اخبار نقض حقوق بشر در ایران VVMIran e.V Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran e.V

Thursday, 29 January 2026

اتحادیه اروپا ۲۱ مقام و نهاد جمهوری اسلامی را به دلیل سرکوب اعتراضات در ایران تحریم کرد

اتحادیه اروپا در تازه‌ترین بسته تحریمی خود علیه جمهوری اسلامی در واکنش به سرکوب و کشتار معترضان در ایران، ۱۵ مقام حکومتی و امنیتی و شش نهاد را به دلیل «نقض جدی حقوق بشر» تحریم کرد

وزیر کشور، دادستان کل، رییس پلیس امنیت، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، فرمانده تیپ ویژه صابرین سپاه، رییس ستاد امر به معروف تهران، فرماندهان سپاه ایلام، ازنا و کهگیلویه، فرمانده انتظامی مرودشت و قاضی ایمان افشاری از تحریم‌شدگانند

اتحادیه اروپا اعلام کرد روند قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی را دنبال می‌کند

میرحسین موسوی در بیانیه‌ای سرکوب و کشتار معترضان را «برگی سیاه» در تاریخ ایران توصیف کرد و نوشت تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند

وزیر خارجه فرانسه با حمایت از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی گفت نباید برای «جنایت‌های ارتکاب‌یافته» مصونیت وجود داشته باشد

Wednesday, 28 January 2026

در بازار قدیم رشت چه گذشت؟ «ساعت‌ها بوی جسد سوخته می‌آمد»

فرن تقی‌زاده، بی‌بی‌سی - ندا سانیچ، روزنامه‌نگار
۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶
بر اساس روایت‌ها و تصاویری که فعلا منتشر شده، شهر رشت، مرکز استان گیلان، در شمال ایران، در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، شاهد یکی از«خونین‌ترین» سرکوب‌ها در تاریخ معاصر خود بوده است. در این دو شب بخش‌هایی از بازار قدیم شهر و بعضی از بانک‌ها آتش گرفته و شمار بسیار زیادی کشته‌ شدند.

شاهدان، از جمله کسانی که با وجود خطرات جدی از داخل کشور اطلاعاتی را به بیرون منتقل کرده‌اند و کسانی که از ایران خارج شده‌اند، می‌گویند برای درک ابعاد کامل و دقیق آنچه رخ داده باید منتظر انتشار فیلم‌ها و اسناد بیشتری بود؛ چرا که به گفته آن‌ها، وقایع به‌گونه‌ای بوده که «پیش از این سابقه نداشته» و توصیف آن با کلمات ممکن نیست. بی‌بی‌سی فارسی در این‌باره با چهار شاهد گفت‌وگو کرده است. یکی از آن‌ها در جریان آتش‌سوزی بازار قدیم گرفتار شده و به‌سختی توانسته فرار کند.

این گزارش جزئیاتی دارد که ممکن است دردناک و آزاردهنده باشد.
تصاویری از اعتراضات روز چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ در رشتمنبع تصویر،UGC
توضیح تصویر،تصویری که از اعتراضات روز چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ در رشت منتشر شد. معترضان با شعار «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» در میدان شهرداری رشت راهپیمایی کردند
پنجشنبه عصر چه اتفاقی افتاد؟
بر اساس گزارش‌ها، پنج‌شنبه ۱۸ دی، در دوازدهمین روز اعتراضات، جمعیت بزرگی از رشت و شهرهای اطراف به خیابان‌ها آمدند. هم‌زمان با تاریک شدن هوا، بر شمار معترضان اضافه می‌شد. در میان جمعیت جوان‌ها و خانواده‌ها هم دیده می‌شدند. پیش از قطع اینترنت، ویدیوهایی منتشر شد که نشان می‌داد سیل جمعیت از اطراف حوض آبی میدان شهرداری عبور می‌کنند و شعار می‌دهند.

میدان شهرداری، اصلی‌ترین میدان شهر و منطقه‌ای‌ تاریخی و سنگفرش است که تجمعات و بیشتر جشن‌های عمومی در نوروز و مناسبت‌های دیگر آنجا برگزار می‌شود. به گفته شاهدان در این اعتراضات هم، مردم از شهرها و روستاهای اطراف در این میدان جمع شده بودند. عصر پنج‌شنبه سبزه میدان و خیابان معلم در مجاورت میدان شهرداری شلوغ‌تر از همیشه گزارش شد. شاهزاده رضا پهلوی پیش‌تر برای سردادن شعار در ساعت هشت شب این روز فراخوان داده بود
هم‌زمان، اعتراض‌ها و آتش‌سوزی‌هایی در نقاط دیگر شهر هم گزارش شده بود. اما عمده جمعیت در میدان اصلی شهر جمع شده بودند.

شاهدان از پارک کردن ماشین‌ها، و عمدتا ماشین‌های بدون آرم و مشخصات، در اطراف میدان شهرداری گزارش داده‌اند. به گفته آن‌‌ها افرادی با لباس‌های یک‌شکل و ماسک بر صورت در میان مردم بودند. اما نمی‌شد تشخیص داد وابسته به حکومت‌اند یا نه.

جمعیت مشغول شعار دادن بودند که صدای گلوله در میدان شهرداری پیچید. شلیک‌ها باعث هراس مردم و هجوم‌شان به طرف بازار شد. به گفته شاهدان میدان شهرداری به شکلی است که بسیاری به‌ناچار به سمت بازار فرار کردند.
در بازار چه شد؟
بازار قدیمی رشت مجموعه‌ای از کوچه‌های باریک و لایه‌لایه است که هم جای خوبی برای پنهان شدن است، هم ممکن است به تله‌ای خطرناک تبدیل شود. حدود ساعت هشت شب، شروع آتش، معترضان فراری را غافلگیر کرد.

درباره این‌که بازار چگونه آتش گرفت، روایت‌ها متفاوت و گاه متناقض است. اما شاهدان تقریبا همه بر یک نکته اتفاق نظر دارند که معترضان دو راه چاره بیشتر نداشتند: در بازار بمانند، که احتمال آتش گرفتن و خفه شدن با دود بود؛ یا از بازار به طرف خیابان شریعتی فرار کنند. خیابان شریعتی از طرف دیگر به میدان شهرداری منتهی می‌شود.

یکی از اهالی رشت، که با دردسر از ایران خارج شده، می‌گوید مردم به طرف خیابان شریعتی هجوم بردند اما با شلیک و رگبار گلوله ماموران امنیتی روبه‌‌رو شدند که اطراف بازار منتظر بودند. به گفته یکی از شاهدان، بیرون بازار در خیابان شریعتی جنازه‌ها روی هم افتاده بودند.

زنی که خودش در بازار بوده و در آتش‌سوزی گرفتار شده، ماجرا را این‌گونه برای خواهرش توضیح داده است: «در بازار چند جا آتش گرفته بود. مردم در آتش گیر افتاده بودند. عده‌ای در آتش سوختند و ساعت‌ها در چند کوچه آن‌طرف‌تر بوی جسد سوخته می‌آمد.»

این زن، که بافت بازار و کوچه‌های آن را خوب می‌شناسد، تاکید می‌کند که «وقت خروج مردم از بازار، ماموران به روی آنها شلیک نمی‌کردند، بلکه آن‌ها را به‌رگبار بستند.»

یکی دیگر از شاهدان تعریف می‌کند که چگونه ماموران مردم را در خروجی تختی و خیابان شریعتی به رگبار بستند: «از دور صدای شلیک می‌شنیدیم. خیلی بچه زیر ۱۸ سال کشته شدند، ۸، ۹، ۱۲ ساله ... .»

به گفته یکی از شاهدان، بازاریان به روال گذشته کرکره‌ها را نیمه‌باز گذاشته بودند که بتوانند مردم را پناه بدهند. او که دوستانش در بازار کار می‌کنند می‌گوید: «ما می‌دانستیم که وقتی شلوغ شد یا مثلا گاز اشک‌آور زدند، برویم مغازه فلانی. اما تصور نمی‌کردیم که بازار را آتش بزنند و راه‌ها را ببندند.»

شاهد دیگر می‌گوید افرادی که در بازار گیر کرده بودند با دستانی که به حالت تسلیم بالا گرفته بودند به سمت خروجی‌های بازار و نیروهای امنیتی رفتند اما نیرو‌های امنیتی آن‌ها را به رگبار بستند
بازار چگونه آتش گرفت؟
گزارش‌های تلویزیون ایران و مقام‌های رسمی درباره رشت از لحظه آتش گرفتن بازار شروع می‌شود و به قبل از آن پرداخته نشده است. ادعاهای حکومت ایران این است که معترضان یا به گفته آنها «اغتشاشگران» به عمد بازار را آتش زدند. اما شاهدان این را منطقی نمی‌دانند که معترضان بازار را آتش بزنند و بعد به طرف آن فرار کنند.

بر اساس گزارش‌ها، بازار قدیمی رشت پنجشنبه ۱۸ دی بین ساعت هشت تا ۹ شب آتش گرفت.

یک شاهد می‌گوید که نیروهای امنیتی لباس‌شخصی که لابه‌لای معترضان بودند و به گفته او «به‌دلیل پوشش‌های هماهنگ و رفتار مشابه»، پس از مدتی قابل تشخیص شده بودند، «خودشان آتش بازار را در چند نقطه روشن کردند» و بازار هم که مجموعه‌ای از ساختمان‌های چوبی و قدیمی به هم پیوسته است، به‌سرعت سوخت. به گفته او «آتش‌نشانی دیر آمد و سرای ملک پشت مسجد هم آتش گرفت. و راسته کتابفروشی کامل سوخت. یا بانک ملت سر خیابان تختی طوری سوخت که به زغال تبدیل شد.»

در یکی از گزارش‌های تلویزیون ایران، گزارشگر با رئیس آتش‌نشانی رشت صحبت می‌کند که می‌گوید: «جلو ماشین‌های ما را گرفتند و حتی بعضی‌ها را از ماشین کشیدند پایین. من متوجه نمی‌شوم که چرا جلو ماشین‌های ما را گرفتند؟»

رئیس آتش‌نشانی در این گزارش توضیح نمی‌دهد که چه کسانی جلو ماشین‌های آتش‌نشانی را گرفتند.

بسیاری از بازاریان، از جمله فروشندگان طلا، در روزهای قبل اعتصاب کرده بودند. یکی از شاهدان که دوستانش در بازار مغازه دارند، می‌گوید که حکومت از بازاریان، مخصوصا از فروشندگان طلا، خواسته بود تا مغازه‌هایشان را باز کنند. اما آن‌ها خودشان هم معترض بودند و در تظاهرات‌ها شرکت می‌‌کردند. این شاهد می‌گوید طلافروش‌ها به دلیل نوسان قیمت ارز نمی‌توانستند کار کنند.

در مجموع هم در گزارش صدا و سیما و هم گزارش شاهدان آمده است که بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ مغازه در آتش سوخته است. مغازه‌داران می‌گویند انبارهایشان پر از اجناسی بود که برای عید خریده بودند و هر کدام میلیاردها تومان ضرر دیده‌اند.
در این تصویر که سایت نیم‌رخ گیلان منتشر کرده، آثار سوختگی روی نمای مسجد حجتیه رشت دیده می‌شود و داخل آن کاملا آسیب دیده است. مسجد حاج مجتهد هم در جریان آتش‌سوزی پنجشنبه آتش گرفته است
مسجد را چه کسانی آتش زدند؟
در رویدادهای شب پنج‌شنبه ۱۸ دی مسجد چسبیده به بازار، به نام مسجد حاج مجتهد رشت، که در خیابان شریعتی و کنار راسته میخ‌فروشان است، در آتش سوخت، به حدی که فقط بخشی از نمای بیرونی آن باقی مانده است. در یکی از گزارش‌های تلویزیون ایران، که ظاهرا ساعت ۲ بامداد جمعه ضبط شده، یک آتش‌نشان می‌گوید: «این همه قرآن در مسجد بوده و سوخته است، آنها می‌توانند جواب خدا را بدهند؟»

اما شاهدان این اتهام را که معترضان مسجد را آتش زدند، رد می‌کنند و می‌گویند آتش از طرف دیگر بازار شروع شد و به مسجد سرایت کرد. یکی از اهالی رشت که در تظاهرات بوده، تاکید دارد که ماموران امنیتی «برای ایجاد تفرقه می‌گویند معترضان مسجد را آتش زدند. در حالی که میان معترضان آدم‌های مذهبی و زنان چادری هم بودند.»

به گفته این شاهد، تاخیر ماموران آتش‌نشانی باعث سرایت آتش به مسجد شد: «مامورها خیابان میدان صیقلان، خیابان تختی و تقاطع بیستون و معلم به طرف سبزه میدان را بسته بودند. برای همین آتش‌نشانی دیر آمد. می‌خواستند اعتصاب مغازه‌داران را تلافی کنند.»

یکی از شاهدان می‌گوید بیشتر نیروهای آتش‌نشانی برای حفاظت از دفتر امام جمعه رشت، مصلا، باشگاه خبرنگاران و صدا و سیما، کنسولگری روسیه، ساختمان دادگستری و چند مکان دیگر بسیج شده بودند.

یکی از مسئولان آتش‌نشانی رشت در گفت‌وگویی تلویزیونی اعلام کرده است که از ساعت ۱۹:۳۰، شهر در حدود ۲۰ نقطه دچار آتش‌سوزی بوده؛ ۹۰ دستگاه و حدود ۳۰۰ مامور آتش‌نشانی در سطح شهر درگیر عملیات بوده‌اند و در زمان پخش این گزارش در ساعت ۲ بامداد، عملیات مهار آتش همچنان در پنج نقطه دیگر ادامه داشته است
جمعه چه اتفاقی افتاد؟
به گفته شاهدان، صبح جمعه ۱۹ دی ماه، مردمی که اینترنت‌ و تلفن‌شان قطع بود، ناگهان با شهری بدون ماموران امنیتی مواجه شدند که بعضی از مغازه‌ها و بانک‌های آن سوخته بود.

بر اساس صحبت‌های شاهدان، مردمی که با این وضعیت روبه‌رو شدند، تصور کردند «شهر به دست‌شان افتاده» و خانواده‌ها، از پیر و جوان، شروع به بوق زدن و پخش شیرینی و گل کردند. ارتباطات کاملا قطع بود و اهالی رشت تصور می‌کردند شهرهای دیگر هم از دست حکومت خارج شده است.

اما این تصور پیروزی و شادی زیاد دوام نداشت. بر اساس گزارش شاهدان و روایت‌های مشابه که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها منتشر شده، جمعه‌شب، رشت شاهد «خونین‌ترین کشتار معترضان در تاریخ معاصرش» بود. به گفته یکی از شاهدان، تنها بعد از انتشار تصاویر و مشخص شدن جزئیات، ابعاد این واقعه مشخص خواهد شد.

به گفته این فرد، جمعه‌شب ناگهان برق را قطع کردند و حمله به مردم شروع شد.

این فرد که می‌گوید از نزدیک شاهد کشتن معترضان بوده، بر اساس مشاهدات شخصی‌اش، از جمله رنگ سبز لباس نیروهایی که دیده، گمان می‌کند که نیروهایی از ارتش هم در بین ماموران حضور داشته‌اند: «ظاهرا پنج‌شنبه نیرو کم آورده بودند. اما جمعه بازگشتند و همه را تیرباران کردند. نیروهای زمینی ارتش هم در بین‌شان دیده می‌شد. تا گلو مسلح بودند. بعضی نارنجک به خودشان بسته بودند، سلاح خودکار، کلاشنیکوف و ژ۳ داشتند. سه نفر ترک موتور می‌نشستند و هر کس را می‌دیدند می‌زدند. در خیابان معلم همه را تیرباران کردند. در کوچه پس‌کوچه‌ها دنبال آدم‌ها می‌رفتند و آن‌ها را می‌کشتند.»

او می‌گوید که لهجه دیگری جز رشتی، از مردان نقاب‌دار که شلیک می‌کردند و تویوتای سفید داشتند، نشنیده است.
ایران‌وایر روز دوم بهمن ویدیویی مربوط به تاریخ ۲۲ دی‌۱۴۰۴ از باغ رضوان رشت منتشر کرد. در توضیح ویدیو آمده است که انتقال پیکر کشته‌‌های اعتراضات با کانتینر را نشان می‌دهد. به گفته بعضی از شهروندان، هویت شماری از اجساد همچنان نامعلوم است و فضای امنیتی شدیدی بر شهر حاکم شده است
چند نفر کشته یا زخمی شدند؟
درباره عده دقیق کشته‌شد‌ه‌ها در استان گیلان و شهر رشت، چیز دقیقی نمی‌دانیم. فقط اعدادی پراکنده از منابع بیمارستانی منتشر شده است. یکی از شاهدان که در باغ رضوان بوده، می‌گوید اجساد را با کامیون می‌آوردند در حالی که «لخت روی هم انداخته شده بودند و همه هم خونین.»

نهادهای حقوق بشری تخمین می‌زنند که هزاران نفر از زمان شروع اعتراضات دی ۱۴۰۴ در ایران کشته و زخمی شده‌ باشند. خبرگزاری فعالان حقوق بشر (هرانا) تا روز ۳ بهمن، کشته‌شدن ۴۷۴۳ معترض را تایید کرده و گفته در حال بررسی ۱۲۹۰۴ مورد جان‌باخته دیگر است. نهادهای حقوق بشری هشدار می‌دهند که ممکن است آمارهای قطعی چند برابر رقمی که تاکنون تایید شده، باشد.

روز اول بهمن، شورای امنیت کشور، اعلام کرد که در اعتراضات روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌، در مجموع ۳۱۱۷ نفر کشته شدند.

یک شاهد که قبرستان باغ رضوان را دیده بر این باور است که شمار کشته‌ها بسیار بیشتر از آن چیزی است که اعلام شده است. بیشتر قربانیان در استان گیلان مربوط به سرکوب معترضان در جمعه‌شب است.

به گفته یک شاهد، مردم بعضی از کشته‌شدگان را با خودشان می‌بردند چون نمی‌خواستند مجبور شوند برای آن‌ها «پول تیر» بدهند. برخی از اجساد و زخمی‌ها به بیمارستان پورسینای رشت منتقل شدند و عمده کشته‌شده‌ها را به باغ رضوان بردند.

بر اساس یک گزارش موثق که بی‌بی‌سی دریافت کرده، تنها در یک مورد، در جمعه شب، ۷۰ جسد به بیمارستان پورسینای رشت منتقل شدند؛ اما سردخانه دیگر ظرفیت نداشته و مجبور شده‌اند اجساد را به جای دیگری منتقل کنند.

شاهدان زیادی گزارش داده‌اند که ماموران امنیتی برای تحویل دادن هر جنازه، بر مبنای تعداد تیرهای شلیک شده به فرد، بین ۳۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان از آنها پول می‌گرفتند.

یکی از شاهدان که پسر دوستش کشته شده می‌گوید: «گفتند ۸۰۰ میلیون تومان بدهید یا امضا کنید که فرزندتان بسیجی بوده و مامور اسرائیل از پشت به او تیر زده است.»

«یک نفر را که بچه‌اش کشته شده، آن‌قدر نگه داشتند تا همه جنازه‌ها را یکی‌یکی ببیند و بچه‌اش را پیدا کند. فکر کنید چه شکنجه‌ای را تحمل کرده است! وقتی که بچه‌اش را پیدا کرده به او گفته‌اند 'بیا این … کثافت لجن را که بزرگ کردی و در جامعه انداختی ببر'. با این لحن تحقیرآمیز قصدشان شکنجه بوده است.»

او از کسانی می‌گوید که پول تحویل گرفتن پیکر فرزندشان را نداشته‌اند.

چندین شاهد می‌گویند عده‌ای کشته‌شده‌هایشان را «بدون جواز دفن در خانه یا جاهای دیگر» دفن کرده‌اند.
وضعیت شهر و مردم چطور است؟
به گفته شاهدان عینی، فردای کشتار جمعه، مغازه‌ها از ساعت شش و هفت عصر ‌بستند و مردم در خیابان رفت و آمد نمی‌کردند. آنها شهر را در روز شنبه، «شهر ارواح» با «ساختمان‌های سوخته و دود گرفته» توصیف کردند.

یکی از شاهدان گفته ماموران به خانه‌های مردم ریختند تا افراد را بازداشت کنند. او از تلاش ماموران برای بازداشت فرزند یکی از آشنایانش روایت کرده که «خوشبختانه خانه نبوده» اما ماموران در و وسایل دیگر را شکسته و به خانه خسارت وارد کرده‌اند.

با وجود تلاش‌ رسانه‌ها و شهروندان خارج از ایران برای اطلاع از آنچه در ایران گذشته، ابعاد واقعی این رویدادها هنوز مشخص نیست.

ایران در حال حاضر شدیدترین و طولانی‌ترین قطعی اینترنت در تاریخ را تجربه می‌کند.

هم‌زمان حکومت ایران روایت خود را در رسانه‌های داخلی و تلویزیون تکرار می‌کند. این روایت در اغلب اعتراضات سراسری دیگر هم شنیده شده و تقریبا متن آن مشترک است: اینکه معترضان «اغتشاشگر» یا «نفوذی» و «عامل بیگانه» هستند و آنها مسئول خسارتی هستند که به اموال عمومی از جمله مسجد، بانک و بازار وارد شده است.

در همین چارچوب، مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی در مواردی، از جمله درباره کشته‌شدن کودکان و برخی شهروندان، بدون ارائه شواهد مستقل، این مرگ‌ها را به «تروریست‌های مسلح» نسبت داده‌اند؛ ادعایی که شماری از شاهدان عینی آن را رد می‌کنند و می‌گویند این افراد در جریان سرکوب اعتراضات و بر اثر شلیک نیروهای امنیتی جان باخته‌اند.

نهادها و سازمان‌های حقوق بشری و بعضی از چهره‌های سرشناس، خواستار تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب مستقل شده‌اند تا ابعاد آنچه در این دو شب در ایران گذشت مشخص شود.

روایت افرادی از داخل یا خارج از ایران، و همچنین تصاویر محدود منتشر شده از داخل کشور، حاکی از سطحی از خشونت است که به گفته شاهدان، فراتر از تجربه‌های پیشین آنهاست. این شاهدان می‌گویند در توصیف آنچه در این دو شب رخ داده ناتوان هستند و تنها انتشار فیلم‌ها و اسناد بیشتر می‌تواند ابعاد وقایعی را روشن کند که از آن به عنوان «کشتار بی‌رحمانه‌ای» یاد می‌کنند که «شهری سوخته، دودگرفته و غم‌زده برجا گذاشته است».

Friday, 21 November 2025

افزایش اذیت و آزار» ایرانیان مخالف حکومت توسط عوامل جمهوری اسلامی در آلمان



۳۰/آبان/۱۴۰۴
رادیو فردا🔸مقامات آلمانی در پاسخ به پرسش خبرگزاری رویترز تأیید کردند که ایرانیان ساکن آلمان با افزایش «آزار و اذیت» از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، از جمله «تهدید و فشار برای جاسوسی علیه دیگر تبعیدی‌ها»، روبه‌رو هستند.

🔸سرویس‌های اطلاعاتی آلمان به طور مرتب از «فشار و جاسوسی» حکومت ایران علیه گروه‌های تبعیدی در این کشور گزارش داده‌اند.

🔸آژانس اصلی اطلاعات داخلی آلمان هم در گزارش سالانه خود در سال گذشته اعلام کرد که این خطر همچنان در سطح بالایی قرار دارد.

🔸آژانس اطلاعات داخلی آلمان در سال ۲۰۲۴ یک خط تلفن ویژه برای گزارش موارد مشکوک به تروریسم و جاسوسی خارجی راه‌اندازی کرد.

🔸این آژانس در ایمیلی به رویترز در پاسخ به سؤالات این خبرگزاری نوشت: «در ماه‌های اخیر، تعداد گزارش‌های مرتبط با ایران افزایش یافته است»، با این حال اما آمار دقیقی در این زمینه ارائه نکرد.

🔸وزارت خارجه ایران نیز هنوز به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این زمینه پاسخ نداده است.

🔸در داخل ایران نیز گروه‌های حقوق بشری و فعالان از سرکوب شدیدتر مخالفان سیاسی خبر داده‌اند و گزارش‌های متعددی از آزار، بازداشت و انواع دیگر فشارها، به‌ویژه پس از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا در خردادماه که بخش زیادی از توان دفاع هوایی ایران را نابود کرد، منتشر شده است.

🔸گزارش کامل را در وب‌سایت رادیوفردا بخوانید.

@RadioFarda

Wednesday, 11 June 2025

جمهوری اسلامی به خانواده کورکور: پیکر مجاهد را تحویل نمی‌دهیم

ساعاتی پس از آن که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام مجاهد (عباس) کورکور، معترض بازداشتی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» خبر داد، فواد چوبین، از اعضای خانواده‌های دادخواه اعلام کرد به خانواده کورکور گفته‌اند پیکر او را تحویل نخواهند داد و اجازه نمی‌دهند هیچ‌گونه مراسمی هم برگزار شود.

فواد چوبین، دایی آرتین رحمانی، نوجوان کشته‌شده در اعتراضات سال ۱۴۰۱ در ایذه، چهارشنبه ۲۱ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به خانواده مجاهد کورکور گفته‌اند که پیکر او را تحویل نمی‌دهند و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسمی را هم ندارند.»

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها با نقض آشکار حقوق اساسی خانواده‌های افراد اعدام‌شده یا جان‌باخته به دلایل سیاسی، از تحویل پیکر آنان به خانواده‌هایشان خودداری کرده است.

مخفی کردن یا تحویل ندادن پیکر فرد جان‌باخته به خانواده و مشخص نکردن مکان دفن آن‌ها، از جمله موارد ناپدیدسازی قهری محسوب می‌شود.

ناپدیدسازی قهری نقض ماده ششم اعلامیه جهانی حقوق بشر است که تاکید می‌کند: «هر انسانی سزاوار و محق است تا همه‌ جا در برابر قانون به‌ عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.»

به خانواده مجاهد کورکور گفته‌اند که پیکر او را تحویل نخواهند داد و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسمی را هم ندارند. #مجاهد_كوركور

— فواد چوبین (@foad_choobin) June 11, 2025
اعلام خبر اعدام مجاهد کورکور از سوی قوه قضاییه

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بامداد چهارشنبه ۲۱ خرداد اعلام کرد که حکم اعدام کورکور در زندان به اجرا درآمده است.

میزان در گزارش خود نوشت که او با اتهامات «محاربه، افساد فی‌الارض و تشکیل و عضویت در گروه باغی» به دار آویخته شد.

اعلام خبر اعدام کورکور بلافاصله موجی از خشم و ناراحتی را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت.

ساعاتی پیش از اعلام این خبر، گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی درباره فراخوانده شدن خانواده او برای آخرین ملاقات منتشر شده بود.

کورکور ۲۹ آذر ۱۴۰۱، در جریان یورش نیروهای امنیتی به روستای «پِرسوراخ» در اطراف ایذه بازداشت شد.

شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز، فروردین سال بعد، او را به اتهام «محاربه و افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در دی‌ ماه همان سال از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دادگاه ایذه ارجاع شد.
Brand Mini

جمهوری اسلامی به خانواده کورکور: پیکر مجاهد را تحویل نمی‌دهیم
۲ ساعت پیش
به‌روزرسانی ۳:۱۸ بعدازظهر

اشتراک‌گذاری

ساعاتی پس از آن که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام مجاهد (عباس) کورکور، معترض بازداشتی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» خبر داد، فواد چوبین، از اعضای خانواده‌های دادخواه اعلام کرد به خانواده کورکور گفته‌اند پیکر او را تحویل نخواهند داد و اجازه نمی‌دهند هیچ‌گونه مراسمی هم برگزار شود.

فواد چوبین، دایی آرتین رحمانی، نوجوان کشته‌شده در اعتراضات سال ۱۴۰۱ در ایذه، چهارشنبه ۲۱ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به خانواده مجاهد کورکور گفته‌اند که پیکر او را تحویل نمی‌دهند و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسمی را هم ندارند.»

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها با نقض آشکار حقوق اساسی خانواده‌های افراد اعدام‌شده یا جان‌باخته به دلایل سیاسی، از تحویل پیکر آنان به خانواده‌هایشان خودداری کرده است.

مخفی کردن یا تحویل ندادن پیکر فرد جان‌باخته به خانواده و مشخص نکردن مکان دفن آن‌ها، از جمله موارد ناپدیدسازی قهری محسوب می‌شود.

ناپدیدسازی قهری نقض ماده ششم اعلامیه جهانی حقوق بشر است که تاکید می‌کند: «هر انسانی سزاوار و محق است تا همه‌ جا در برابر قانون به‌ عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.»

به خانواده مجاهد کورکور گفته‌اند که پیکر او را تحویل نخواهند داد و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسمی را هم ندارند. #مجاهد_كوركور

— فواد چوبین (@foad_choobin) June 11, 2025
اعلام خبر اعدام مجاهد کورکور از سوی قوه قضاییه

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بامداد چهارشنبه ۲۱ خرداد اعلام کرد که حکم اعدام کورکور در زندان به اجرا درآمده است.

میزان در گزارش خود نوشت که او با اتهامات «محاربه، افساد فی‌الارض و تشکیل و عضویت در گروه باغی» به دار آویخته شد.

اعلام خبر اعدام کورکور بلافاصله موجی از خشم و ناراحتی را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت.

ساعاتی پیش از اعلام این خبر، گزارش‌هایی در شبکه‌های اجتماعی درباره فراخوانده شدن خانواده او برای آخرین ملاقات منتشر شده بود.

کورکور ۲۹ آذر ۱۴۰۱، در جریان یورش نیروهای امنیتی به روستای «پِرسوراخ» در اطراف ایذه بازداشت شد.

شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز، فروردین سال بعد، او را به اتهام «محاربه و افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در دی‌ ماه همان سال از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دادگاه ایذه ارجاع شد.

Play
با اعدام کورکور، شمار معترضانی که در پی خیزش سراسری ۱۴۰۱ تاکنون به دار آویخته شده‌اند، دست‌کم به ۱۱ تن رسید.

پیش از این، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهره‌وند، محمد قبادلو و رضا رسایی با اتهامات مشابه و در روندهایی که نهادهای حقوق بشری آن‌ها را «ناعادلانه» خوانده‌اند، اعدام شدند.

در حال حاضر بیش از ۶۰ زندانی سیاسی دیگر در ایران با حکم اعدام مواجه‌اند و ده‌ها تن دیگر با اتهامات سیاسی و عقیدتی در انتظار حکم نهایی خود و در خطر صدور حکم مرگ هستند.

اعدام مجاهد کورکور در روز تولد کیان پیرفلک

تولد کیان پیرفلک ۲۱ خرداد است. مجاهد کورکور ابتدا به قتل او متهم شد و پس از آن که معلوم شد ضارب کیان نبوده، با اتهام «محاربه و افساد فی‌الارض» محکوم شد.

کیان پیرفلک که ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ به دنیا آمده بود، امروز می‌توانست تولد ۱۲‌ سالگی‌اش را جشن بگیرد.

ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان، با انتشار عکسی که او را در حال دست‌ دادن با مادر مجاهد کورکور نشان می‌داد، بارها تاکید کرد که حکومت در پی پنهان‌ کردن نقش نیروهایش در مرگ کیان است.

همچنین میثم پیرفلک، پدر کیان که خود نیز در جریان تیراندازی به ماشینشان مجروح شد، با انتشار ویدیویی، اتهامات وارده به کورکور را بی‌اساس خوانده بود.

او در این ویدیو می‌گوید: «دادخواه خون پسرم هستم. من هیچ شکایتی از مجاهد کورکور و بچه‌های ایذه نکرده و نخواهم کرد چون من و همسرم به چشم خود دیدیم که نیروهای امنیتی به فرماندهی سردار عیدی علی‌پور، ماشین ما را به رگبار بستند، مرا زخمی کردند و پسرم را به قتل رساندند.»

فشار‌ حکومت بر خانواده پیرفلک و دیگر دادخواهان جنبش مهسا ژینا امینی در این سال‌ها ادامه یافته است.

پویا مولایی‌راد، پسرعموی ماه‌منیر مولایی‌راد، در مراسم تولد کیان در سال ۱۴۰۲ در محل مزار او با تیراندازی مستقیم ماموران انتظامی مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

خانواده کورکور هم از این فشارها در امان نماند و نگار کورکور، خواهر دادخواه مجاهد کورکور، تا پیش از مرگش به‌دلیل سرطان، برای دادخواهی و اثبات بی‌گناهی برادرش تلاش کرد.

Saturday, 7 June 2025

دو دختر تکواندوکار ناپدید شدند

🔴«یسنا شه گلی» و «سارا اقبال شاه» دو تکواندوکار نوجوان که برای حضور در تمرینات تکواندو منزل را ترک کرده بودند، با وجود گذشت چند روز هنوز به منزل برنگشته اند و کسی از آنها اطلاعی ندارد.

🔴 این دو تکواندوکار نوجوان روز پنجشنبه برای انجام تمرین منزل را ترک کرده اند اما پس از آن مربیان و اعضای خانواده از آنها بی اطلاع بودند

🔴فدراسیون تکواندو نیز پس از در جریان قرار گرفتن این ماجرا پیگیری های لازم را انجام داده است اما هنوز خبری از این دو دختر ورزشکار نشده است.

زن‌کشی در حکومت بی‌دروپیکر خامنه‌ای؛ الهه، یکی از قربانیان بی‌قانونی نهادینه‌شده بود

🔴 زن‌کشی در حکومت بی‌دروپیکر خامنه‌ای؛ الهه، یکی از قربانیان بی‌قانونی نهادینه‌شده بود

▪️ حاکمیت زن‌ستیز، خیابان‌ها را به قتلگاه زنان تبدیل کرده؛ نه امنیت هست، نه پاسخگویی
قتل دلخراش الهه حسین‌نژاد، دختر جوانی که تنها به‌دلیل یک گوشی موبایل به طرز وحشیانه‌ای با کارد کشته و جسدش در بیابان رها شد، نه فقط یک فاجعه انسانی که نمادی است از انحطاط یک جامعه بی‌پناه تحت حاکمیت فاسد علی خامنه‌ای. حاکمیتی که ساختارهایش از بالا تا پایین، از بیت رهبر تا شهرداری‌ها و کلانتری‌ها، در فساد، رانت و بی‌کفایتی غرق‌اند و هیچ امکانی برای امنیت زنان باقی نگذاشته‌اند.

▪️ شهرداری و تاکسیرانی در فساد و بی‌نظمی غوطه‌ورند؛ مسافرکشی با خودروهای فرسوده و بی‌نام‌ونشان
در تهرانِ بی‌صاحب، پرسه‌زنی خودروهای فرسوده با رانندگانی بی‌هویت که شب‌ها در ماشین‌های خود می‌خوابند، نه فقط چهره شهر را مخدوش کرده بلکه جان زنان را در خطر دائم قرار داده است. شهرداری فاسد و نهاد تاکسیرانی ناکارآمد، سال‌هاست حتی از حذف ۱۰ هزار پیکان فرسوده هم عاجز مانده‌اند. این بی‌نظمی، آینه‌ی فروپاشی سیستماتیک ساختاری‌ست که خامنه‌ای بنا نهاده؛ سیستمی که حتی توان نظم‌بخشی به یک چهارراه را ندارد، اما به سرکوب مردم در خیابان خوب می‌رسد.

▪️ دستگاه قضایی و نیروی انتظامی به‌جای حمایت از زنان، خود ابزار سرکوب و رعب‌اند
در چنین وضعیتی که نیروهای انتظامی و قضایی، نه حافظ قانون، بلکه ابزار سرکوب‌اند، کسی از جان زنان حراست نمی‌کند. قربانی شدن الهه، تکرار تراژدی تلخی‌ست که هر روزه در حاشیه‌های پایتخت و دیگر شهرها رقم می‌خورد. این حکومت، نه فقط زن‌ستیز است، بلکه زن‌کش است؛ و زنانی که زیر سایه حاکمیت ولایت فقیه زندگی می‌کنند، هر لحظه باید نگران جان خود باشند؛ زیرا قاتل نه فقط در بیابان، بلکه در ساختار رسمی حکومت لانه کرده است.

🔥@begoonah1

تیراندازی مرگبار در بیمارستان امام علی کرج؛ یک زندانی در هنگام فرار توسط نظامیان حکومتی کشته شد

ظهر امروز شنبه، ۱۷ خرداد ۱۴۰۴، بیمارستان امام علی کرج شاهد حادثه‌ای خونین بود که در آن یک زندانی متهم به قتل در تلاش برای فرار با شلیک نظامیان حکومتی کشته شد.

بنا به ادعای پلیس استان البرز، این زندانی برای انجام اقدامات درمانی از زندان به بیمارستان منتقل شده بود. اما در اقدامی برنامه‌ریزی‌شده، او با همکاری زنی که خود را همسرش معرفی کرده بود، قصد فرار داشت. این زن، دو قبضه سلاح گرم را به صورت مخفیانه وارد بیمارستان کرده و در اختیار متهم قرار داده بود.

در جریان تلاش زندانی برای فرار، درگیری مسلحانه‌ای رخ داد که منجر به کشته شدن زندانی شد و همدست وی نیز در محل بازداشت شده است.