Thursday, 19 October 2023
درخواست ۲۰۰ اهل قلم برای آزادی نیلوفر حامدی و الهه محمدی
۲۰۰ روزنامهنگار، خبرنگار و نویسنده در نامه سرگشادهای خواستار آزادی نیلوفر حامدی و الهه محمدی شدهاند. این دو خبرنگار در رابطه با پرونده قتل ژینا مهسا امینی بیش از یک سال است که در زندان بهسر میبرند.
مهسا امینی و "زن، زندگی، آزادی" برنده جایزه ساخاروف ۲۰۲۳
حقوق بشری "ساخاروف" اتحادیه اروپا به مهسا امینی و جنبش "زن، زندگی، آزادی" تعلق گرفت. پس از نوبل صلح به نرگس محمدی، این دومین جایزه معتبر جهانی است که در دو هفته گذشته به ایرانیان تعلق میگیرد.
سیاستایران
مهسا امینی و "زن، زندگی، آزادی" برنده جایزه ساخاروف ۲۰۲۳
10 ساعت پیش10 ساعت پیش
جایزه حقوق بشری "ساخاروف" اتحادیه اروپا به مهسا امینی و جنبش "زن، زندگی، آزادی" تعلق گرفت. پس از نوبل صلح به نرگس محمدی، این دومین جایزه معتبر جهانی است که در دو هفته گذشته به ایرانیان تعلق میگیرد.
https://p.dw.com/p/4XgRo
عکس تزیینیعکس: Jonathan Brady/PA Wire/empics/picture alliance
تبلیغات
مهسا امینی و جنبش "زن، زندگی، آزادی" از سوی پارلمان اروپا به عنوان برنده جایزه "ساخاروف" سال ۲۰۲۳ اعلام شدند.
روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا در سخنانی با اشاره به جانباختن ژینا مهسا امینی در شهریورماه سال ۱۴۰۱ و آغاز خیزش "زن، زندگی، آزادی" گفت: «پارلمان اروپا با افتخار در کنار افراد شجاعی است که به مبارزه برای برابری، عزت و آزادی در ایران ادامه میدهند. ما در کنار کسانی هستیم که حتی از زندان نیز به تلاشهایشان برای "زن، زندگی و آزادی" ادامه میدهند.»
این جایزه از سال ۱۹۸۸ هر سال به افراد و سازمانهایی اعطا میشود که از حقوق بشر و آزادی دفاع میکنند و در این مسیر هزینههای فراوانی پرداختهاند.
ویلما نونیز اسکورسیا و اسقف کاتولیک رولاندو آلوارز، دو چهره سرشناس دفاع از حقوق بشر در کشور نیکاراگوئه، و سه زن اهل لهستان، السالوادور و آمریکا که پارلمان اروپا از آنها با عنوان "رهبران مبارزه برای سقط جنین امن، آزاد و قانونی" یاد کرده، دیگر نامزدهای دریافت این جایزه معتبر حقوق بشری بودند.
https://p.dw.com/p/4XgRo
سیاستایران
مهسا امینی و "زن، زندگی، آزادی" برنده جایزه ساخاروف ۲۰۲۳
10 ساعت پیش10 ساعت پیش
جایزه حقوق بشری "ساخاروف" اتحادیه اروپا به مهسا امینی و جنبش "زن، زندگی، آزادی" تعلق گرفت. پس از نوبل صلح به نرگس محمدی، این دومین جایزه معتبر جهانی است که در دو هفته گذشته به ایرانیان تعلق میگیرد.
https://p.dw.com/p/4XgRo
عکس تزیینیعکس: Jonathan Brady/PA Wire/empics/picture alliance
تبلیغات
مهسا امینی و جنبش "زن، زندگی، آزادی" از سوی پارلمان اروپا به عنوان برنده جایزه "ساخاروف" سال ۲۰۲۳ اعلام شدند.
روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا در سخنانی با اشاره به جانباختن ژینا مهسا امینی در شهریورماه سال ۱۴۰۱ و آغاز خیزش "زن، زندگی، آزادی" گفت: «پارلمان اروپا با افتخار در کنار افراد شجاعی است که به مبارزه برای برابری، عزت و آزادی در ایران ادامه میدهند. ما در کنار کسانی هستیم که حتی از زندان نیز به تلاشهایشان برای "زن، زندگی و آزادی" ادامه میدهند.»
این جایزه از سال ۱۹۸۸ هر سال به افراد و سازمانهایی اعطا میشود که از حقوق بشر و آزادی دفاع میکنند و در این مسیر هزینههای فراوانی پرداختهاند.
ویلما نونیز اسکورسیا و اسقف کاتولیک رولاندو آلوارز، دو چهره سرشناس دفاع از حقوق بشر در کشور نیکاراگوئه، و سه زن اهل لهستان، السالوادور و آمریکا که پارلمان اروپا از آنها با عنوان "رهبران مبارزه برای سقط جنین امن، آزاد و قانونی" یاد کرده، دیگر نامزدهای دریافت این جایزه معتبر حقوق بشری بودند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
ژینا مهسا امینی، ۲۲ ساله اهل سقز، روز ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۱ به بهانه "حجاب نامناسب" از سوی ماموران گشت ارشاد در تهران بازداشت و به ساختمانی در خیابان وزرا منتقل شد. او ساعاتی بعد به بیمارستان انتقال یافت و سه روز بعد، خبر جان باختن او به طور رسمی از سوی خانوادهاش تایید شد.
چند شاهد عینی در خودروی حامل او و همچنین در ساختمان وزرا تایید کردند که مهسا امینی دستکم در دو مرحله توسط ماموران گشت ارشاد مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
جانباختن ژینا مهسا امینی سرآغاز جنبش اعتراضی "زن، زندگی، آزادی" در میان ایرانیان در داخل و بسیاری از کشورهای جهان شد و ماهها ادامه یافت. این خیزش اعتراضی بهشدت از سوی جمهوری اسلامی سرکوب شد.
جایزه معتبر حقوق بشری "ساخاروف" در روز ۱۳ دسامبر اعطا میشود.
پارلمان اروپا پیشتر خبر داده بود که سه فراکسیون عمده این پارلمان روز ۲۹ شهریور مهسا ژینا امینی را نامزد دریافت این جایزه معتبر حقوق بشری کردند.
پرستو حکیم، مرضیه امیری و مطیعالله ویسا، سه فعال در زمینه آموزش از کشور افغانستان هم در میان نامزدهای اولیه این جایزه حقوق بشری بودند که از راهیابی به فهرست نامزدهای نهایی بازماندند.
به این ترتیب، این دومین جایزه معتبر جهانی در زمینه صلح و حقوق بشر است که در دو هفته اخیر به ایرانیانی تعلق میگیرد که برای دموکراسی و آزادی در ایران کوشش میکنند. در روز ۱۴ مهرماه جایزه نوبل صلح به نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در ایران، تعلق گرفت.
در سال ۲۰۱۲ جعفر پناهی، فیلمساز منتقد، و نسرین ستوده، حقوقدان مستقل و فعال حقوق بشر، دو ایرانی دیگری بودند که این جایزه را بهطور مشترک دریافت کرده بودند.
ساخاروف؛ از پدر بمب هیدروژنی تا مخالف سرسخت آن
این جایزه بهیاد آندره ساخاروف، فیزیکدان و مخالف سیاسی شوروی نامگذاری شده است.
او که به پدر بمب هیدروژنی شوروی شهره بود، زمانی که به قدرت تخریب این بمب پی برد به مخالف سرسخت آن تبدیل شد و در نامهای به برژنف، رهبر وقت شوروی، به نقص حقوق بشر در کشور اعتراض کرد.
ساخاروف، برنده جایزه نوبل صلح سال ۱۹۷۵، در زمینه خلع سلاح هستهای فعالیت زیادی کرد. او حدودا ۱۰ سال را در زندان و تبعید گذراند و در دسامبر سال ١٩٨٩ در ۶۸ سالگی درگذشت.
پارسا رضادوست از کشته شدگان اعتراضات سراسری
پارسا رضادوست متولد اول دی ۱۳۸۲ و محصلِ سال آخر هنرستان بود. رشتهٔ نقشهکشی میخواند و سیام شهریور ۱۴۰۱ در جریان سرکوب اعتراضات «زن زندگی آزادی» بر اثر اصابت گلولهٔ مأموران حکومتی در هشتگرد کرج کشته شد. خانوادهاش بر روی اعلامیهٔ او نوشتند «شادی کنید ای دوستان، من شادم و آسودهام، بوی جوانی بشنوید از پیکر فرسودهام.»
فیلمهای رقص و آواز پارسا مدتهاست که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و حسام رضادوست، برادر پارسا، در گفتوگو با رادیو فردا میگوید که برادرش را سر کوچهٔ خودشان، در کوچهٔ آرزو، خیابان شقایق، در شهر جدید هشتگرد، با گلولهٔ مستقیم زدند و آمبولانس را برگرداندند، اجازه ندادند او را ببرد. کرکرهٔ یک فستفود که پارسا پناه گرفته بود را پایین کشیدند تا جان داد و بعد پیکرش را به زندان قزلحصار بردند و اثر انگشت از پیکر بیجانش گرفتند.شهناز اسلامی، مادر پارسا که بیمار و درگیر شیمیدرمانی است، به رادیوفردا میگوید که دوستش مانع رفتن پارسا به اعتراضات شده بود اما پارسا گفته بود: «تاامثال ما چهار نفر نرویم و تیر نخوریم، این مملکت مملکت نمیشود.»
مادرِ پارسا از تهدیدهای امنیتی در سالگرد فرزندش میگوید و اینکه اجازه ندادند مراسم سالگرد برگزار شود:
«یک روز مانده به سالگرد، دیدم شمارهٔ شخصی افتاده، من نتوانستم جواب بدهم. حسام جواب داد. گفتند مادرتان را بفرستید بیاید آگاهی. دو سه کلمه میخواهیم با او صحبت کنیم. دوباره به پسرم زنگ زدند که ساعت چهار بیایید اینجا خودتان را معرفی کنید. بچهام را کشتند، میخواهند تقدیرنامه بدهند؟ چی میخواهند بدهند که ما برویم؟ برویم که مثل امثال پدر مهدی کرمی، خانوادهٔ سارینا، ما را هم بگیرند و نگه دارند؟ از قبل هم تهدید کرده بودند که حق سالگرد ندارید. هم بچهمان را از دست بدهیم، هم حق نداشته باشیم. یک نفر که زباله آتش میزند را سریع میگیرند و اعدام میکنند ولی اینجا که دور تا دور دوربین است، کسی که شلیک کرده را نمیتوانند شناسایی کنند. نمیدانم چرا نمیتوانند شناسایی کنند. فقط خدا شناسایی کند. همین و بس.»
«از خدا میخواهم قاتل بچهام خودش بیاید بگوید من بودم. شاید یک ذره، یک طرف دلم آرام شود. جگرم از این میسوزد که این بچه چقدر مهربان بود. این همه صدایش کردیم یک بار نگفت بله. جانم داداش، جانم مامان. اینها مرا میسوزاند. توی اتاقش میروم، روانی میشوم.»
حسام رضادوست، برادر پارسا، در گفتوگو با رادیوفردا از جزئیات کشته شدن برادرش و فشارهای امنیتی بر خانوادهاش میگوید.
روز سیام شهریور در شهر جدید هشتگرد فراخوان داده بودند. پارسا را سر کوچهٔ خودمان با گلولهٔ جنگی، گلولهٔ کلاشنیکف، زدند. یک فستفود آنجا بود که پارسا از مشتریانش بود و دوست و آشنای خانواده ما هم است. پارسا به آنجا پناه برد اما مأموران ریختند و کرکره را پایین دادند تا بچه ۴۰ دقیقه زجر کشید و تمام کرد. بعد او را بردند زندان و در زندان اثر انگشت گرفتند.
ما برای تحویل گرفتن پیکر پارسا اقدام کردیم. متأسفانه اذیت میکردند. پارسا را به ما تحویل نمیدادند. چند دوست و رابط پادرمیانی کردند تا ما توانستیم پارسا را تحویل بگیریم و به خاک بسپاریم.
اولین بار بود آنجا شلوغ شد. تا حالا در این شهرک فراخوانی داده نشده بود. پارسا هم بچه بود. تجربهٔ این شلوغیها را مثل شهرهای دیگر که شلوغ میشد، نداشتند. متأسفانه پنج - شش مأمور نیروی انتظامی تیراندازی میکنند و متأسفانه تیر به پهلوی پارسا میخورد. یکی از دوستان که ما را میشناخت با برادرم تماس میگیرد و میگوید که پارسای شما تیر خورده.
برادرم خودش را میرساند و میبیند که تیر به پهلوی پارسا خورده و کلیه و طحال و کبد از داخل ترکیده بود و امکان زنده ماندن بچه صفر بود.
یعنی پیکر پارسا را به زندان برده بودند؟
بله. با اینکه این اتفاق افتاده بود، اجازهٔ ورود آمبولانس را از سر بلوار ندادند و تیر هوایی زدند، آمبولانس برگشت. بعد از اینکه پارسا جانش را از دست میدهد، بلندش میکنند و سوار یک ماشین شخصی به بیمارستان میبرند. میبینند همه چیز تمام شده، میبرند زندان قزلحصار و اثر انگشت میگیرند و بعد به سردخانهٔ بهشت سکینه میبرند. فردای آن روز ما توانستیم پارسا را در همان قطعهای که پدرم دفن بود خاک سپرده شد.
خود سوزی یه زن اهل آبادان به دلیل تصاحب قبر مادربزرگش توسط شهردار
2023/10/19 8:10:39 ق.ظ
براساس گزارش منابع محلی روز 26 مهر ماه زنی 42 ساله مقابل شهرداری آبادان خودسوزی کرد.
خانمی که صبح امروز مقابل شهرداری آبادان خودسوزی کرد، با ۸۹ درصد سوختگی به بیمارستان اهواز منتقل شد.
گفته می شود که شهرداری میخواهد مزار مادر بزرگ این خانم اهل آبادان را به افراد دیگری بفروشد، که این زن که هنوز هویت وی احراز نشده است با مراجعه به شهرداری از شهردار می خواهد که مزار مادر بزرگ ایشان را تصاحب نکند اما شهردار اعتنای نمی کند.
گفته می شود که شهرداری برای فروش مزار مادربزرگ زن جوان بعد از 44 سال خبر می دهد که این خانم با این موضوع مشکل داشته و شکایت می کند و چندین بار به شهرداری، شورای شهر، فرمانداری و نهادهای مربوطه مراجعه کرده و اعتراض خود را اعلام می کند.
این زن بعد از اطلاع از تصاحب مزار مادربزرگش توسظ شهرداری آبادان خودسوزی می کند.
حال وی وخیم گزارش شده است.
رویا ذاکری معروف به دختر تبریز در بیمارستان اعصاب و روان بستری و ممنوعالملاقات شده است
رویا ذاکری معروف به دختر تبریز در بیمارستان اعصاب و روان بستری و ممنوعالملاقات شده است
14:50 - 27 مهر 1402
ههنگاو؛ پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۲
رویا ذاکری که تصاویری از او تحت عنوان "دختر تبریز" در اوایل هفته جاری انتشار یافت، پس از ضربوشتم توسط ماموران به بیمارستان اعصاب و روان رازی تبریز منتقل شده و تحت تدابیر شدید امنیتی، از ملاقات محروم شده است.
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری ههنگاو، رویا ذاکری، اهل شهر مرند از چهار روز گذشته و بلافاصله پس از بازداشت، به موازات ادعای رسانه حکومتی مبنی بر ابتلای او به "اختلال روانی"، به بیمارستان رازی تبریز انتقال یافته و خانواده از ملاقات او منع شدهاند.
رویا ذاکری، ٣١ ساله و فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر بوده و هماکنون در بخش زنان بیمارستان رازی در وضعیتی نامعلوم به سر میبرد.
این دختر جوان، روز یکشنبه ٢٣ مهر ماه توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران در خیابان منجم تبریز بازدشت شده و با آمبولانس به به بیمارستان انتقال یافت. رسانههای حکومتی یک روز پس از بازداشت او، به صورت هماهنگ مدعی شدند که او به "بیماری روانی" مبتلا است.
رویا ذاکری در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی اواخر مهرماه سال گذشته برای مدت یک ماه بازداشت شده و همانطور که در ویدئوی بازداشتش میگوید، مدت پنج شبانهروز را در آن دوره بازداشتش، اقدام اعتصاب غذا کرده بود. وی در مقابل دانشگاه سراسری تبریز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان مرکزی تبریز منتقل شده بود.
تشت رسوائیت هر روز کند صدا
دریغ و صد افسوس به خونهایی که در جنگ هشت ساله ریخته شد
افسوس و صد دریغ به چهل و پنج سال خون ذلت خوردن و سر در گریبان داشتن و دم نزدن
جنایت پشت جنایت
خیانت در پی خیانت
جفا و ظلم و ستم
خون و اعدام و شکنجه
طناب دا ر و اشک کودک یتیم
ضجه زن جوان و دخترک بیپناه
میله های زندان و ممنوعالملاقاتی
بیماری و نداشتن اجازه درمان
دستت روی دست و نقابت روی نقاب، درونت حیله و خدعه و فریب
صبحانه مون اشک و ناهار مون خون و شاممون کفن
خاک بر سرامون و خاک بر رویمون و خون جگر از
ظلم فقیه و ظلم رهبر و ظلم و همش فساد
گریان رخ و سفره تهی و نوجوانش پرپر
تاکی حبس و شکنجه و تا کی حکم تعلیق و تاکی اخراج
تا کی کودک زباله گرد و تا کی موشک حماس و تا کی همش حجاب
تا کی ثروت ایران به چنگ و ویران کنی وطن
ای دزد نابکار
ای حیله گر ، مکار، ای سیه امامه ی چلاغ
ول کن زمام این اسب و رها کن ملت به حال خود
پایین بیار طناب دار و شمشیر کن غلاف
امروز کنی ظلم و جفا فردا بود قضا
تشت رسوائیت هرروز دهد صدا
نفرین بر تو ای گرگ میش نما
امامه ات یک روز شود بر گردنت ردا
آویخته گردی و کنی از هر جهت نگاه
جز لعنت و نفرین نبردی تو بهری از دنی
ای بیخرد بفهم تو این فریاد و این صدا
Subscribe to:
Comments (Atom)