی نشانهٔ معنویت است. (۱ تیموتی ۳: ۶)پیامبر دروغین کتاب مقدس را خوب می‌داند، اما از عمل کردن به تمامی احکام آن تنفر دارد. (۲ تیموتی ۳: ۵، ۱ تیموتی ۴: ۱۶)پیامبر دروغین از همراهی با افراد بزرگ اجتناب می‌کند، او می‌خواهد همه را کنترل کند و به همین دلیل در مکان‌های مذهبی افرادی را قرار می‌دهد که کاملاً تابع قدرت و دستورات او باشند نه صرفاً احکام مذهبی. (۱ تیموتی ۱: ۵، اعمال ۱۴:۲۳)زندگی پیامبر دروغین با آنچه که بر زبان دارد تفاوت فاحش دارد، آز آنچه که می‌خورد، آنچه که می‌پوشد و آنچه که انجام می‌دهد اصلاً شبیه خطبه‌هایش نیست. (متی ۵: ۱۹–۲۰، ۱تیموتی ۴:۱۲)
پیامبر دروغین اغلب به موفقیت‌های وزارتخانه‌اش اشاره می‌کند، به جای آنکه به وضع جامعه و معیشت مردم اشاره کند. (مسیحیان فیلیپیان ۱: ۱۵–۱۸)در حکومت تحت امر پیامبر دروغین از روزهای خوب گذشته صحبت می‌شود و هیچ‌کس امیدی به آینده‌ای درخشان ندارد. (متی ۷: ۲۲–۲۳)پیامبر دروغین دربارهٔ یک موضوع بارها و بارها صحبت می‌کند و آنقدر به آن موضوع می‌پردازد که حتی اگر خوب باشد برای مردم بی‌ارزش خواهد شد. (۲ پیتر ۲: ۱–۳، متی ۶: ۷)پیامبر دروغین خود را با افراد ترسو، ناشایست، بی‌عقل، متملق و خائن احاطه خواهد کرد. (۳، متی ۶: ۷)پیامبر دروغین به جای موفقیت و برکت، بدبختی و فقر می‌آورد و از شما می‌خواهد که خدا را شکر کنید. (اعمال رسولان ۸:۱۸)پیامبر دروغین ممکن است معجزاتی را نظیر پیشگویی به شما نشان دهد، اما باید دقیق بنگرید که آیا آن معجزات باعث رفاه و خوشبختی هستند یا بدبختی. (۱ قرنتیان ۳: ۵–۷، ۱ قرنتیان ۴: ۶–۷، اعمال ۸: ۱۸–۲۳)در زمان حکومت پیامبر دروغین دین گریزی و همجنس‌گرایی رواج پیدا می‌کند. (۱ تیموتی ۱:۵، اعمال ۱۴:۲۳)پیامبر دروغین به دنبال قطع ارتباط پیروانش با دیگران است و از کسب آگاهی واهمه دارد. (۱ تیموتی ۳: ۷)پیامبر دروغین به دنبال پرستیده شدن توسط پیروانش است و انتقاد را تحمل نمی‌کند، او تظاهر به خدمت خداوند و اجرای فرامین خدا می‌کند، تا مردم خود او را خدمت و عبادت کنند. (۲ تیموتی ۴: ۱–۵)پیامبر دروغین مکاشفهویرایش

یکی از شناخته شده‌ترین رخدادهای عهد جدید ظهور پیامبر دروغین است که ذکر شده در کتاب مکاشفه یوحنا است که وی درنهایت قوم خود را به سوی یک جنگ و بدبختی هدایت می‌کند.
اسلام

در روایات شیعه آمده‌است که پیامبر دروغین در آخرالزمان و پیش از قیام حجت بن الحسن، از خراسان خروج می‌کند و او جمع زیادی از مردم را می‌فریبد و بدبخت می‌کند. سپس دجال در اسرائیل اورشلیم ادعای خدایی می‌کند و به مردم سرگشته وعدهٔ رفاه می‌دهد، که سرانجام پس از حکمرانی به مدت چهل روز یا چهل سال به دست مسیح یا مهدی یا هر دوی آن‌ها از بین می‌رود.

از پیروان تحت امر پیامبر دروغین، در مذهب شیعه به نام قوم بنی امیه یاد شده‌است و علی بن ابی‌طالب امام اول شیعیان در خطبه ۹۸ نهج البلاغه دربارهٔ آن قوم می‌گوید:

"به خدا سوگند! آنها (بنی امیّه) همچنان به حکومت خود ادامه می‌دهند، تا آنجا که حرامی را باقی نمی‌گذارند، مگر آن که حلال بشمارند و پیمانی (از پیمان‌های الهی و مردمی) نمی‌ماند مگر این که آن را می‌شکنند. خانه و خیمه‌ای باقی نمی‌ماند، مگر اینکه ظلم و ستمشان در آن راه می‌یابد، و فساد و سوء تدبیرشان مردم را از خانه‌های خویش فراری می‌دهد. کار حکومت آنها بدانجا می‌رسد که مردم دو گروه می‌شوند و هر دو گروه گریانند: گروهی برای دینشان، و گروهی برای دنیایشان! کار به قدری سخت می‌شود که شما همچون برده‌ای خواهید بود که به یاری ارباب (ظالم و ستمگرش) برمی‌خیزد؛ در حضور او ناگزیر از اطاعت است و در غیاب از او بدگویی می‌کند. این حکومت ظالم و بیدادگر تا آنجا پیش می‌رود که هر کس به خدا امیدوارتر (و نزدیک‌تر) است، بیش از همه رنج و مصیبت می‌بیند. (در آن حکومت خودکامه) اگر خداوند برای شما عافیت و سلامت پیش آورد (و از این امواج خطرناک در امان بودید، این نعمت الهی را) بپذیرید، (و خدا را شکر گویید) و اگر (طوفان حوادث شما را گرفت و) به رنج و ناراحتی گرفتار شدید، شکیبا باشید، که «سرانجامی نیک برای پرهیزکاران است.»




سرکوب معترضان توسط علی خامنه‌ای

سرکوب معترضان توسط علی خامنه‌ای

پریا ترابی   انتشار در مجله بشریت شماره ۲۷۸

در جریان خیزش سراسری نیروهای انتظامی به همراه نیروهای سپاه پاسداران و نیروهای‌زمینی ارتش، پلیس‌آگاهی، پلیس‌امنیت‌عمومی، فتا،یگان‌ویژه ناجا، و نوپو و بسیج و شبهه نظامیان خارجی از جمله نیروهای سرکوبگر اعتراضات مردمی بودند . علی خامنه‌ای در ۲۸ آبان ۱۴۰۱ دستور سرکوب فوری معترضان را صادر کر د. رئیس قوه‌قضائیه محسنی اژه‌ای گفت برای عناصر فعال جای بخششی وجود ندارد . نمایندگان مجلس در ۱۵ آبان ۱۴۰۱ خواستار اعدام معترضان شدند. که تا ۲۷ آبان همان سال تعداد معترضان به بیش از ۶۰۰۰۰ نفر می‌رسید. روحانیون نیز درخواست تداوم اعدام را صادر کردند. برای سرکوب اعتراضات جمهوری اسلامی از آمبولانس و لیزر استفاده شد. لیزر برای نشانه‌گیری قبل از شلیک و آمبولانس برای انتقال آنها به بازداشتگاه. پلیس ضدشورش از تیراندازی مستقیم به مردم و گازاشکاور و ماشین آبپاش استفاده کرد و در این میان کودکان زیادی نیز کشته شدند. قطع اتصال اینترنت در روزهای ابتدایی بسیار مشهود بود. جمهوری اسلامی به رهبری شخص پلید و بد طینت خامنه‌ای به گفته سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ۱۸۶ کودک و نوجوان ۱۵۴ پسر و ۳۲ دختر را ربوده و برخی را به ۷۴ ضربه شلاق و جریمه مالی محکوم کرد. نیروهای جمهوری متجاوز اسلامی به دختران و پسران ۱۳ تا ۱۴ سال تجاوز جنسی کرده و مانند نیکا شاکرمی که پس از تجاوز و ضرب و شتم شدید او را از بلندی به پایین پرت کرده و آن را خودکشی اعلام کرد. جمهوری اسلامی با فیلم گرفتن از صحنه تجاوز به کودکان برای باجگیری و سکوت کودکان و نوجوانان استفاده کرد. جمهوری اسلامی به دستور شخص خامنه‌ای به مسموم کردن سریالی دانش‌آموزان و دانشجویان پرداخت و از طرف دیگر با گلوله‌ای ساچمه‌ای و پینت‌بال به نابینا‌کردن چشم بسیاری از معترضان پرداخت. مسئولان حکومتی هرگز این کشتارها و جنایات را برگردن نگرفتند و آن را انکار کردند. حکومت جمهوری اسلامی حتی در تحویل اجساد کشته‌شدگان اعتراضات به خانوادهایشان اشکال‌تراشی و طلب پول‌ کلان کرد. حکومت اسلامی بدطینت دانشجویان و معلمان و کارگران و فعالان کارگری و روزنامه هه‌نگاو زیادی را دستگیر و زندانی و به احکام طولانی حبس و شلاق و بسیاری هم به اعدام محکوم کرد. سرکوب معترضان همچنان ادامه دارد و با گروگانگیری و ربایش و معترضان و دستگیری خانواده‌های آنان و شکنجه و صدور روز افزون احکام اعدام همچنان به حکومت منحوس و دیکتاتوری خود ادامه داده و موجب فقر و بیکاری و بی‌سوادی کودکان و جنگاوری در تمام دنیا می‌شود . من پریا ترابی این حکومت مستبد و دیکتاتور را محکوم و خواهان سرنگونی این استبداد کثیف هستم.


Friday, 10 November 2023

شعر الفبا



شعر « الفبا » این شعر توسط مهناز ترابی در رادیو بشریت خوانده شد 

از محمد مهدوی‌فر

آ مثل آزادی  ، بر ما شد ارزانی
آ مثل آب و برق شد مفت و مجانی
ب مثل یک باتوم در دست مردی شوم
روزی که می بارد ،  بر ملتی مظلوم
پ پول ایرانی ، خاکش به سر گشته!
در خواب می‌دیدم شاهی که برگشته

ت چون تجاوزگر  در داخل زندان
دیگر نمی گویم ،  از دختر ایران

ث ثبت دوران شد ،   افعال زشت ما
نفرین و لعنت بر ،  محصولِ کشت ما

ج جنتی زنده  ،   پویا و پاینده
ج جنتی جوک شد اسباب هر خنده

چ چاه نفت ما پولش کجا رفته؟
پول زبان بسته ، آخر چرا رفته؟

ح چون حجاب زن از کودکی تا گور
یا با زبان خوش  ،  یا با زبان  زور

خ مثل خلخالی ،   آدمکشی عالی
با این همه جانی،  جایش ولی خالی

د اول داعش ،  محصول نادانی
خیلی شبیه ماست او در مسلمانی

ذ اول ذلت ،    بیچاره این ملت
با این همه معتاد کو عامل و علت

ر اول رهبر  ،   ر آخر رهبر
ما جملگی یک تن او جمله بر ما سر

ز مثل زن مثلِ ،      زن‌های معمولی
گفتم چرا؟  می‌گفت از درد بی پولی

ژ ژنده پوش شهر ،  یک کودک کار است
این طفلک معصوم کارش به اجبار است

س سایه ستار ، با عشق می‌رقصید
روزی بهشتی شد ، زیر کتک خندید

ش مثل یک شیاد بی‌رحم و بد رفتار
رحمت هزاران بار ، بر کرکس و کفتار

ص صورت ناهید، زیباتر از خورشید
اما اسیدِ جهل ،   او را ز هم پاشید

ض ضجه‌ی انسان بر آسمان می‌رفت
شهریورِ ژاله،  مردادِ شصت و هفت

ط چون طناب دار ، بالا و پرباریم
ما رتبه‌ی اول ،  را در جهان داریم

ظ ظاهرش مثلِ ،  پیغمبر خاتم
بویی نبرده او  ،  از خلقت آدم

ع عین عمامه    دور سر طاغوت
فرجام هر طاغوت آخر شود تابوت

غ غزّه را باید ،  از پول ایران ساخت
با پول نفت ما ،  هر دفعه باید باخت

ف فتنه‌گر یاغی  مطرود و بی‌ایمان
هشتاد و هشت درصد از مردم ایران

 ق مثل هر قتلی  که جیره‌ای باشد
چون دانه‌ی تسبیح زنجیره‌ای باشد

ک مثل کهریزک  یک جای وحشتناک
چندین جوان پاک  برده به زیر خاک

گ مثل گورستان  "کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد"

ل مثل لبنانی  ،     ارجح به ایرانی
این سفره پر بود از ،  شب‌های بی‌نانی

م مثل یک مسئول، مسئول پاسخگو
پاسخ نمی گوید   بر هر که الا هو

ن اول نعلین،   ن آخر نعلین
هر فتنه هرجا شد زیر سر نعلین

و اولِ والی  ،    والی ولایت داشت
هرکس هرآنچه کاشت او مطلقاً برداشت

ه هسته‌ای گشته   یک ملت خسته
با اندکی نرمش، او هسته را بسته

ی یحتمل فردا شاعر غمین باشد
یا در رجایی شهر یا در اوین باشد

محمد مهدوی فر
(تخریب‌چی و غواص دفاع مقدس)


روایت فریبا عادلخواه از بند زنان زندان اوین؛ جمهوری اسلامی چاره‌ای جز کوتاه آمدن ندارد

۱۶/آبان/۱۴۰۲

رادیو فردا

فریبا عادلخواه که بیش از سه سال و نیم ازجمله در زمان اعتراضات سراسری پاییز ۱۴۰۱ در ایران زندانی بود، به خبرگزاری فرانسه گفته است که این اعتراضات «نه تنها جامعۀ ایران بلکه فضای داخل زندان‌هایش را هم تغییر داد».
به‌گفتۀ او اعتراضات روزانۀ مردم تحت عنوان «زن زندگی آزادی» بخشی از فرهنگ ایرانی شده و «جمهوری اسلامی چاره‌ای ندارد جز این‌که در خیلی موارد کوتاه بیاید».
خانم عادلخواه پژوهشگر ایرانی-فرانسوی است که خرداد سال ۱۳۹۸ در سفر به ایران بازداشت و به اتهامات امنیتی به پنج سال زندان محکوم شد. او بهمن پارسال از زندان اوین آزاد شد، اما نهایتاً مهرماه امسال موفق شد از ایران خارج شود و به فرانسه برگردد.
او در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه فضای داخل زندان اوین را در بحبوبۀ اعتراضات سراسری پاییز ۱۴۰۱ توضیح داده و گفته که در این زندان، زندانیان زن به هنگام ورود مأموران به بندها یا زمان رفتن به بیمارستان باید حجاب اجباری بر سر می‌کردند، اما پس از آغاز اعتراضات «زن زندگی آزادی»، در این زندان «تقریباً هیچ‌یک از زندانیان زن، به هنگام ورود یک مأمور مرد، دیگر حجاب سر نمی‌کردند».
این پژوهشگر ۶۴ساله افزود که اکثر زندانیان پس از آغاز اعتراضات با هم ترانه‌های انقلابی می‌خواندند.
خانم عادلخواه پیشتر نیز در جریان حضورش در مؤسسۀ مطالعات سیاسی پاریس، محل کارش، دربارۀ دوران زندان در ایران گفته بود که جنبش «زن زندگی آزادی» شادی بزرگی برای او در دوران تاریک زندان بود.

او دربارۀ اعتراضات سراسری ایران پس از جان باختن مهسا امینی در بازداشت پلیس گشت ارشاد گفت: «ما از اتفاقی که بیرون جریان داشت، بسیار خوشحال بودیم.»

به‌گفتۀ خانم فریبا عادلخواه، در بند زنان اوین، زندانیان سیاسی و عقیدتی از گروه‌های مختلف ازجمله فعالان حقوق بشر، فعالان محیط زیست، فعالان کارگری، نمایندگان اقلیت‌های دینی و دیگران زندانی‌اند، اما اعتراضات «زن زندگی آزادی» همه را با هم «متحد کرده بود».

او همچنین با بیان این‌که ضرب‌وشتم بازداشتی‌ها «اغلب برای مردان اتفاق می‌افتد، اما من نشنیده‌ام که زنان هنگام بازداشت به آن اشاره کنند»، بلافاصله تأکید کرده که «اما عدم خشونت فیزیکی مانع تحقیر مداوم روانی نمی‌شود».

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برندۀ جایزۀ صلح نوبل، در نامه‌ای که ۲۶ مرداد از زندان اوین منتشر کرد، از «افزایش آزار و اذیت فیزیکی و ضرب‌و‌شتم زنان زندانی طی سه ماه اخیر» خبر داده بود.

خانم محمدی در این نامه، با اشاره به نزدیک شدن سالگرد جان باختن مهسا امینی گفته بود که در ماه‌های گذشته شاهد بوده که زنان و دخترانی با «سر و صورت و بدن‌های کبود و آسیب‌دیده» وارد بند زنان زندان اوین شده‌اند.

نرگس محمدی در آذرماه ۱۴۰۱ نیز در نامه‌ای به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، «تعرض به زنان حین بازداشت و در بازداشتگاه‌ها» را «بخشی از برنامۀ سرکوب» جمهوری اسلامی علیه زنان معترض و مبارز خوانده و خواهان تحقیق دربارۀ «تعرض جنسی به زنان بازداشتی» شده بود.
در گفت‌وگوی خبرگزاری فرانسه با فریبا عادلخواه، این پژوهشگر ایرانی-فرانسوی با اشاره به شکنجه‌ها و فشارهای روانی در دوران زندان بار دیگر تأکید کرده که هنوز نمی‌داند به چه اتهامی در ایران زندانی شده بود.

فریبا عادلخواه را سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و ابتدا او را به «جاسوسی» متهم کرد، اما بعداً در دادگاه انقلاب به‌اتهام‌ «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال حبس محکوم و از این مدت پنج سال آن به عنوان مجازات اشد به اجرا درآمد.

به‌گفتۀ عادلخواه، «رژیم ایران اعمالی را که مجرمانه نیستند جرم می‌داند، به همین دلیل در نهایت همۀ ما از نظر او مخالفش هستیم.»

این پژوهشگر پیشتر گفته بود که در زندان و در مواقع بازجویی، «شب‌های کاملی را به نوشتن گذراندم تا به بازجویانم بفهمانم که من آن چیزی که شما فکر می‌کنید نیستم، یعنی جاسوس».

فریبا عادلخواه در این گفت‌وگو از نرگس محمدی هم یاد کرده و گفته است که او زندان را به یک «فضای عالی برای مبارزه و اعتراض» تبدیل کرده به‌خصوص با توجه به این‌که صدای او در زندان «بیشتر شنیده می‌شود» تا زمانی که بیرون است.

خانم عادلخواه که هنگام اعلام نام نرگس محمدی به‌عنوان برندۀ جایزه صلح نوبل هنوز در ایران بود، در این باره گفته که پس از انتشار این خبر «لبخند» را در خیابان‌ها دیده است.

به‌گفتۀ او اعتراضات روزانۀ مردم تحت عنوان «زن زندگی آزادی»که حکومت آن را سرکوب می‌کند، بخشی از فرهنگ ایرانی شده و «جمهوری اسلامی چاره‌ای ندارد جز این‌که در خیلی موارد کوتاه بیاید».

امروزه زنان همفکر ایرانی وقتی بدون حجاب اجباری بیرون می‌روند، به همدیگر سلام می‌کنند؛ وضعیتی که به‌گفتۀ فریبا عادلخواه تا پیش از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ «قابل تصور نبود». حالا آن‌ها به یکدیگر می‌گویند: «خیلی قشنگی».





کشتن ستار بهشتی وبلاگ نویس توسط حکومت دیکتاتوری اسلامی

سید ستّار بهشتی (۱ شهریور ۱۳۵۶ – ۱۳ آبان ۱۳۹۱) کارگر و وبلاگ‌نویس ایرانی بود که در ۹ آبان ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتّهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس‌بوک» بازداشت و به مکانی نامشخص منتقل کشتهشده بود.
در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و به دلیل خون‌ریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه، کشته شد و در آرامستان رباط کریم (محل زندگی‌اش) به خاک سپرده شد.
بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، بهشتی در ۱۳ آبان فوت کرده‌است.عموی ستار بهشتی در گفتگو با سایت سحام‌نیوز گفته زمانی که از مسئولان، علّت مرگ را جویا شدند به آن‌ها گفته شد: «خفه شوید و به شما ربطی ندارد.»
پس از انتشار خبر مرگ بهشتی، ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی در نامه‌ای که در سایت کلمه منتشر شد اعلام کردند که «ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در بند ۳۵۰ اوین بوده و آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بوده‌است».
در این نامه گفته شده که بهشتی در بازداشتگاه پلیس ایران مورد ضرب و شتم قرار گرفته، از سقف آویزان شده، دست‌هایش را به صورت قپانی بسته‌اند و با لگد به سر و گردنش ضربه زده‌اند.
کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در گزارشی که در ۱۹ آبان ۱۳۹۱ منتشر کرد به نقل از یکی از بستگان بهشتی که جنازهٔ او را دیده بود نوشت: «روی سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده‌است. به محض این که بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملاً خونی شده‌است. علائمی از کالبد شکافی هم روی بدنش بوده‌است.» مادر ستار بهشتی گوهر عشقی نیز در مصاحبه با سحام‌نیوز از خونی بودن کفن وی در هنگام دفن کردن سخن گفته‌است.
۹ آبان ۱۳۹۱: ستار بهشتی توسط نیروهای پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) به اتّهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه اجتماعی و فیس‌بوک» بازداشت شد.
۱۰ آبان ۱۳۹۱: ستار بهشتی وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شد. این زندانی پیش از انتقال به بند در بهداری بستری بوده‌است.
۱۱ آبان ۱۳۹۱: ستار بهشتی با دستخط خود از بازجویانش به خاطر شکنجه، شکایت کرد. وی در این روز از بند ۳۵۰ اوین به مکان نامعلومی منتقل شد.
۱۳ آبان ۱۳۹۱: روز مرگ ستار بهشتی به روایت غلامحسین محسنی‌اژه‌ای دادستان کل کشور: در روز ۱۳ آبان پلیس اعلام می‌کند که «برای وی ناهار بردیم اما فهمیدیم او فوت کرده‌است.»
۱۶ آبان ۱۳۹۱: سایت اصلاح طلب کلمه خبر مرگ این وبلاگ نویس را منتشر کرد و نوشت که به خانواده ستار بهشتی اطلاع داده شده که برای تحویل گرفتن جنازه او به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.
۱۸ آبان ۱۳۹۱: جنازهٔ ستار بهشتی در بهشت زهرا غسل داده شد و در قبرستان رباط کریم دفن شد.