اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Tuesday, 5 December 2023

۱۴ آذر ۱۴۰۲  ۱۸:۱۱ واکنش یک منبع آگاه نزدیک به روحانی نسبت به پرونده فساد چای؛

 آذر ۱۴۰۲  ۱۸:۱۱ 

واکنش یک منبع آگاه نزدیک به روحانی نسبت به پرونده فساد چای؛اگر این فساد از سال 98 بوده چرا رئیس‌ وقت قوه قضاییه که امروز رئیس‌جمهور است، در این مورد گزارشی ارائه نداد

یک منبع نزدیک به دولت یازدهم و دوازدهم گفت: از قوه قضائیه تقاضا داریم پرونده فساد واردات چای را در محضر ملت منتشر کند تا حقایق برای مردم روشن شود.

به گزارش شبکه شرق، یک منبع نزدیک به دولت روحانی با اشاره به اتهاماتی که طی روزهای اخیر از سوی دستگاه تبلیغاتی دولت سیزدهم علیه دولت قبل مطرح می‌شود، گفت: اینکه هر نوع ضعف و فسادی را در دولت با تعمیم و قلب واقعیت و ارائه اطلاعات مغشوش و آشفته به دولت قبل ارجاع می‌دهند، تکنیک نخ‌نما‌شده‌ای است که افکار عمومی دیگر باوری به آن ندارد. در این زمینه هم گزارش اولیه سازمان بازرسی کل کشور به قدر کافی گویاست اما حال که چنین تخلف بزرگی کشف شده و عزم دستگاه قضا نیز بررسی غیرنمایشی پرونده‌های فساد است، بهتر است به طور عمومی این پرونده را در محضر ملت منتشر کنند تا به این سؤالات پاسخ داده شود:

۱- روند تخصیص ارز به این گروه تجاری در هر سال به تفکیک واردات چای و ماشین‌آلات چه میزان بوده است؟ تا پایان دولت دوازدهم چه میزان ارز به آن تخصیص یافته است و پس از آن چه میزان؟

۲- مراجع قانونی نظارتی و قضایی به طور شفاف و علنی اعلام کنند فساد و سوءاستفاده متهمان، با تبانی چه مقاماتی و در چه زمانی اتفاق افتاده است؟

۳- در حالی‌که قریب به یکصد شرکت تولیدی و بازرگانی، به امر واردات چای مشغول هستند، چرا در سال ۱۴۰۱ از کل ارز تامین‌شده برای واردات چای که حدود یک میلیارد و ۳۹۶ میلیون دلار بود، یک میلیارد و ۱۰۱ میلیون دلار فقط به این گروه اختصاص پیدا کرده است؟

۴- میانگین واردات چای طی ۵ سال منتهی به ۱۴۰۰، بین ۶۰ تا ۶۵ هزار تن بوده است، چرا در سال ۱۴۰۱ به یکباره رقم واردات به ۱۱۰ هزار تن رسیده ‌است؟

۵- اگر آغاز این فساد از سال ۱۳۹۸ بوده چرا رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور که امروز رئیس دفتر ویژه رئیس‌جمهور و رئیس وقت قوه قضائیه که امروز رئیس‌جمهور است، در آن زمان گزارشی به مقامات ذی‌ربط نداده‌اند و آن را منتشر نکرده‌اند؟

به گفته این منبع آگاه، طبق اطلاعیه سازمان بازرسی کل کشور ۷۹ درصد از ارز نیمایی تخصیص‌یافته برای واردات چای، به این گروه تجاری اختصاص پیدا کرده است. علاوه بر آن طی سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ ثبت سفارش‌های این گروه به میزان «بیشتر از نیاز کشور» تأیید و به محض ارسال برای بانک مرکزی تخصیص لازم انجام شده است.
وی افزود: به رغم انتشار این اطلاعات روشن، دستگاه تبلیغاتی دولت سیزدهم، با این ادعا که «ریشه تخلف و فساد ارزی یک شرکت مطرح در زمینه واردات چای به سال ۱۳۹۸ بازمی‌گردد» و «کشف فساد و برخورد با آن در دولت سیزدهم»، «دم کشیدن چای ‌پررنگ در مطبخ دولت قبل» و… سعی کردند طبق رویه مرسوم بدون مشخص شدن ابعاد پرونده، با هیاهو دولت سابق را متهم کنند. اما همانطور که جلوگیری از فساد نیازمند شفافیت است، در مبارزه با آن نیز باید شفافیت را به کار گرفت. ارائه اطلاعات ناقص و مغشوش و جهت‌دهی افکار عمومی برای سلب مسئولیت از خود، نه به فسادستیزی می‌انجامد نه اعتمادسازی.

این منبع آگاه تاکید کرد: ارائه اطلاعات جامع و برخورد غیرنمایشی با این پرونده و پیگیری مسئولان متخلف در هر رده و هر دولتی می‌تواند گامی رو به پیش در جهت فسادستیزی مسئولانه باشد؛ عزمی که اظهارات امروز سخنگوی قوه قضائیه نیز نوید آن را می‌دهد.

منبع: ایلنا




دادخواهی قتل‌های زنجیره‌ای و روز مبارزه علیه سانسور

▪️دادخواهی قتل‌های زنجیره‌ای و روز مبارزه علیه سانسور


سیزدهم آذر روز مبارزه با سانسور است. پانزده سال پیش در آبان سال ۱۳۸۷ کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای این روز را به یاد دو جان‌باخته‌ی راه آزادی اندیشه و بیان، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، روز مبارزه با سانسور نامید. این پیشنهاد با استقبال تشکل‌های مدنی و فعالین در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی قرار گرفت. کانون نویسندگان ایران در ۲۵مین سالگرد جنایت قتل‌های زنجیره‌ای، امسال را سال «دادخواهی قتل سیاسی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده» نامیده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«‌جمهوری اسلامی با ابزار سانسور به قلب ماهیت اتفاق‌ها، پدیده‌ها و شخصیت‌ها دست زده و به وارونه کردن ارزش‌های انسانی پرداخت و بر فساد گسترده‌ نهادها و دست‌اندرکارانش و بر فقر روزافزون مردم و تبعات غیرانسانی آن پرده کشیده است. این رژیم با ابزار «سانسور» تیراژ کتاب را در جامعه‌ای هشتاد و پنج میلیونی به ۲۰۰ نسخه رسانده، تئاتر را از صحنه خارج کرده، سینمای رسمی را به ابتذال کشاند، سازها را پشت پرده نشاند، بسیاری از هنرمندان را تارانده یا منزوی ساخته است. چیزی به نام روزنامه‌ی مستقل باقی نگذاشته، اینترنت را برای مردم به گران‌ترین و آزاردهنده‌ترین اینترنت جهان بدل کرده، امواج پارازیت را به جای تصاویر ماهواره پراکنده تا چشم مردم را بر روی جهان ببندد و با به‌کارگیری سانسور نیمی از مردم، جامعه، زنان را، از پرداختن به برخی هنرها، از زندگی به ‌مثابه‌ انسان صاحب‌ اختیار بازداشته است. "

ريشه اين حرام‌خواري تاريخي در حرام‌خواري سياسي است

خبر تخلفات سه ميليارد دلاري، همچون زلزله‌اي پيكره جامعه ايران را متاثر ساخته و تا مغز استخوان دغدغه‌مندان را سوزانده است و خدا مي‌داند اين‌گونه كژروي‌ها، چه بر سر اعتماد عمومي و دين و ايمان مردم خواهد آورد. اين فساد، معادل يك‌دهم درآمد نفتي در حال حاضر و نصف مبلغ مذاكرات اخير ايران و امريكا و دوبرابر كل بودجه آموزش عالي و تمام دانشگاه‌ها، در كشوري است كه ميليون‌ها نفر از درآمد روزانه يك دلار هم محروم هستند. ابعاد اين فساد و بازي با سلامت و امنيت غذايي و امانت مردم، شوك‌آور است. چاي فاسد را توزيع كرده يا چاي داخلي را به خارج برده و با بسته‌بندي خارجي به عنوان واردات و چندين برابر قيمت به مردم فروخته و انبوهي از دلارهاي بيت‌المال را در بازار آزاد به نرخ بالاتر عرضه كرده‌اند و اين همه در زير چشم نهادهاي نظارتي عريض و طويل صورت گرفته يا بر آن مهر تاييد زده‌اند؟  اصل اعلام رسيدگي به اين تخلف، ارزشمند و شايسته تقدير است، اما مهم به نتيجه رساندن و عبرت گرفتن است والا، فساد‌هاي كلان ديگري هم بوده است كه با سروصدا و بگير و ببند همراه شده و هنوز اندر خم يك كوچه است. علاوه، تاخيري غيرقابل توجيه صورت گرفته است. سال ۹۹ پرونده تخلف اين شركت كه چاي فاسد 20 سال پيش را از فلان بانك خريده و به مردم مي‌فروشد، رسما در يكي از رسانه‌هاي امنيتي كشور علني شده است. نهادهاي نظارتي از آن روز تاكنون كجا بوده‌اند؟ اين ميزان تخلف فقط در صنعت چاي روي داده است، در جاي ديگر و تحت عنوان دور زدن تحريم‌ها چه خبر است؟  خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي مطرح و «تريبون‌هاي كفن‌پوش» را مرور كردم. آنقدر مبادي آداب و حقوق و قانون شده‌اند كه نامي از اين شركت و متخلفان به ميان نياورده‌اند. جل‌الخالق! رسما بزرگ‌ترين خيانت به كشور و مردم صورت گرفته است، اما هنوز مشغول مماشات و پاسكاري تخلفند. اين خود ممد فساد و عين فساد و ترحم بر پلنگ تيز دندان است كه در فضاي عدم شفافيت رشد و اشاعه پيدا مي‌كند. 
اينها چه كساني هستند كه از چنين قدرتي در فساد و كتمان برخوردارند؟ مگر صنعت موشك‌سازي است كه نگران ابعاد امنيتي آن باشند؟ كجايند كساني كه سال‌ها در حذف و حصر و بي‌آبرو كردن و بهتان زدن به رقباي سياسي خود سر از پا نشناخته و مرزهاي اخلاقي و انساني را در دادگاه‌هاي آنچناني و اعترافات تلويزيوني و استصواب و... درنورديدند؟  اين حرام‌خواري تاريخي، ريشه در حرام‌خواري سياسي و دستكاري در نظام توزيع قدرت سياسي و اقتصادي اين سال‌ها دارد. اين فقدان شفافيت، دشواري گردش آزاد اطلاعات و محدوديت رسانه‌هاي مستقل است كه فسادپوشي و فسادپروري را آسان و مبارزه با فساد را به مراتب دشوار و «اسراييل درون ما» را برساخته است. در بي‌قانون‌ترين كشورهاي جهان هم، شاهد اين اندازه از فساد نسبت به حجم اقتصادشان نبوده و نيستيم. سال‌هاست كه دم از مبارزه با فساد زده مي‌شود، ولي هر دم از اين باغ بري مي‌رسد. تا در معرض «آپارتايد سياسي» و نظام «تبعيض صنفي و سياسي» هستيم و تا عمده نگاه‌هاي نظارتي، متوجه كنترل مردم و انتخابات و سوءاستفاده از قانون و منكوب كردن مخالف و محدودسازي رسانه باشد، نتيجه همين است كه مي‌بينيم. اين سياست‌ها، فسادآفرين و خانمان‌سوز است و نبايد غافل بود كه همين بليه بزرگ‌ترين امپراتوري‌هاي جهان را نيز بي‌آبرو و مضمحل كرده است. جهان معاصر راهبردهاي علمي و آزموده‌اي براي شفافيت و مبارزه با فساد و انحصار دارد. چرا از تجربه جهان غافل باشيم و ساز خود را بزنيم؟ افسوس كه «نصيحت بي‌ثمر باشد زمين‌گيران غفلت را».
اين نقطه آزمون شعارها و وعده‌هاي چهل ساله است. اشك شهيدان از اين غفلت‌ها جاري است و همه را به محاكمه خواهد كشيد. تا فرصتي هست بيدار شويم و خانه را بتكانيم و طرحي نو دراندازيم و آب رفته را به جوي بازگردانيم. همين فساد را براي خودمان، اتمام حجت بدانيم. ترديد نبايد كرد، اين ره كه مي‌رويم به تركستان است و با اين سياق و جماعتي كه خود با رانت سياسي يا اقتصادي به قدرت رسيده‌اند، به جايي نمي‌رسيم. اگر قدرت اصلاح نداريم، كنار برويم و به مردم واگذاريم! به علي(ع) و نهج‌البلاغه رحم كنيم. در غير اين صورت، خداي ناكرده، تاريخ براي همه ما ثبت خواهد كرد كه انسان‌هايي كم سواد، مدعي و كارنابلد، كشوري با تمدن چند هزار ساله و مذهبي مفتخر به علي(ع) را به خاك سياه نشاندند و شرم نكردند. اين علي(ع) بود كه از درآوردن خلخال از پاي آن زن دق مي‌كرد! ما گرفتار نقش ايوانيم! فرياد علي(ع) را باور كنيم كه؛ اذا تغير السلطان، تغير الزمان! تا انديشه و شيوه حكمراني تغيير نكند، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.

Monday, 4 December 2023

سفره خالی بازاریان و چپاول ملت

امروز ۱۳ آذر ماه بازاریان #گناوه و #لبخندان با پهن کردن سفره خالی در نهمین روز خود دست به اعتصاب واعتراض زدند 
#قیام_سراسری
#ایران

نرگس محمدی در نامه‌ای از زندان: حتی به قیمت جانم به مبارزه ادامه می‌دهم

۱۳/آذر/۱۴۰۲

رادیو فردا

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه صلح نوبل امسال، در نامه‌ای که به صورت قاچاق از زندان خارج شد، تأکید کرد که به مبارزه خود برای حقوق بشر ادامه می‌دهد حتی اگر به از دست دادن جانش بینجامد.

این نامه خانم محمدی روز دوشنبه توسط شبکه دولتی اس‌وی‌تی سوئد منتشر شد.

این فعال حقوق بشر اکنون با اتهامات سیاسی از جمله تبلیغ علیه جمهوری اسلامی در زندان اوین محبوس است.

بر اساس گزارش این شبکه سوئدی، او در نامه خود نوشته است: «حبس، شکنجه روانی، سلول انفرادی دائمی، صدور پی در پی احکام؛ اینها من را متوقف نکرده و نخواهد کرد.»

خانم محمدی افزود: «من برای آزادی و برابری مبارزه خواهم کرد حتی اگر به قیمت جانم تمام شود.»

نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، ۲۳ فروردین پارسال با هجوم نیروهای امنیتی به خانه‌اش بازداشت و برای تحمل حبس به زندان قرچک ورامین فرستاده و اواخر تیرماه به زندان اوین منتقل شد.
او در دو پرونده جداگانه به‌دلیل فعالیت‌های حقوق بشری، در مجموع به ۱۰ سال و هشت ماه زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

چند ماه پس از زندانی شدن خانم محمدی، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در پرونده‌ دیگری که برای او تشکیل داد، از بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، او را به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

شبکه اس‌وی‌تی گفته که این نامه محمدی را در پاسخ به سؤالاتی که برای او از طریق واسطه‌هایی به زندان ارسال کرده بود، دریافت کرده، اما جزئیات بیشتری در این باره ارائه نکرد.

خانم محمدی در ماه گذشته اعتصاب غذایی را در اعتراض به عدم دسترسی‌اش به خدمات پزشکی آغاز کرد.

او در نامه اخیر خود توضیحی درباره وضعیت سلامتی‌اش نداده و گفته که بیش از هر چیز، دلتنگ فرزندانش، کیانا و علی، است.

دو فرزند خانم محمدی همراه با پدرشان، تقی رحمانی، ساکن فرانسه هستند.

محمدی در این باره نوشت: «به ویژه این روزها که همه زندانیان جدید درباره مصاحبه‌هایی که این دو انجام داده‌اند صحبت می‌کنند. بیش از هشت سال است که آنها را ندیده‌ام.»

کیانا به شبکه سوئدی گفت که خانواده محمدی به مدت یک سال و نه ماه است هیچ تماس مستقیمی با او نداشته‌اند.

این نوجوان هفده ساله گفت: «پیش از آن، ما گاهی اوقات با تلفن صحبت می‌کردیم، اما این کار متوقف شد.»

مراسم اهدای جوایز نوبل امسال روز دهم دسامبر در اسلو و استکهلم برگزار می‌شود.
در حالی که نرگس محمدی به دلیل زندانی بودن امکان شرکت در این مراسم را ندارد، به گفته بنیاد نوبل، فرزندان او به نمایندگی از مادرشان، در این مراسم شرکت خواهند کرد.

آنها دو دیپلم افتخار و مدالی را که به محمدی اهدا خواهد شد در شهر اسلو دریافت خواهند کرد و از طرف مادرشان سخنرانی خواهند کرد.

چند روز پیش، نرگس محمدی از سوی روزنامه بریتانیایی «فایننشال تایمز» به عنوان یکی از ۲۵ زن تاثیرگذار در سال ۲۰۲۳ معرفی شد.

در یادداشت کوتاهی که مرجان ساتراپی، سینماگر ایرانی-فرانسوی، درباره خانم محمدی برای فایننشال تایمز نوشته، آمده است: «نرگس مظهر شجاعت است، انتخاب روشن برای جایزه نوبل صلح.»

خانم ساتراپی افزوده است: «او برای حقوق بشر، برای حق زنان در کنترل بدن خود و علیه آنچه که او "شکنجه سفید" می‌خواند مبارزه می‌کند؛ مجازات سلول انفرادی و انزوای شدید که توسط جمهوری اسلامی تداوم یافته است.»






توماج صالحی به زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است

۱۳/آذر/۱۴۰۲

رادیو فردا

وکیل توماج صالحی می‌گوید این خواننده معترض در تماسی که روز دوشنبه ۱۳ آذرماه با خانواده خود داشته است، اعلام کرده که «از عصر دیروز به بند پذیرش در زندان دستگرد (اصفهان) منتقل شده است».

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نوشت:‌ «برای پرونده اخیر هیچ قرار تأمینی صادر نشده است اما در پرونده قبلی قرار وثیقه به قرار بازداشت موقت تبدیل و تشدید شده است».

او با «عجیب» توصیف کردن این اتفاق نوشت که قرار بازداشت موقتی که در سال گذشته صادر شده «به علت الزام قانونی» نمی‌توانسته بیش از یک سال تمدید شود و موکل او به همین دلیل آزاد شده بود و مشخص نیست «با چه مجوزی قرار بازداشت صادر شده است».

توماج صالحی که در سال‌های اخیر با ترانه‌هایش درباره مسائل اجتماعی به شهرت رسیده و یکی از سرشناس‌ترین حامیان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» است، آبان پارسال پس از مدتی زندگی مخفی، در روستای گِردبیشه، از توابع استان چهارمحال و بختیاری، بازداشت شد.
او روز ۲۷ آبان‌ «پس از تحمل ۲۵۲ روز زندان انفرادی و مجموعاً یک سال و ۲۱ روز حبس» به قید وثیقه آزاد شد اما تنها ۱۲ روز بعد و پس از انتشار ویدئویی که در آن شکنجه‌ شدنش در زندان را شرح می‌داد، با ضرب‌ و شتم بازداشت شد.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، با تأیید بازداشت آقای صالحی گزارش داد که او به خاطر «اظهارنظر‌های کذب و بدون سند که در فضای مجازی منتشر کرد به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» بازداشت شد.

وکیل توماج صالحی در ادامه پست روز دوشنبه خود نوشت که توماج صالحی در حالی روز ۹ آذرماه امسال بازداشت شده که قرار بازداشتش در روز ۱۲ آذرماه یعنی سه روز بعد صادر شده است.

او در انتها تأکید کرد: «پرونده برای رسیدگی به اعتراض به قرار بازداشت موقت به دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان ارسال شده است.»
این وکیل دادگستری دو روز پیش‌تر با انتشار تصویر شکوائیه و لوایح ارائه شده به قوه قضائیه، در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) نوشت شکایت موکلش «از ضابطین تقدیم دادسرای کارکنان دولت شده است».

در تصویر شکوائیه منتشر شده که تاریخ ۳۰ مهرماه امسال را دارد، این زندانی سیاسی از مأموران اطلاعات استان اصفهان به اتهام «اذیت و آزار بدنی برای گرفتن اقرار»، «ضرب‌ و جرح عمدی»، «توهین» و «آزار و شکنجه» در روز بازداشت در آبان‌ماه سال گذشته، شکایت کرده است.

وکیل توماج صالحی در تصاویر دیگر منتشر شده از پرونده قضائی دیگر خطاب به رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان، با تشریح «وضعیت نگران‌کننده چشم» موکل خود درخواست کرده تا «رسیدگی‌های ضروری پزشکی» در این زمینه صورت گیرد.






Thursday, 30 November 2023

ظلم به زنان در اسلام

ظلم به زنان در اسلام
زنان در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی در شرایط دردناکی بسر می‌برند. تقریبا در هیچ حوزه‌ای از زندگی نیست که آنها با ظلم و ستم آشکار مواجه نباشند. در جامعه ایران در حال حاضر زن ستیزی ناشی از ذات درونی حاکمیت نظام سرمایه‌‌داری وابسته و مناسبات ارتجاعی آن می‌باشد، نظامی که در جهت حفظ منافع طبقه سرمایه‌ دار حاکم تنظیم شده است. ستم اقتصادی-اجتماعی به زنان به دلیل این که زنان نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دهند در عین حال ستمی بر خانواده آنان و از این طریق ستم بر کل جامعه می‌باشد. در جامعه ما تبعیض سازمان ‌یافته‌ای که توسط سیستم سرمایه‌داری بر زنان تحمیل می‌شود، به ویژه در مورد زنان طبقه کارگر و زحمت‌کش بسیار شدیدتر است. در جامعه ایران تحت نام مذهب، سنت و رسومات مردسالارانه چنان ستم‌های آشکاری علیه زنان اعمال می‌شود که انکارناپذیر می‌باشد موجب می‌شود که زن در جامعه نه تنها از حقوق برابر با مردان برخوردار نباشد بلکه این امر به صورت امری کاملا عادی و مرسوم نادیده گرفته شده و حقوقش پایمال شود. واضح است که در چنین جامعه‌ای هم نهاد یا ارگانی برای رسیدگی به ستمها و تبعیض‌هائی که به زنان اعمال می‌شود بطور واقع وجود نداشته باشد. در نظام زن ستیز جمهوری اسلامی تبعیض علیه زنان و حقوق نابرابر آنان با مردان با الهام گرفتن از قوانین اسلامی، مشروع جلوه داده شده و با آن توجیه می‌شود. در این نظام با تاکید بر این که زن همیشه به عنوان یک عضو وابسته که حیات و هستی‌اش تحت مالکیتِ به زعم آنان جنس برتر مرد می‌باشد، این طور القاء می‌شود که گویا زن لزومی به داشتن حقوق مساوی با مرد ندارد. از نظر اقتصادی تکیه‌گاه مالی اکثریت مطلق زنان همواره وابسته به وجود یک مرد است؛ خواه پدر او باشد و یا همسر. اگر همسر یک زن راضی باشد او می‌تواند کار کند و درآمدش را برای خود نگه دارد و الا زن برای خانه‌ داری و تربیت فرزندان زاده شده و مرد او وظیفه‌ی تامین مالی او را دارد اما آن‌ گونه که صلاح بداند؛ در نتیجه زیر سلطه رژیم جمهوری اسلامی استقلال مالی و اقتصادی برای یک زن رویایی دست ‌نیافتنی ‌است. در جامعه ما ستم بر زنان در تمام عرصه‌های اقتصادی اجتماعی فرهنگی و سیاسی برجسته و قابل مشاهده است. صرف نظر از مزد نابرابر و شرایط بدتر برای زنان کارگر و زحمت‌کش در مقایسه با مردان، زنان امروز ایران به طور کلی از چندین جهت دیگر نیز تحت ستم قرار گرفته‌اند. یکی از موارد برجسته این امر در رابطه با قتل زنان به دست افراد خانواده خود از پدر و برادر گرفته تا همسر و یا ولی دم می‌باشد که آن را قتلهای ناموسی نام نهاده اند. سلطه فرهنگ مردسالاری در خانواده توسط رژیم حاکم آگاهانه تقویت می‌شود، همانطور که در اخبار دیده و شنیده می‌شود باعث چنان قتل‌هائی می‌گردد. همچنین خشونت‌های کلامی و آزار و اذیت‌های جسمانی و حتی جنسی هم در رابطه با زنان در محیط خانه و هم در فضای بیرون از خانه چه در محل کار و مهمانی و یا خیابان، پارک و غیره صورت می‌گیرد. اما در جامعه زن ستیز ایران، زنان از نظر جنسی هم از کوچک‌ترین امنیتی برخوردار نیستند. تازه دستگاه‌های حکومتی در موارد سو استفاده‌های جنسی نیز همیشه زنان را مقصر جلوه می‌دهند. از طرف دیگرحکومت در مورد مسائل جنسی در دوران تحصیل هیچگونه آگاهی رسانی نمی کند. برعکس آنها بسیار سازمان‌دهی شده جوانان را به انجام روابط خارج از عرف سوق می‌دهند. در این بین به دلیل عدم حمایت قانون و هم‌چنین مهم‌تر از آن عدم پذیرش جامعه، باز هم این زنان هستند انگ هرزگی و بی بند و باری به آن‌ها زدهمی‌شود. این‌جاست که زنانی که با این مسایل مواجه می‌شوند یا به صورت واقعی به سمت هرزگی کشیده می‌شوند و یا تا پایان عمر در انزوا و ناراحتی زندگی می‌کنند. البته مقصر جلوه دادن زنان از طرف حکومتیان به این موارد ختم نمی شود. مثلاً کسی مواضع مسئولین حکومتی را در جریان اسیدپاشی به زنان در اصفهان فراموش نکرده است که به جای کسی که اسید به صورت زنان پاشیده بود، خود زنان را مقصر جلوه دادند که گویا شکل پوشش آنها مناسب نبود. طبعا در چنین جامعه‌ای با چنین تفکر و قوانین نانوشته‌ای که در وجود بخشی از افراد آن جامعه نهادینه شده، عملا زندگی کردن را آن‌چنان دشوار می‌کند که گاه زنان برای خلاصی از این فشار ها به خودکشی روی می‌آورند. با توجه به این که فرهنگ حاکم بر جامعه ما طبق گفته مارکس، فرهنگ طبقه حاکم بر جامعه است، در فیلم‌ها و سریال‌هایی که در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخته شده و از تلویزیون پخش می‌شوند، کوشش در تقویت فرهنگ زن ستیزی واشاعه فرهنگ مردسالاری به وضوح دیده می‌شود. در چنین اوضاعی حتی اگر زنانی هم به توانایی‌های خود واقف‌ اند و تسلیم فرهنگ مرد سالاری نمی‌شوند و یا آن دسته از زنان که بر اثر جبر حاکمه مجبور به مقابله با ستم مضاعف علیه خود هستند و می‌توانند خود را بالا کشیده و بر مشکلات ‌آیند، در فرهنگ حاکم این کار آنها نه با خودشان به عنوان یک زن بلکه به عنوان مرد ارزش گذاری می‌شود. جمله‌هایی چون (او مانند یک مرد است)،(مانند یک مرد کار می‌کند) و غیره بیانگر آن است که توانایی او را با واقعیت‌های وجودی‌ خودش نمی‌سنجند. در واقع به این‌گونه نه تنها از او تجلیل نمی‌کنند، بلکه تاکید می‌کنند که همه این صفت‌های خوب را از جنس برتر گرفته‌اند. تازه این موارد بدون در نظر گرفتن مسایل و مشکلات مادی که نقش و تاثیر بسیار بزرگی در زندگی زنان دارد مطرح شده است. حال در نظر بگیرید که یک زن در چنین جامعه‌ای، دست به گریبان مشکلات اقتصادی و معیشتی هم باشد. داستان مشکلات مادی به ویژه در مورد زنان کارگر و زحمت‌کش این‌جا خود غم نامه دیگری ا‌ست. با یک نگاه سر انگشتی به آمار و افشاگری‌هایی که همین چند وقت اخیر توسط یک حرکت خودجوش توسط زنان در جامعه ایران صورت گرفت، زنانی که اتفاقا اکثراً از طبقه خرده مرفه بوده و تقریبا همه آن‌ها دارای تحصیلات دانشگاهی بودند، مشخص شد که تعداد بسیار بالایی از زنان در محیط کار و در چهارچوب روابط کاری، بعضا توسط همکاران و کارفرمایان خود دچار آزارهای جنسی شده‌اند. اما این مساله در مورد زنان طبقه کارگر و زنان خانواده‌های متوسط به پایین از زمین تا آسمان متفاوت است. مساله پیدا کردن شغل و در آمد داشتن برای امرار معاش برای این زنان آن هم با توجه به هزینه‌های سرسام آور و بسیار بالا شرایط متفاوت و دردناکی برای این زنان به وجود آورده است. مشخصا شرایط ظالمانه ای که به زنان سرپرست خانواده تحمیل شده و به طور کلی برای خانواده‌های بی بضاعت، زندگی را بسیار دشوارتر نمود و به جهنمی تبدیل کرده است. آن‌چه که مسلم است نابرابری اجتماعی، جنسیتی، حقوقی، معیشتی و فقدان آزادی‌ واقعیاتی است که بر زنان ایران تحمیل شده است. بر زنانی که طی خیزش‌های اخیری که در ایران اتفاق افتاد بار دیگر حضور بسیار پررنگ و تاثیرگذار و البته برابر خود با مردان را به همگان ثابت کردند. زنان آگاهی که علی‌رغم تمام این فشارها و نابرابری‌ها امروز به حقوق خود آگاهند و برای رسیدن به آن در کنار مردان مبارزه می‌کنند. بدون شک اجباری بودن حجاب و ممانعت از شرکت زنان در استادیوم‌های ورزشی و تماشای مسابقات به نوبه خود نقض حقوق زن می‌باشد. اینها از حقوق اولیه و ضروری زنان هستند. اما شاهدیم که نیروهائی می‌کوشند از یک طرف مشکلات و از طرف دیگر مطالبات زنان ایران را به چنین مسائلی تقلیل دهند و مسأله اصلی یعنی کسب برابری حقوقی مرد و زن در تمام عرصه‌های زندگی را به حاشیه ببرند.